تبلیغات
اولیای مدارس تهران -امت

اولیای مدارس تهران -امت

مدادالعلما افضل من دماء الشهداء

افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته های پزشکی



وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته های پزشکی در سال جاری خبر داد.

بدکتر سیدحسن قاضی زاده هاشمی با اشاره به خبر منتشر شده در خصوص رفتن دانشجویان ایرانی به دانشگاه های کشورهایی با سطح کیفیت پایین آموزشی گفت: برخلاف خبر منتشر شده، خوشبختانه  برای سال جاری وزارت بهداشت ظرفیت پذیرش دانشجویان را به ۱۵۰۰ نفر در غالب دانشگاه های خودگران و دانشگاه های روزانه افزایش داده است.

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: این وزارتخانه درصدد است با تشویق بخش های خصوصی و دایر کردن دانشکده ها جهت تربیت دانشجویان در داخل کشور، ظرفیت پذیرش دانشجویان در دانشگاه ها را افزایش دهد.

وی خاطرنشان کرد: با توجه به توفیقات جدیدی که در این زمینه حاصل شده حتما اقبال رفتن از ایران و تحصیل در کشورهایی که به لحاظ سطح کیفیت آموزشی از استاندارد های کافی برخوردار نیستند، به تدریج کاهش می یابد.





  • نظرات() 




  • اسنادی که نقش شوروی در ظهور و سقوط حکومت خودمختار آذربایجان را فاش می‌کند

    عباس جوادی

     

    امروزه ۷۰ سال پس از تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت یکساله سید جعفر پیشه‌وری در ۲۱ آذرماه ۱۳۲۴ در تبریز آیا با اطمینان می‌توان گفت که فرقه و حکومت پیشه‌وری چگونه تأسیس یافت و شروع به کار کرد، چه شد که لحن این حکومت بعد از چند ماه به نسبت «آرام‌تر» گردید و بالاخره به دنبال عقب‌نشینی ارتش سرخ از شمال ایران، رهبران حکومت پیشه‌وری و فرقه هم به شوروی گریختند؟

    جواب این سؤال تا ده – پانزده سال پیش اغلب با تفسیر و گمانه‌زنی همراه بود. اما امروزه با اطمینان می‌توان گفت: بله می‌دانیم که چه شد و چگونه شد. صرفنظر از مجریان روی صحنه، این را هم می‌دانیم که مسئولان اصلی و پشت صحنه طراحی و مدیریت این جریان و تغییر سمت بعدی آن چه کسانی بودند؟

    بی‌شک بدون درک اوضاع جنگ و اشغال صفحات شمالی ایران از سوی ارتش سرخ شوروی در زمان جنگ دوم جهانی، بررسی جریان پیشه‌وری در آذربایجان (و قاضی محمد در کردستان) چیزی جز گمراهی به بار نخواهد آورد. اما برای درک عینی و مستند چگونگی بر سر کار آمدن فرقه دموکرات و پس از یک سال عقب‌نشینی و شکست آن، سه سند فوق‌العاده مهم روسی نقش کلیدی بازی می‌کنند: (۱) فرمان دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی یعنی رهبری عالی شوروی (ششم ژوئیه ۱۹۴۵)، (۲) دستور جلسه همان دفتر سیاسی از شش ماه بعد (۲۹ دسامبر ۱۹۴۵) و (۳) نامه تاریخی استالین به پیشه‌وری بعد از شکست فرقه و فرار رهبران آن به شوروی (هشتم مه ۱۹۴۶).

    این‌ها اسنادی هستند که هر کدام داستان فراز و فرود یک جریان سیاسی و نظامی در آذربایجان و کردستان ایران را حکایت می‌کنند و نشان می‌دهند که این حرکت و حکومت اصولاً چگونه، با طرح، برنامه‌ریزی، رهبری و پول کی به وجود آمد و بعد چرا و چگونه متلاشی شد؟

    مشکل مورخین و سیاسیون ایرانی و حتی غربی تا فروپاشی شوروی این بود که در نهایت چاره‌ای جز گمانه‌زنی نداشتند. البته به سختی می‌شد انکار کرد که فرقه دموکرات آذربایجان با تکیه بر ارتش اشغالگر شوروی و حمایت مالی و نظامی آن‌ها تأسیس یافت و بر سر کار آمد و چیزی شبیه این در کردستان هم اتفاق افتاد. اما برای اثبات این ادعاها سند و دلیل «سیاه‌روی سفید» چندانی نبود. در این میان هر کس که طرفدار شوروی و استالین بود، گمانه‌زنی‌ها، اطلاعات جسته و گریخته و خاطرات این و آن را در مورد نقش اصلی و تعیین‌کننده شوروی و استالین در این ماجرا تکذیب می‌کرد و به «مبارزه» مردم آذربایجان اشاره می‌نمود. از سوی دیگر طبیعتاً هر کس هم که مخالف پیشه‌وری و شوروی بود به شواهد و حوادث دیگری اشاره می‌کرد.

    با فروپاشی حکومت و حزب کمونیست شوروی و علنی شدن بسیاری از اسناد سرّی این حزب و دولت، ورق برگشت و بسیاری از اسرار نهان گذشته فاش شد. در واقع این فرصتی بی‌نظیر و گذرا بود که در زمان ریاست جمهوری سابق بوریس یلتسین به دست مورخین و پژوهشگران افتاده بود. دسترسی به اقلاً بعضی اسناد حزب کمونیست و حکومت شوروی سابق در این دوره تا حد زیادی میسر شده بود. اما این فرصت قرار بود بعد از چند سال باز از دست برود و آن دسترسی به اسناد «حساس» تاریخ نزدیک باز عموماً محدود گردد.

    در همین فرصت، بعضی از این اسناد در کتاب‌های نوانتشار و مطبوعات دانشگاهی روسیه منتشر شد. در غرب، مهم‌ترین مرکز پژوهشی که اکثر این آثار را به انگلیسی ترجمه کرده در اختیار عموم گذاشت، «مرکز مطالعات جنگ سرد موسسه وودرو ویلسون» آمریکا بود.

    سه سند فوق هم جزو انبوه همین اسناد بودند که تا آن زمان «فوق‌العاده سّری» محسوب می‌شدند. هنوز از ترجمه فارسی خبری نبود. من در دسامبر ۲۰۱۲ متن کامل سند «فوق‌العاده سرّی» حزب کمونیست شوروی درباره ۲۱ آذر و یک رشته اسناد مرتبط دیگر را به فارسی ترجمه کرده در تارنمای «چشم‌انداز» گذاشتم.

    این سند متن قرار دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی به رهبری استالین از تاریخ ششم ژوئیه ۱۹۴۵ است که دستور می‌دهد در آذربایجان ایران «یک فرقه تجزیه‌طلب تأسیس شود.» فرمان مزبور حتی جزئیات برنامه و کار این «جنبش» را نیز معین کرده بود. چند ماه بعد از آن، در ۲۱ آذر ۱۳۲۴ فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری پیشه‌وری در تبریز تشکیل «حکومت آذربایجان» را اعلان کرد. حوادث یک سال بعد را کم و بیش می‌دانیم.

    در اینجا بد نیست به اطلاع کسانی که از ساختارهای اتحاد شوروی سابق خبر چندانی ندارند برسانیم که حزب کمونیست شوروی و به ویژه کمیته مرکزی آن و در صدر کمیته مرکزی «دفتر سیاسی» این کمیته، عالی‌ترین مرجع رهبری نظام شوروی در تمام زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی بود و هیچ تصمیم مهمی بدون تائید این ارگان رهبری حزبی گرفته و اجرا نمی‌شد. نیاز به توضیح نیست که بخصوص در زمان حاکمیت استالین، رهبری حزب، کمیته مرکزی و دفتر سیاسی اساساً به معنی رهبری مطلق و بلامنازع استالین بود.

    یک سند دیگر که مربوط به شش ماه بعد می‌شود، عبارت از صورت‌جلسه همان دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی (باز به رهبری استالین) از ۲۹ دسامبر ۱۹۴۵ است. این سند که به فرد رابط بین مسکو و فرقه دموکرات یعنی میرجعفر باقروف رئیس حزب کمونیست آذربایجان شوروی فرستاده می‌شود، دستور می‌دهد که دیگر «جنبش‌های تجزیه‌طلبانه در شمال ایران صلاح نیست» و حالا باید «وظیفه اصلی فرقه دموکرات آذربایجان ایران، تأسیس خودمختاری ملی آذربایجان از طریق موسسه‌های خود مدیریتی دموکراتیک در چارچوب دولت ایران تعیین شود.» می‌دانیم که در این مدت مذاکرات ایران و شوروی بخصوص درباره امتیاز نفت شمال جدی‌تر شده بود. این سند را نیز به فارسی ترجمه کرده و در «چشم‌انداز» منتشر کردم.

    سند سوم بعد از تخلیه ایران از سوی قوای شوروی و شکست متعاقب حکومت فرقه در ۲۱ آذر ۱۳۲۵ است. این سند عبارت است از «نامه تاریخی استالین به پیشه‌وری» که رهبر شوروی در تاریخ هشتم مه ۱۹۴۶ نوشته و به باکو فرستاده بود. این نامه را هم به فارسی ترجمه کرده و منتشر نمودم. تاریخ این نامه زمانی است که پیشه‌وری همراه با بسیاری از دیگر رهبران فرقه به شوروی گریخته بود و در باکو زندگی می‌کرد، یعنی حدوداً یک سال قبل از یک تصادف ماشین در جمهوری آذربایجان که به مرگ او منتج شد و به نظر بعضی‌ها حادثه‌ای «برنامه‌ریزی» شده بود.

    در نامه فوق استالین می‌نویسد که پیشه‌وری در تحلیل وضع ایران و سیاست شوروی اشتباه می‌کند. او می‌افزاید که هنگام حضور قوای شوروی در ایران، فرقه قوی بود اما ارتش سرخ می‌بایست ایران را ترک می‌کرد. استالین در این نامه ضمناً تاکید می‌کند که شوروی باید در ایران در مقابل نیروهای طرفدار انگلیس از نخست‌وزیر قوام دفاع می‌کرد تا امتیازاتی از او می‌گرفت. او در پایان می‌نویسد که اگر اکنون بعد از شکست فرقه، پیشه‌وری این سیاست را قبول کند نام نیکی از خود بجا خواهد گذاشت. این نکته را استالین به‌عنوان عکس‌العمل به این «شنیده‌های» خود ذکر می‌کرد که گویا پیشه‌وری اینجا و آنجا گفته است که شوروی‌ها ابتدا از او پشتیبانی نمودند اما بعد او را به حال خود رها کردند.

    در این مقاله ابتدا متن سند نخست یعنی فرمان «دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی» از ششم ژوئیه ۱۹۴۵ را معرفی خواهیم کرد که یک نسخه آن حتی از سوی استالین امضاء هم شده است.



    فرمان استالین


    متن زیر اولین ترجمه فارسی سندی فوق‌العاده مهم و تاریخی دربارهٔ جریان ۲۱ آذر و تشکیل حکومت یکساله پیشه‌وری در آذربایجان (۱۳۲۵–۱۳۲۴) است. این سند عبارت از فرمان فوق‌العاده سرّی دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به دبیر اول حزب کمونیست جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان، میرجعفر باقروف با تیتر «دربارهٔ اقدام به تشکیل یک حرکت تجزیه‌طلبانه در آذربایجان جنوبی و دیگر استان‌های ایران شمالی» (۶ ژوئیه ۱۹۴۵) است.

    این فرمان در دو نسخه اصلی تهیه و صادر شده است: یک نسخه («نسخه باکو») مستقیماً و فقط به میرجعفر باقروف دبیر اول حزب کمونیست جمهوری شوروی آذربایجان فرستاده شده است. صورت این نسخه که از سوی آقای جمیل حسنلی فتوکپی شده و در دسترس موسسه «وودرو ویلسون» قرار داده شده است این است: اصل روسی در این لینک و اصل روسی و ترجمه انگلیسی در این لینک. محل نگهداری کنونی این سند «آرشیو دولتی تاریخ احزاب سیاسی و سازمان‌های اجتماعی آذربایجان» در باکو
    Azerbaijan State Archive of Political Parties and Social Movements، GAPPOD
    و شماره و مشخصات این سند در آنجا این است:
    GAPPOD AzR, f. 1, op. 89, d. 90, ll. 4-5


    همین سند است که از سوی گاری گلدبرگ برای «مرکز مطالعات جنگ سرد مؤسسه وودرو ویلسون» (واشنگتن) به انگلیسی و توسط عباس جوادی (با کسب اجازه از «مرکز ویلسون») از انگلیسی (با مقایسه با روسی) به فارسی ترجمه شده است که ملاحظه می‌کنید.

    نسخه اصلی دوم («نسخه مسکو» اصل روسی سند در این لینک) مخاطبین بیشتری دارد و در پایان، بعد از نام مخاطبین، با دست‌نوشته «ای. استالین» نوشته شده، یعنی ظاهراً خود استالین آن را امضاء کرده است. این نسخه به مولوتوف، بریا، باقروف فرستاده شده و صورت آن به بولگانین، میکویان، یودین، کروتیکوف و زوروف (همگی از اعضای کمیته مرکزی حزب) ارسال گشته است. این نامه در آرشیو حزب کمونیست در مسکو مانده و بعد از انقراض شوروی به «آرشیو دولتی تاریخ اجتماعی و سیاسی روسیه» RGASPI شامل شده که همه اسناد حزب کمونیست و سازمان جوانان حزب کمونیست یعنی کمسومول را در بر می‌گیرد. مشخصات این سند در این مرکز چنین است:
    RGASPI F. ۱۷، o. ۱۶۲، d. ۳۷، ۱. ۱۴۷-۱۴۸

    بدنه اصلی هر دو سند یکی است اما متن مختصر پیش از تیتر و نام‌های توزیع در دو سند تا حدی فرق دارند.

    و اما ترجمه فارسی سند:

    «دربارهٔ اقدام به تشکیل یک حرکت تجزیه‌طلبانه در آذربایجان جنوبی و دیگر استان‌های ایران شمالی»

    فوق‌العاده سرّی
    به: رفیق باقروف
    اقدام به تشکیل یک حرکت تجزیه‌طلبانه در آذربایجان جنوبی و دیگر استان‌های ایران شمالی

    ۱. در نظر بگیرید که توصیه می‌شود به کارهای مقدماتی برای تشکیل یک ولایت («اوبلاست») خودمختار ملی آذربایجان در چارچوب دولت ایران شروع شود که صاحب اختیارات وسیع باشد. در عین حال در استان‌های گیلان، مازندران، گرگان و خراسان هم یک جنبش تجزیه‌طلبانه سازماندهی شود.

    ۲. در آذربایجان جنوبی فرقه‌ای دموکرات با نام «فرقه (حزب) دموکرات آذربایجان» با هدف رهبری جنبش تجزیه‌طلبانه ایجاد شود. ایجاد فرقه دموکرات آذربایجان جنوبی باید همزمان با تجدید سازماندهی شاخه آذربایجان حزب توده ایران باشد و طرفداران جنبش تجزیه‌طلبانه از تمام طبقات مردم را به آن جلب کند.

    ۳. فعالیت مناسب بین کُردهای شمال ایران برای جلب آنان به جنبش جدایی‌طلبانه و ایجاد یک ولایت خودمختار ملی کُرد انجام شود.

    ۴. در تبریز گروهی از کارگران مسئول برای رهبری جنبش تجزیه‌طلبانه را تشکیل داده به آن‌ها وظیفه هماهنگ کردن («برقراری تماس») کارشان با سرکنسولگری اتحاد شوروی در تبریز را بدهید. سرپرستی عمومی این گروه به عهده باقروف و یعقوبوف است.

    ۵. طرح‌ریزی کار مقدماتی در رابطه با برقراری انتخابات مجلس پانزدهم ایران در آذربایجان جنوبی و همچنین انتخاب نمایندگان طرفدار جنبش تجزیه‌طلبانه به کمیته مرکزی حزب کمونیست (بلشویک) (باقروف و ابراهیموف) سپرده شود. کار مزبور تحت این شعارها انجام خواهد شد:
    الف – تقسیم اراضی دولت و مالکان بزرگ به دهقانان و دادن وام‌های درازمدت به دهقانان،
    ب – از بین بردن بیکاری از طریق احیا و گسترش کار در مؤسسات و در عین حال از طریق ساختن راه‌ها و دیگر کارهای اجتماعی،
    ج – بهبود خدمات اجتماعی و تأمین آب از طریق لوله‌کشی،
    د – بهبود بهداشت اجتماعی،
    ه – استفاده حداقل ۵۰ درصد مالیات دولتی برای نیازهای محلی،
    و – حقوق برابر برای اقلیت‌های ملی و ایلات: افتتاح مدارس و نشر روزنامه و کتاب به زبان‌های آذربایجانی، کُردی، ارمنی و آسوری، برگزاری جلسات دادگاه و مکاتبات رسمی در مؤسسه‌های محلی به زبان‌های بومی، ایجاد یک مدیریت استانی از جمله ژاندارمری و پلیس که متشکل از افراد بومی محل باشد، تأسیس انجمن‌های ولایتی، ایالتی و شهری (و) مؤسسات خودگردان محلی،
    ز – بهبود چشمگیر روابط شوروی و ایران.

    ۶. گروه‌هایی را که با سلاح‌های ساخت (کشورهای) بیگانه مسلح شده‌اند سرکوب کنید. هدف از این کار آنست که مردم طرفدار شوروی (و) فعالین جنبش تجزیه‌طلبانه سازمان‌های دموکراتیک و حزبی بتوانند از خود دفاع کنند. این کار به رفیق (نیکلای) بولگانین و رفیق باقروف سپرده شود.

    ۷. برای تقویت کار فرهنگی و تبلیغاتی یک انجمن روابط فرهنگی ایران و جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان راه‌اندازی شود.

    ۸. برای جلب توده‌های وسیع به جنبش تجزیه‌طلبانه، ایجاد یک «انجمن دوستان آذربایجان شوروی» در تبریز با شعبه‌هایی در تمام ایالات آذربایجان جنوبی و همچنین گیلان لازم شمرده می‌شود.

    ۹. کار چاپ یک مجله مصور در باکو برای پخش در ایران و همچنین سه روزنامه جدید در آذربایجان جنوبی به کمیته مرکزی حزب کمونیست (ب) آذربایجان سپرده شود.

    ۱۰. به اداره نشریات دولتی (تحت نظارت کمیساریای آموزش و پرورش اتحاد شوروی) (یودین) سپرده شود که سه دستگاه چاپ کمیته مرکزی حزب کمونیست (بلشویک) آذربایجان برای تأمین نیازهای چاپی در اختیار فرقه دموکرات آذربایجان جنوبی قرار گیرد.

    ۱۱. به کمیساریای خلق عائد به تجارت خارجی (رفیق میکویان) سپرده شود که برای چاپ مجله مصور در باکو و سه روزنامه جدید در آذربایجان جنوبی کاغذ مرغوب در اختیار بگذارد. تیراژ کل این مطبوعات نباید کمتر از ۳۰ هزار نسخه باشد.

    ۱۲. به کمیساریای امور داخله در جمهوری شوروی آذربایجان اجازه داده شود که تحت نظارت رفیق باقروف به افرادی که در چارچوب اجرای این اقدامات به ایران می‌روند و از ایران برمی‌گردند اجازه‌نامه لازم داده شود.

    ۱۳. جنبش تجزیه‌طلبانه آذربایجان جنوبی و همچنین برگزاری انتخابات مجلس پانزدهم ایران (در آذربایجان جنوبی) از نظر مالی تأمین شود. در کمیته مرکزی حزب کمونیست (بلشویک) آذربایجان بودجه مخصوصی عبارت از یک میلیون روبل ارز خارجی («برای تبدیل به تومان») اختصاص داده شود.

    ششم ژوئیه ۱۹۴۵

    دفتر سیاسی حزب کمونیست (بلشویک) اتحاد شوروی
    (امضاء)

    توضیح دربارهٔ تقویم:
    ششم ژوئیه ۱۹۴۵ (۱۵ تیر ۱۹۲۴) = صدور فرمان فوق
    ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ = تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان
    ۲۱ آذر ۱۳۲۴ = اعلان خودمختاری آذربایجان و تشکیل حکومت «ملی» پیشه‌وری
    ۲۱ آذر ۱۳۲۵ = سقوط حکومت «ملی» پیشه‌وری

     

     

    نامه استالین به پیشه‌وری


    آنچه که خواهید خواند اولین و تنها ترجمه کامل و فارسی نامه تاریخی ژوزف استالین رهبر حزب کمونیست شوروی به سید جعفر پیشه‌وری رئیس فرقه دموکرات آذربایجان (ایران) است. پیشه‌وری برای مدت یک سال نخست‌وزیر حکومت این فرقه در تبریز بود که چهار سال بعد از اشغال شمال ایران توسط ارتش سرخ، در ٢١ آذر سال ١٣٢۴ تأسیس و درست پس از یک سال با عقب‌نشینی قوای شوروی و بازگشت ارتش ایران به آذربایجان متلاشی شد.

    اما پیش از پرداختن به نامه استالین، آشنا شدن با سندی دیگر به ما در درک همه این تحولات و حتی خود نامه استالین یاری خواهد کرد.


    ابتدا: نامه پیشه‌وری به رهبری شوروی


    درست در بحبوحه آخرین روزهای حکومت فرقه، پیشه‌وری و چند تن از رهبران دیگر فرقه دموکرات نامه‌ای به «رهبری شوروی» می‌نویسند. این نامه که تاریخش ۱۷ آذر ۱٣۲۵ یعنی درست چهار روز پیش از ۲۱ آذر همان سال است، پیش از سقوط حکومت پیشه‌وری به آقای کراسنیخ سرکنسول اتحاد شوروی در تبریز تقدیم شده است تا به اطلاع «رهبری شوروی» رسانده شود. نامه که از سوی پیشه‌وری، پادگان، شبستری، دکتر جاوید و غلام دانشیان امضاء شده در واقع گله‌ای جدی و فوری اما محترمانه از «دوست بزرگمان اتحاد شوروی» است که از حکومت فرقه خواسته بود محدود شدن اختیارات خود در مقابل دولت مرکزی ایران را قبول کند و مقاومتی از خود نشان ندهد.(١)

    از لحن نامه معلوم می‌شود که هنوز شوروی‌ها به رهبران فرقه دستور نداده‌اند که از ایران خارج شوند اما رهبری فرقه با احساس خطری قریب‌الوقوع و با زبانی نشانگر استدعا، خواهان «کمکی مختصر» و از جمله اسلحه برای مقابله با حمله ارتش مرکزی است. بعضی فرازهای جالب از آن نامه: «ما هشت ماه تمام است که برخلاف احساسات مردم ما، بر خلاف آرزوها و تمایلات اعضا و فعالان فرقه‌مان؛ به خاطر پیشرفت امور و حل مسالمت‌آمیز اختلافات؛ با در نظرداشت سیاست جهانی دوست بزرگمان اتحاد شوروی و با توجه به میانجیگری دولت شوروی، کوشیده‌ایم سیمای قوام را دموکراتیک و مترقی جلوه دهیم و حتی در مواقعی برخلاف فکر و اعتقاد خویش از او تعریف و تمجید نیز نموده‌ایم. هدف این بوده است که کار از جانب ما مختل نشود. (…)


    ادامه مطلب


  • نظرات() 


  • سید محمدحسین هاشمی
     

    تاریخ ایرانی: فیلم‌ها و سریال‌های تاریخی تا چه اندازه باید به تاریخ وفادار باشند؟ آیا مفهوم معادل‌سازی در بستر فیلم‌ها و سریال‌های تاریخی می‌تواند جایگاهی قابل توجه داشته باشد؟ اساساً تا چه اندازه می‌توان به آنچه در این آثار روایت می‌شود اطمینان داشت؟ این سؤال وقتی بیشتر می‌شود که در میان نقدها و نوشته‌ها، می‌بینیم علی حاتمی به عنوان کارگردانی که بخشی از روایت‌های تاریخی در تاریخ سینمای ما، از سوی او بیان شده، خود یکی از متهمان تحریف تاریخ است. در چنین شرایطی آیا می‌توان به آنچه محمدرضا ورزی در «معمای شاه» به تصویر کشیده اعتماد کرد؟ یا حسن فتحی را که امروز و در شبکه نمایش خانگی با سریال «شهرزاد»، داستان یک عشق، در کوران حوادث ۲۸ مرداد را روایت می‌کند، می‌توان باور کرد؟ نگاهی به آنچه تا امروز در آثار نمایشی با محوریت تعریف بخشی از تاریخ عرضه شده، نشان می‌دهد منابعی که کارگردان و منتقد استفاده کرده‌اند، یکی است؛ اما اینکه چه می‌شود کارگردان آن چیزی را روایت می‌کند که منتقد، آن را تحریف تاریخ می‌داند، مبنای بحثی است که می‌توان درباره‌اش نظرات مختلفی را ارائه داد. با خسرو معتضد، فارغ از نقش‌اش به عنوان آنچه خودش «مشاور تکنیکی سریال معمای شاه» می‌نامد، به گفت‌وگو نشستیم تا ببینیم آنچه وفاداری صاحبان آثار تصویری به تاریخ دانسته می‌شود، در چه بستری مقدور است و چه اتفاقاتی باعث می‌شود تا نگاه منتقدان و کارگردانان، تا این اندازه از یکدیگر جدا شود.

    ***



    برای شروع بحث، فارغ از نقش شما در بعضی فیلم‌ها و سریال‌ها به عنوان مشاور می‌خواهم نظرتان را درباره اهمیت و ضرورت وفاداری آثار نمایشی به تاریخ بدانم.


    در یک نگاه کلی، ما به تاریخ چهار نقطه آسیب‌رسان داریم. نقاطی که تنها گذران زمان آن‌ها را رفع می‌کند و به دست آوردن قدرت برهان‌پذیری و تعقل تاریخی متکی به اسناد و مدارک موثق و مستند. اولین نقطه آسیب‌رسان به تاریخ ایران، موضوعی است که از دانشگاه‌های آمریکا تا همین دانشگاه مشهد خودمان قابل مشاهده است و آن، مسئله چپ‌گرایی و چپ‌نمایی است. چندی پیش متوجه شدم که در دانشگاه مشهد، از یرواند آبراهامیان به عنوان بهترین روایتگر تاریخ ایران تقدیر شد؛ من این موضوع را صد درصد رد می‌کنم. این چپ‌ها، همان‌هایی هستند که خیلی‌هایشان اصلاً دوران چپ را ندیده‌اند و فقط تحت تأثیر مباحثی هستند که چپ‌ها می‌گفتند. این چپ‌گرایی تاریخ ایران را مورد آسیب‌های فراوانی قرار داده است. بر اساس همین تفکر هم هست که این دیدگاه به خورد مردم داده می‌شود که تمام وقایع بازه‌ زمانی ۲۰۰ ساله ایران، تحت نفوذ انگلستان و آمریکا بوده است. تفکر اشتباهی که به دلیل علاقه به چپ‌گرایی، پای شوروی را از تمام اتفاقات نادرست ایران دور نگاه می‌دارد.



    پس شما افرادی که کار را کار انگلیسی‌ها می‌دانستند، به عنوان یک منبع آسیب‌رسان به ایران می‌دانید؟


    بله. هم آن‌هایی که در قدیم این تفکر را داشتند و هم این‌هایی که در حال حاضر به واسطه وفاداری به کمونیسم و تحمیلات شوروی، باعث ورود نگاه چپ‌گرایانه به مطالعه تاریخ ایران می‌شوند. ‌آن‌هایی که مردم ایران را نادیده می‌گیرند و به نحوی تاریخ را تحلیل می‌کنند که انگار ایرانی‌ها، مردمان جاهلی بودند که تمام اختیارشان دست انگلیسی‌ها بوده و بعدها آمریکا.



    خب؛ این اولی بود؛ باقی آسیب‌رسانی‌ها...


    آسیب‌رسانی دوم از آن‌هایی است که نسبتی با سلسله قاجاریه داشتند و بعد از آنکه این سلسله از بین رفت، میهمانی‌ها و مجالس بسیار پرزرق و برقی برگزار می‌کردند و در جریان آن‌ها، از مورخان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران بسیاری استفاده می‌کردند تا همه چیز را آنطور که مدنظرشان است، منتشر کنند. آن‌ها از طریق این روزنامه‌نگاران و نویسندگان، مظلومیت قاجاریه را به مردم دیکته می‌کردند و مردم هم حرفشان را قبول می‌کردند.



    منظورتان چه افرادی است؟ منظورم اسمشان است.


    مثلاً شاهزاده محمدولی‌ میرزا فرمانفرمایان و شاهزاده نصرت‌السلطنه که پسر مظفرالدین شاه و همدم و دوست احمدشاه بود.

     

    من فکر می‌کردم با توجه به رویکردتان به خاندان پهلوی از آن‌ها هم چیزی بگویید!

     

    دقیقاً سومین آسیب‌رسانی از خانواده پهلوی به تاریخ رسیده است. این خاندان، افرادی را به بار آورد که هر کدامشان بدون اینکه دسترسی به اسناد و مدارک درست و روشن داشته باشند، آمده‌اند و به نوشتن کتاب دست زده‌اند. خیلی از این افراد به دلیل وابستگی به خاندان پهلوی، دوره حکومت پدر و پسر را دوره روشنی می‌دانند که مردم ایران، به دلیل جهل و نادانی، قدرش را ندانستند و انقلاب کردند و به فلاکت افتادند.



    و چهارمین آسیب؟


    این آسیب‌رسانی از همه بدتر است. آن هم آدم‌های کم‌دانش و کم‌سوادی هستند که بدون مطالعه کافی درباره تاریخ حرف می‌زنند. از میان همین افراد، خیلی‌ها می‌آیند و به من انتقاد می‌کنند که چرا تا این اندازه از خاندان پهلوی انتقاد می‌کنم. من همواره از آن‌ها تعداد کتاب‌هایی که در ارتباط با آن دوره خواندند را می‌پرسم. خیلی‌هاشان یکی دو کتاب هم نخوانده‌اند. فقط شب‌ها می‌نشینند پای ماهواره و درست حرف‌هایی که از آن‌ها می‌شنوند را می‌گویند. در بین این آدم‌ها، البته باید آن دسته افرادی را هم قرار دهیم که بعد از سال‌ها که ایران نبودند، حالا آمده‌اند و از دورانی می‌گویند که اصلاً در ایران نبوده‌اند. این دو دسته که گفتم، شاید بیشتر از تمام آنچه گفته شد، به تاریخ ایران آسیب زده‌اند.



    با پذیرفتن اینکه این‌ها باعث می‌شوند تا تاریخ ما آنطور که باید و شاید روایت نشود، شما می‌پذیرید که در آثار نمایشی ما هم این آسیب‌ها وجود دارند؟


    بله. در بعضی از آثار تصویری ما به روشنی عدم دخالت شوروی در بلاهایی که به سر ایران آمده را مشاهده می‌کنیم. این در شرایطی است که در مقطعی از تاریخ این کشور باعث شد تا ۳۰۰ هزار کیلومتر از خاک ایران جدا شود، کاپیتولاسیون به ایران تحمیل شود، دریای خزر از سلطه ما خارج شود. علاوه بر این، ما گاهی اوقات شاهد اشتباهاتی هستیم که به دلیل همین روایت‌های اشتباهی است که به آن اشاره کردم. اشتباهاتی که ممکن است تأثیر چندانی در روایت تاریخ نداشته باشد، اما چون راویان دست اول نداشته و اطلاعات از لابلای حرف و حدیث‌ها آمده، با واقعیت مغایرت دارد. به عنوان مثال می‌گویم، من در کودکی آقای رزم‌آرا را از نزدیک دیدم. یادم می‌آید که قد کوتاهی داشت. اما آقای ورزی این را نمی‌دانست. بازیگری که در «معمای شاه» نقش رزم‌آرا را بازی می‌کند، قد بلند است؛ این هم اشتباه است.



    پس باور دارید که محصولات تصویری ما عین واقعیت تاریخی نیست؟


    ببینید! ما به هر صورت باید از این آسیب‌رسانی‌ها نجات پیدا کنیم. کارگردانان ما باید بدانند وقتی قرار است یک فیلمنامه را کارگردانی کنند، نباید یک کمونیست به آن‌ها اطلاعات داده باشد.



    شما مشکلتان فقط با نگاه‌های چپ‌گرایانه در این تولیدات است؟


    نه. شما همین سریال «معمای شاه» را ببینید. من خیلی تلاش کردم تا چهره واقعی فروغی را به نمایش بگذارم. خیلی‌ها می‌گویند که فروغی جاسوس و فراماسونر و جهود بوده است. من اما مخالفم. به نظرم او جاسوس نبوده. او مردی است که ایران را نجات داده است. نقش معتدلی که داشته تمام سوابقش را کمرنگ می‌کند. می‌گویند او فراماسونر بوده. آن موقع فراماسونر بودن عملاً یک موضوع تقلیدی بوده و نمی‌توان خرده‌ای بابت فراماسونر بودن فروغی از او گرفت. اما هستند بعضی‌ها که تلاش می‌کنند تا حتی افرادی مانند فروغی را هم در این روایت‌های تاریخی‌شان تخریب کنند.


    دقیقاً همینجاست که ما به مقوله مهمی به نام اهمیت حضور مشاور اصلح در این تولیدات برمی‌خوریم. فکر می‌کنید اصلح بودن یک مشاور برای چنین محصولاتی در چه ویژگی‌هایی است؟


    به نظر من مهم‌ترین نکته این است که او نباید ایدئولوژیک فکر کند. ما اگر بخواهیم مردم را در راهی که خودمان می‌دانیم بگذاریم و آن‌ها را وادار کنیم تا به آن چیزی که ما می‌خواهیم فکر کنند، اشتباه کرده‌ایم. تاریخ ایران، به اندازه خود، چنان جذابیت دارد و آنقدر در خود فراز و فرود جای داده که به هیچ عنوان نیازی به نشان دادن راه به مردم نیست؛ فقط کافی است آنچه که رخ داده را به نمایش بگذاریم.



    شما مشاور تاریخی سریال «معمای شاه» هستید؛ فکر می‌کنید این مجموعه تلویزیونی تمام آنچه رخ داده را به نمایش گذاشته است؟


    من مشاور این سریال نیستم. یک جایی نوشته بود که معتضد خودش را از گاف‌های این سریال کنار کشید. اساساً من کاره‌ای نبودم که بخواهم خودم را کنار بکشم. مشاور این فیلم آقای دکتر حقانی، رئیس موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران است. جایی که چندین هزار سند از دوران مختلف تاریخ ایران در آن وجود دارد. من تنها مشاور فنی و تکنیکی این سریال بوده‌ام. کارم این بود که بگویم لباس فلان آدم باید تغییر کند؛ فلان حادثه اینطور نبوده یا فلان زمان نباید فلان حرف گفته می‌شد. من در این سریال بودم تا اشتباهات سریال‌های تاریخی گذشته تکرار نشود.



    اما در همین حوزه هم نقدهای جدی وجود دارد.


    مثلاً اینکه می‌گویند چرا رضاخان تریاک می‌کشد؟



    این یکی از کوچکترین‌هایش است.


    آن زمان تریاک کشیدن هیچ ایرادی نداشت. دولت آن زمان ۴۰ تا ۶۰ میلیون درآمد تنها از تریاک به دست می‌آورد. باید بدانید که تجارت تریاک در آن زمان بسیار ستوده بود. کسانی که این نقدها را می‌کنند شاید این‌ها را نمی‌دانند.



    اما همه می‌دانند که علیرضا پهلوی چه آدمی بوده؛ اما این سریال او را غلو شده نشان نمی‌دهد؟


    نه. بروید و مطبوعات آن زمان را پیدا کنید، در کتاب‌ها که درست نمی‌گویند چه بوده است. علیرضا پهلوی خیلی بدتر از این‌ها بوده، صد برابر بدتر. او حتی به زن شوهردار هم تجاوز می‌کرده، سرگذشت عشرت را بخوانید؛ زنی که خودش را بعد از این داستان‌ها کشت.



    شما در همین مصاحبه، از نگاه چپ‌گرایانه انتقاد کردید؛ اما ما در «معمای شاه» گاه و بیگاه دیدیم که نشان داده می‌شد پشت پرده اتفاقات ایران، انگلیس بوده و بعضی اوقات آمریکا. مثلاً همین نمایش خودروهایی با پرچم انگلیس که همه وقتی آن‌ها را می‌بینند ناسزا می‌گویند، می‌زنند، می‌برند؛ به مأمور راهنمایی و رانندگی توجه نمی‌کنند و...


    این اتفاق در قسمت‌های بعدی «معمای شاه» کمتر شده است. نقش شوروی و... در آن پررنگ‌تر شده است.



    اما لااقل تا حالا اینطور نبوده است. تمام اتفاقات در دوره پهلوی پدر و پسر انگار توسط اردشیر و شاپور ریپورتر مدیریت می‌شده است.


    این فکر آقای عبدالله شهبازی است؛ البته در این فیلمنامه او جایی ندارد. او فرد بسیار خوبی است اما من با نظراتش ۹۰ درصد مخالفم.

     


    اما شما همین حالا از سریالی دفاع می‌کنید که تا الان آنچه نشان داده از نظر خیلی‌ها وفادار به تاریخ نبوده و آنچه خودش می‌دانسته یا به او تحمیل شده را به مردم نمایش می‌دهد.


    به نظرم اینجاست که نقش مشاور پررنگ می‌شود. اینکه رهنمود بدهد. البته باید به یک نکته مهم هم اشاره کنم. چند وقت پیش، آقای محمدرضا ورزی، کارگردان «معمای شاه» در یک مصاحبه حرف بسیار خوبی گفت. او گفت اگر این فیلم را اسپیلبرگ هم می‌ساخت، از او ایراد می‌گرفتند. ببینید! ورزی برای این سریال بیشتر از ۲۵۰۰ نفر را به کار گرفته. صحنه‌سازی‌های بسیار خوبی داشته، تا جایی که توانسته تهران قدیم را ترسیم کرده اما یک جاهایی دیگر نمی‌توانسته همه آنچه بوده را نشان دهد. تهران، این شهر زیبایی که ورزی نشان داد نبود؛ کوره‌پزخانه‌های جنوب این شهر، هاله‌ای از دود را بر فراز آسمانش ایجاد می‌کردند. زنبورک‌خانه‌های جنوب غرب تهران را به هیچ وجه نمی‌توانست نشان دهد، چون ابزارش را نداشت.

     

    آقای ورزی آن‌ها را به دلیل آنچه شما فقدان ابزار می‌گویید نمی‌توانستند نشان دهند؛ اما آیا نمی‌توانستند از این رضاشاهی که ما می‌بینیم، خدماتی که به کشور داشته را هم ببینیم؟ چرا فقط آن بخشی از رضاشاه را می‌بینیم که تاریک است؟ خلاصه رضاشاه با تمام مشکلاتی که داشته جرقه یک سری از اتفاقات را در کشور زده...


    این‌ها را باید از تلویزیون بپرسید. من در برنامه‌ای که خودم سال‌ها در تلویزیون داشتم همه نکات را می‌گفتم. همه می‌گفتند معتضد تحریف می‌کند اما بعداً نظرات برگشت.



    واقعاً تحریف نمی‌کردید؟


    من قربان صدقه خانواده پهلوی نمی‌رفتم، منظورشان از تحریف این بود. ما چنین کاری را نمی‌توانیم در تلویزیون دولتی ایران بکنیم. خود آن‌ها در خارج از ایران چندین شبکه ماهواره‌ای دارند که موفق نیستند.



    اما شبکه‌هایی هم دارند که آثار تاریخی‌شان بیشتر از داخلی‌ها مورد توجه است.


    دلیل این موفقیت وابستگی این شبکه‌ها به بی‌بی‌سی است. بی‌بی‌سی شبکه‌ای است که از ۱۹۲۰ تا امروز سابقه دارد؛ تبحر کافی در این حوزه دارد. همین شبکه «من و تو» که احتمالاً منظور شماست، پوششی برای بی‌بی‌سی است. به این‌ها تلویزیون خاکستری می‌گویند.

     

    گفتید از تلویزیون بپرسیم؛ یعنی از نظر شما تلویزیون نمی‌گذارد همه چیز گفته شود؟

    من خواهش می‌کنم که هیچ تیتر جنجالی از این مصاحبه نزنید. من خودم معتقد بوده و هستم که همه چیز را باید گفت. به من باشد می‌گویم که در ایران هم باید شبیه کاری را کرد که در آلمان برای هیتلر می‌کنند. در آثاری که از هیتلر به نمایش در می‌آید خدمات هیتلر و اینکه در مونیخ هزاران زن کفش‌هایشان را درآوردند تا به ماشین هیتلر برسند را نشان می‌دهند اما اینکه باعث شد آلمان وارد جنگی شود که دنیا را به هم ریخت را هم نشان می‌دهند. من معتقدم درباره رضاشاه هم باید همین کار را کرد. او در عین اینکه امنیت برقرار کرد و یک سری کارها را به انجام رساند، اما کشتارهای فراوانی کرد و اشکالات زیادی داشت.

     

    ما چرا این را نمی‌بینیم؟


    مشکلی که من دارم این است که من خودم هستم. من تصمیم‌گیرنده نیستم. فکر می‌کنیم اگر از صبح تا شب به رضاشاه فحش بدهیم او منفور می‌شود؛ در شرایطی که ممکن است اثر مخالف داشته باشد. باور کنید کارگردان و نویسنده هم زیاد مقصر نیستند. من چون این را می‌دانم خیلی وقت‌ها خیلی از این سریال‌ها را نمی‌بینم.



    چرا؟


    چون در آن‌ها اشتباه می‌بینم و عصبانی می‌شوم. مثلاً در یک فیلم که ۶ میلیارد برای آن هزینه شد اما فروش‌اش ۳۰۰ میلیون بود، من دروغ تاریخی را به معنای واقعی کلمه دیدم. در آن فیلم هم به اشتباه گفته شد که من مشاور بوده‌ام. در آن فیلم تاریخ اساساً به شیوه دیگری روایت شده بود.



    اسمش را نمی‌گویید؟


    بگذارید اینجا نامش را نیاورم. اما همین دو سه سال پیش بود.



    خب فکر می‌کنید چرا این حجم دروغ‌گویی وارد فیلم‌ها و سریال‌های ما شده است؟


    پررویی!



    اما ما در مورد آقای ورزی نمی‌توانیم بگوییم پررویی بوده است. سابقه او اجازه نمی‌دهد که این را بگوییم.


    نه. ورزی قریحه دارد. از داستان مشخص است که کتاب‌های تاریخی را خوانده است. اما خب بعضی‌ها این کار را هم نمی‌کنند.



    خب احتمالاً آن‌ها هم از مشاور استفاده می‌کنند.


    هر کسی را نمی‌توان مشاور قرار داد. من در رادیو گفت‌وگو افرادی را دیدم که دکتر هستند اما وقتی حرف می‌زنند می‌فهمیم که هیچ چیزی نمی‌دانند.



    بالاخره این افراد کلیات را می‌دانند؛ ما گاهی اوقات می‌بینیم که در کلیات هم دچار تغییر تاریخ هستیم.


    من اینطور فکر نمی‌کنم. اینکه سلسله پهلوی حساب فراوانی از انگلستان می‌برده که موضوع قابل تغییری نیست. اگر پهلوی از انگلستان حساب نمی‌برد که به او نفت نمی‌دادند. من فکر نمی‌کنم کسی مخالف این باشد که در زمان پهلوی قسمت‌هایی از سیستان به افغانستان واگذار شد چون انگلستان امر فرموده بود؛ کسی با این مشکلی ندارد که ما به واسطه خواست انگلستان بخشی از شط العرب را به عراق دادیم. این‌ها همه واقعیت دارد.



    من نمی‌گویم که این‌ها واقعیت ندارند؛ من می‌گویم این‌ها تمام آنچه از پهلوی می‌دانیم نیست.


    اگر منظورتان این است که پهلوی اول در کنار تمام مشکلاتش خوبی‌هایی هم داشته، می‌توانیم این را مثال بزنیم که در همین سریال «معمای شاه»، شاهد صحنه‌هایی هستیم که در آن، رضاخان با علیرضا به دلیل مشکلات اخلاقی‌اش به شدت برخورد می‌کند؛ این یک صفت خوب اوست که به نمایش گذاشته شده است.



    بیایید کمی درباره رویکرد خودتان به رضاشاه حرف بزنیم و دوباره به بحث اصلی برگردیم. چه شد که خسرو معتضد سال‌های ابتدایی دهه ۵۰ که به عنوان موافق سرسخت رضاشاه صحبت می‌کرد، چند سال بعد، به یکی از مخالفان تمام قد او تبدیل شد؟


    دلیلش انتشار اسناد است. من این اسناد را در آن زمان نخوانده بودم؛ آن‌ها را خواندم و مغزم باز شد. اگر کسی مغزش در طول یک دوره زمانی رشد نکند که آدم نیست، سنگ است. من عوض شدم، کودکی‌ام در یک خانواده نظامی گذشت که پرستش شاه جز آیین پدری‌اش بود؛ عکس رضاشاه بر دیوار خانه ما بود، پدرم اعتقاد داشت که رضاشاه ایران را نجات داده است. من در ابتدا مطیع کامل پدرم بودم.


    پدرتان تا چه سالی در قید حیات بودند؟


    اردیبهشت ۵۷ از دنیا رفتند.



    و بعد از فوتشان دیدگاه شما نسبت به رضاشاه تغییر کرد؟


    من با پیشرفت زمان، مطالعه بیشتری کردم و مغزم بازتر شد؛ راستش را بخواهید من بیشتر از خانواده‌ام به ایران، تاریخ و فرهنگ کشورم وفادار هستم. شاهان می‌آیند و می‌گذرند. در یک زمانی رضاشاه از نظرم یک قهرمان بود، اما حالا نیست. کمااینکه ناپلئون زمانی قهرمان داستان‌های ویکتور هوگو بود.



    پس قبول دارید که یک دوره‌ای موافق او و حالا مخالف سرسختش هستید؟


    اصلاً؛ من الان مخالف سرسخت رضاخان نیستم، من تنها به تاریخ وفادارم. خیلی از دوستانم حتی رابطه‌شان را با من قهر کردند چون می‌گویند من در خدمت رادیو و تلویزیون هستم، اما اینطور نیست؛ من در خدمت هیچ ارگانی نیستم.



    فکر نمی‌کنید دلیلش اینست که شما تاریخ را در رادیو و تلویزیونی تشریح می‌کنید که عملاً بخشی از تاریخ را روایت می‌کند که در آن مردم و کشور در نابودی به سر می‌بردند و انگار هیچ نقطه روشنی نداشته است؟


    نه، اینطور نیست. الان هم گرفتاری‌ها و مشکلات مردم را می‌توان دید. اما آن موقع این مشکلات بیشتر بود. اما اینکه شما می‌گویید چرا تلویزیون نقاط روشن آن زمان را نشان نمی‌دهد به نظر من درست است؛ به نظرم تلویزیون باید آن‌ها را هم بگوید. اما با در نظر گرفتن اینکه نباید اغراق صورت گیرد.



    اما میزان اغراق را مردم می‌توانند تشخیص دهند. بگذارید اینطور سؤالم را مطرح کنم. آیا می‌توان تاریخ را به نفع یا به خواسته کارگردان و عقایدش تغییر داد؟


    در یک جاهایی می‌توان این کار را کرد. مثلاً در همین سریال «حریم سلطان» که در ترکیه ساخته‌اند، چیزهایی می‌بینیم که ۸۰ درصدش دروغ محض است. اصلاً زن‌هایی که در این سریال می‌بینیم شبیه زن‌های آن زمان نیستند. یا مثلاً در همین سریال یک زن می‌آید و می‌گوید که می‌خواهم بروم دوش بگیرم. آن موقع دوش کجا بوده؟



    مشاور می‌تواند تمام این‌ها را چه خوب و چه بد در فیلمنامه بگنجاند؟


    بله، می‌تواند. اما مشکل ما این است که گاهی مواقع می‌خواهیم ایدئولوژی را وارد فیلمنامه کنیم. مثلاً هستند دوستانی که می‌خواهند به هر ترتیب که شده بگویند قاجاریه خوب بوده است، خب خوب نبوده. می‌گویند احمدشاه خوب بوده است، خب خوب نبوده؛ کجا خوب بوده؟ احمدشاه هم به بدی پهلوی بوده است؛ او هم مانند پهلوی باج می‌گرفته، همین ناصرالدین‌ شاه مگر ایران را نفروخت؟ مگر مظفرالدین شاه امتیاز نفت ایران را به ۱۵ هزار لیره نفروخت تا خودش را معالجه کند؟ مشاور اگر بی‌نظر باشد می‌تواند تمام این‌ها را بگوید.



    خب چرا در آثار نمایشی خصوصاً تلویزیون ما این را نمی‌بینیم؟


    از خودشان بپرسید. بپرسید چرا برنامه من را قطع کردند؟ مگر این برنامه چه‌ کار می‌کرد؟ یک رئیس شبکه می‌آید و به دلخواه خود می‌گوید این برنامه قطع شود؛ چرا؟ مگر معتضد چه‌ کار کرده؟ می‌آیند و می‌گویند معتضد در وصف شاه مقاله نوشته است.



    شما ننوشته بودید؟


    اولاً که آن را من ننوشتم؛ یک دوره‌ای برای من مشکلی پیش آمد که رفتم در لیست سیاه حکومت؛ یک دوستی داشتم در یک روزنامه دولتی، آمد به من محبت کند و مطلبی را به اسم من نوشت تا به اصطلاح مشکلم را رفع کند.



    اما شما و دوستان و همکارانتان عملاً مشاوره‌هایی می‌دهید که این ذهنیت را به وجود می‌آورد که انگار تنها به دنبال تخریب گذشته‌اید!


    نه. مشاور تنها می‌تواند رهنمود دهد. به این هم توجه داشته باشید که ما الان در شرایطی این فیلم‌ها را می‌بینیم که فیلم‌های خارجی بسیار گل کرده است.



    می‌خواهید بگویید چون آن فیلم‌ها گل کرده‌اند و در آن‌ها ایران پیش از انقلاب ستوده شده، تصویری تیره در تلویزیون به نمایش گذاشته می‌شود؟


    نه؛ من این را نمی‌گویم؛ من می‌گویم آن موقع آنقدر که این فیلم‌های خارجی می‌گویند گل و بلبل نبوده؛ این حرف من مصداق جلوه دادن تیرگی آن دوران نیست، یک واقعیت است. در تاریخ باید بی‌رحم بود. باید مجموع کارهای شاه را کنار هم گذاشت. می‌گویند رضاخان امنیت ایجاد کرد، باشد؛ اما اموال مردم را هم غارت کرد.



    خب چرا هر دوی این‌ها را نشان نمی‌دهند؟


    نمی‌شود؛ ‌آن موقع سریال ۴ هزار قسمت می‌شود. همین «معمای شاه» به زور من ۸۵ قسمت شد. این‌ها که نقد می‌کنند می‌خواهند ما چه بگوییم؟ می‌خواهند بگوییم شهریور ۲۰ دروغ بوده؟ خب نبوده. می‌خواهند نگوییم که امکانات نظامی ما به جای اینکه در جنگ به کار گرفته شود، واکس می‌خورد تا در رژه استفاده شود؟ می‌خواهند ما مشکلات رضاشاه را نگوییم؟



    در اینکه دوره رضاشاه مجموعه‌ای از اقدامات بد بوده شکی نیست. در اینکه بدون مشورت کار می‌کرده، شکی نیست؛ در اینکه در آن دوران اتفاقات بد یکی پس از دیگری رخ می‌داده هم شکی نیست؛ اما آخرین سؤال من این است که آیا ما باید در نگاه به گذشته در آثار نمایشی نگاه واقع‌گرایی داشته باشیم یا مصلحت‌گرایی؟


    من اولی را ترجیح می‌دهم؛ ‌اما باید درباره‌اش صحبت شود. من خودم این مشکل را در رادیو و تلویزیون دارم. این اتفاقی است که در حوزه کتاب کمتر رخ می‌دهد.

    نظرات کاربران
    بدون نام
    نمی‌دانم چرا باید کسانی در این کشور باشند که به علت نارضایتی از وضع موجود در جهت تطهیر خاندان پهلوی باشند. چنانکه در گذشته هم کسانی به علت نارضایتی از وضع دوران پلوی به تطهیر قاجاریه می‌پرداختند. در مورد رضاشاه کسانی که مدعی خدمت هستند فقط به کارهای عمرانی اشاره می‌کنند و متوجه نیستند که کارهای عمرانی را تمام حکومت‌ها انجام داده‌اند چه در ژاپن و چه در یک کشور آفریقایی. و آنچه از قلم افتاده توسعه کشور است که در زمان پهلوی‌ها در این زمینه هیچ اتفاقی نیفتاده.



  • نظرات() 
  • مراسم عمامه گذاری طلاب در قم (عکس)



    منبع: ایسنا



  • نظرات() 

  •  محمدحسین نجاتی: کلاس چون انبار باروت است و مزاح‌های زیباکلام چون جرقه‌ای کلاس را منفجر می‌کند. بعد به همان سرعت، قطار کلاس را روی ریل می‌برد. دست‌هایش در هوا می‌چرخد، چشم‌هایش گرد می‌شود و رشته کلام را به دست می‌گیرد.


    در انتهای کلاس همه‌ چیز به چشم می‌آید. اتاقی کوچک که به زحمت ۳۰ دانشجو در آن جا می‌شوند و تنها یک خانم دانشجو در کلاس درس انقلاب اسلامی دکتر صادق زیباکلام در انتهای کلاس نشسته است. باقی مردانی هستند که در مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب درس می‌خوانند و از قضا ظاهرشان نشان می‌دهد، آن‌قدرها هم همفکر و هم‌جهت زیباکلام نیست. گرچه زیباکلام به شوخی می‌گوید «گول ظاهرشان را نخور، آدم‌های خوبی هستند.»


    زیباکلام اتوکشیده به کلاس نیامده و پوشش‌اش به استادان فلسفه نمی‌ماند. مانند اساتید علوم رفتاری و پزشکی مستمع سمینار دانشجویان‌اش نیست و چون فنی‌ها با کوله پشتی و کتونی به کلاس آمده. عملگرا به چشم می‌آید و نظریه‌پردازی نمی‌کند. تحلیل‌های دانشجویان را چکش‌کاری می‌کند. روی دست آن‌ها تحلیلی رو می‌کند و کلاس مجبور به نت‌برداری می‌شود. همین فراز و نشیب‌ها و همین تحرک‌ها باعث می‌شود، دانشجویانی که در کلاس حضور و غیاب نمی‌شوند و حضور و غیاب آن‌ها تأثیری در نمره پایان ترمشان ندارد، تمامی جلسات را حاضر می‌شوند. حتی روزهایی که استاد در استانی و شهرستانی سخنرانی دارد، این دانشجویان زیباکلام هستند که لب به اعتراض و گلایه باز می‌کنند.

     


    کلاس متکلم وحده ندارد


    دانشجویان به راحتی کلام استاد را قطع می‌کنند و در لحظاتی گویی زیباکلام در کلاس با دانشجویانش مناظره می‌کند. اکثریت کلاس در دفاع از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ که موضوع درس است سخن می‌گویند و اقلیت به دنبال آسیب‌شناسی آن هستند. ادله که چرا انقلاب و اینکه چرا شاه سقوط کرد، ردیف شده‌اند و این زیباکلام است که دلیل‌ها را تصفیه می‌کند و به خورد دانشجو می‌دهد. متوسط سنی کلاس برخلاف حیات کوچک دانشگاه بالاست. خبری از دهه هفتادی‌ها در کلاس نیست و بعضاً آقایانی متولد دهه ۵۰ هم در کلاس حاضرند. کل فضای فیزیکی دانشگاه به دبیرستانی می‌ماند و بعید نیست پیش‌ از این به جای دانشجو، دانش‌آموزانی در این ساختمان بالا و پایین می‌کردند.

     


    کار، کار انگلیس‌هاست


    چرا انقلاب شد و چرا شاه سقوط کرد؟ زیباکلام این سؤال را در کلاس مطرح می‌کند و بحث بالا می‌گیرد. در ابتدا درباره چرایی سقوط شاه بحث می‌شود و فرضیه‌هایی چون توسعه نامتوازن مدرنیزاسیون بیش‌ از پیش طرفدار دارد. جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی به بحث اضافه می‌شود و حتی برخی دانشجویان از انقلاب سفید شاه انتقاد می‌کنند اما زیباکلام خط بحث را عوض می‌کند «در حال‌ حاضر یک بیماری خطرناکی کشور ما را تهدید می‌کند و آن این است که برخی گمان می‌کنند، این انقلاب اصالت نداشته و عوامل غیراصیلی در بروز آن نقش داشته‌اند. ما را چه شده که برخی به این فکرها می‌افتند و این عقیده‌ها را دارند؟»


    دانشجویان نظرات خاص خود را دارند و در این مواقع است که زیباکلام متکلم وحده کلاس می‌شود. «به نظرم یکی از دلایلی که باعث می‌شود نتوانیم به سؤالات پاسخ دهیم، فقر علوم انسانی در ایران است. علوم انسانی در ایران فوق‌العاده عقب‌مانده و درمانده است، نه تولید نظریه می‌تواند بکند، نه تحقیق خوبی در این حوزه است، نه کار خوبی در آن می‌شود و نه پاسخ خوبی می‌تواند برای سؤال‌ها و مشکلات اجتماعی ایجاد کند.»


    زیباکلام نام تک تک دانشجویان‌اش را حفظ است. در قدم‌ زدن‌هایش در کلاس کوچک یک دفعه سمت دانشجویی می‌رود و خیره می‌شود و حتی پاسخ‌هایی به سؤالات احتمالی‌اش می‌دهد. «علم زمانی به جلو می‌رود که برای انسان‌ها در محیط عمومی و برای دانشجویان و محققان در فضای آکادمیک سؤال ایجاد شود و خودشان دنبال پاسخ سؤال‌ها باشند، این پیگیری‌ها برای یافتن پاسخ است که کاروان علم را جلو می‌برد.»


    دوباره به‌ طرف یکی از دانشجویانش می‌رود و در چشمانش زل می‌زند «بله آقای صائمی یکی دیگر از دلایلی که می‌تواند در این عدم فهم چرایی انقلاب نقش داشته باشد و این انقلاب را اصیل نخواند، گسترش فرهنگ یا فرضیه‌های توطئه است. شما اگر نگاه کنید اساساً اینکه خیلی چیزها به قدرت‌های بیگانه مثل آمریکا و انگلیس ربط پیدا می‌کند و اینکه خیلی از مسائل در ایران و در منطقه و... مولود کارهای غربی‌هاست. این فرهنگ از سال ۵۷ تا الان در جامعه ما پررنگ‌تر و خیلی از اتفاقاتی که می‌افتد را ما به آن‌ها نسبت می‌دهیم. بنابراین خیلی تصادفی نیست که با این نگاه اشتباه یک نفر بیاید و بگوید که اگر این‌ها این همه قدرت دارند و خیلی چیزها را انجام می‌دهند، چرا باید قبول کنم که انقلاب اسلامی اصالت داشته، خود آمریکایی‌ها که این‌قدر قدرتمند هستند نمی‌توانستند جلوی سقوط شاه را بگیرند؟»

     


    انقلاب سفید خوب و لازم بود؟


    اطلاعاتی که دانشجویان زیباکلام از دوران پهلوی دارند و تحلیل‌هایی که در کلاس به استاد پس می‌دهند، تحلیل‌های عجیب و غریبی نیست. بخش زیادی از آن را در محیط‌های مختلف هم شنیده‌ایم. اینکه آمریکا شاه را مأمور به اسلام‌زدایی کرده بود، شاه با انقلاب سفید بخش زیادی از سرمایه‌های مردمی را غارت کرد و با جشن‌ها و فعالیت‌های خاصی مانند جشن هنر شیراز سعی در مقابله با طبقه مذهبی و روحانیون داشت اما زیباکلام تحلیل‌های خاص خودش را دارد و گاهی دانشجویان هم انتقاداتی به او وارد می‌کنند: «درباره سقوط شاه یکی از عمده‌ترین نظریات این است که توسعه نامتوازن و مدرنیزاسیون و بحث‌هایی که شما مطرح کردید زمینه سقوط رژیم شاه را فراهم کرد، بحث‌هایی هم مطرح شد که از نظر علمی می‌توان گفت کارهای خوبی بود، انقلاب سفید در اصل نظام ارباب رعیتی را از بین برد و خیلی از رعیت‌ها صاحب زمین شدند و حتی خیلی از آن‌ها به شهرهای بزرگ آمدند، به زن‌ها حق رأی داده شد و ما الان در کشوری مثل عربستان تازه مشاهده می‌کنیم که این حقوق به زنان داده می‌شود. حتی اقداماتی مانند سپاه دانش و اینکه گروهی از تحصیل‌کردگان به‌ جای سربازی و پا کوبیدن بروند در روستاها و شهرهای محروم به خلق‌الله بی‌سواد، سواد یاد بدهند. این‌ها همه اقدامات درستی بود اما مشکل از آنجا شروع می‌شد چون رژیم او رژیم بسته و مستبدی بود، در بحران‌های کوتاه مدت همیشه به مشکل می‌خورد.»

     

    فضا در نیمه راه کلاس سنگین‌تر می‌شود، یکی از دانشجویان سؤال خود را تبدیل به اظهار نظر بلند می‌کند و دانشجویان ریز ریز اعتراض می‌کنند. زیباکلام قصد دارد امتحان پایان‌ ترم را اوپن بوک از دانشجویان بگیرد. منابع درسی در کلاس دو کتاب زیباکلام یعنی «ما چگونه ما شدیم» و «مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی ایران» است. زیباکلام دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه برادفورد است و در اصل استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران است و در این ترم در دانشگاه تهران درس اعراب و اسرائیل را به دانشجویان تدریس می‌کند. بخشی از دانشجویانی که در کلاس او حاضر می‌شوند، به‌ ویژه در دانشگاه تهران، کسانی هستند که علوم سیاسی نمی‌خوانند اما کلاس‌های او آن‌ها را جذب می‌کند. زیباکلام در سال‌های اخیر به واسطه اظهارنظرهای صریح‌اش، به یکی از اساتید و تحلیلگران پرکار ایرانی تبدیل شده. دفاع او در برخی مصاحبه‌هایش در شبکه‌های خارجی از ساختار سیاسی و امنیت ملی ایران محبوبیت خاصی برای او در میان قشرهای سیاسی ایجاد کرده و شاید مهم‌ترین مخالفان او در ایران و در حال‌ حاضر را دلواپسان و برخی از اعضا و رسانه‌های آن‌ها تشکیل دهند. تسلط او بر تاریخ معاصر ایران، اهتمام به نامه‌نگاری در مواقع حساس به برخی سران نظام، تحلیل‌های غیرکلیشه و حضور فعال در مناظرات رسانه‌ای با منتقدان‌اش شهرت او را دو چندان کرده. برخی معتقدند، زیباکلام در ساختار سیاسی و رسانه‌ای کشور بند بازی می‌کند و روی طناب باریک حرکت می‌کند و هر لغزشی بر روی این طناب تبعاتی می‌تواند برای او داشته باشد اما همین روحیه آکادمیک‌اش و توجه او به علوم انسانی بعضاً زهر برخی از اظهاراتش را می‌گیرد.


    تحلیل‌های او از تاریخ معاصر ایران بیش‌ از پیش با دفاعیات‌اش از دکتر محمد مصدق گره خورده. زیباکلام معتقد است: بالاخره روزی مجبور هستیم به کودتای ۲۸ مرداد آن‌گونه بپردازیم که بوده و نه آن‌گونه که دوست داریم فکر کنیم. زیباکلام در همایشی، محمد مصدق را شریف‌ترین، ملی‌ترین و متدین‌ترین رجل سیاسی ۲۰۰ سال اخیر ایران برشمرد که این صحبت با واکنش مجری همراه شد که خطاب به وی اعلام کرد «شما در حالی از مصدق چنین تعریفی می‌کنید که قبلاً وی را به تعلل و کوتاهی در نهضت ملی نفت متهم کرده بودید.» زیباکلام با رد این موضوع گفت: «مصدق مرد خاص در تاریخ سیاسی ایران است.» صادق زیباکلام در سال ۱۳۲۷ در کوچه معروف به دعانویس‌ها در محله بازارچه آب‌ منگول تهران در جنوب خیابان ری متولد شد.

     

    فهم انقلاب آن‌قدرها هم پیچیده نیست


    دانشجویان زیباکلام کلاس‌های او را می‌پسندند گرچه انتقاداتی هم به کلاس او دارند، «من بعد از چند سال که از درس دور بودم و در کنکور شرکت کردم و علوم سیاسی را انتخاب کردم، برایم جالب بود که یکی از استادان ما زیباکلام است. من به شخصه انتقادهای به کلاس زیباکلام دارم. درس انقلاب اسلامی ما درس سمینار است اما زیباکلام اجازه سمینار نمی‌دهد و می‌گوید به جای سمینار راحت نظرات خود را در کلاس ارائه کنید و نقطه مثبت کلاس این است که زیباکلام کلاس را تعاملی پیش می‌برد.» صراحت زیباکلام از سوی دانشجویان نیز اشاره می‌شود، «من خودم بچه حزب الهی‌ام و خیلی از دکتر درس گرفتم اما خداییش بعضی وقتا تیکه‌های سنگینی تو کلاس به ما می‌اندازه، نه اینکه خدای نکرده بی‌احترامی کنه اما شده که تیکه‌های سنگین بندازه در حد ساندیس و اینا اما خب ما هم این‌قدر خام نیستیم که جواب بدیم و احترام نگه می‌داریم. البته مصدق نقطه ضعف دکتره و فقط وقتی مصدق رو نقد می‌کنیم دکتر خیلی برآشفته می‌شه.» دانشجویان زیباکلام را اکثراً آقایان تشکیل می‌دهند و تنها دانشجوی خانم کلاس او می‌گوید فضا اصلاً مردانه نیست و راحت در کلاس اظهار نظر می‌کنم و بحث می‌کنم. یکی دیگر از دانشجویان فضای کلاس را یکطرفه می‌خواند «بچه‌های بسیجی تو کلاس ما زیادند همین مسئله باعث می‌شود بخشی از توان او صرف این همکلاسی‌ها بشه، من خودم شخصاً دوست دارم از دکتر مگوهای سیاسی و تحلیل‌های ناگفته رو بشنوم اما خب‌ نمیشه.»


    زیباکلام امروز کلاسش را زودتر تمام می‌کند، قرار است در یکی از همایش‌های دانشجویی در اهواز سخنرانی کند و دو ساعت دیگر پرواز دارد. ریتم حرف‌زدن‌هایش تندتر می‌شود و حالا تحلیل متفاوت خود را برای دانشجویان رو می‌کند و کلاس را مجبور به نت‌برداری می‌کند: «همه این چیزهایی را که درباره دلایل سقوط شاه در کلاس گفتید قبول اما من قبول ندارم، شاه رژیم بسته‌ای داشت و توانایی مقابله و مواجهه با منتقد را نداشت، درآمدهای نفتی او یکباره چهار برابر شد و همین مسئله غروری را در او ایجاد کرد. شاه در هر شرایطی مانع از مخالفت می‌شد و اگر در سال ۱۳۵۰ یا ۱۳۵۴ هم اجازه مخالفت می‌داد، باز هم سقوط می‌کرد. برای فهم از انقلاب نیاز به تئوری‌های پیچیده نیست، بلکه باید بدانیم شاه فکر می‌کرد مخالف ندارد، رژیم‌اش بسته بود و توانایی مواجهه با انتقاد و مخالفت نداشت. همین شد که عمق نارضایتی‌های اقشار مردم را نمی‌دید و هر وقت اجازه مخالفت می‌داد، تاج و تخت را به باد رفته می‌دید چه سال ۱۳۵۰، چه ۱۳۵۴ و چه ۱۳۵۷.»

     

     

    منبع: روزنامه وقایع‌ اتفاقیه



  • نظرات() 
  • یک طلاق از هر دو ازدواج در شمال تهران!


    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،آمار طلاق در کشور را تکان دهنده خواند و گفت که از هر چهار ازدواج یک مورد به طلاق می انجامد و این آمار در مناطقی مانند شمال تهران به یک طلاق از هر دو یا سه ازدواج می رسد
    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،آمار طلاق در کشور را تکان دهنده خواند و گفت که از هر چهار ازدواج یک مورد به طلاق می انجامد و این آمار در مناطقی مانند شمال تهران به یک طلاق از هر دو یا سه ازدواج می رسد .

    علی جنتی سه شنبه در دیدار با هنرمندان و چهره های فرهنگی ،هنری و سیاسی هرمزگان اظهار کرد:یکی از مشکلات فرهنگی کشور که در بخش های مختلف از خانواده تا محیط های اجتماعی و مذهبی و سیاسی نمود پیدا کرده ،تحمل نکردن نظر و سلیقه های مختلف و نداشتن سعه صدر است که به عنوان مثال در خانواده موجب بالا رفتن آمار طلاق شده است.

    جنتی ادامه داد:آمار طلاق در کشور تکان دهنده است و از هر چهار ازدواج یک مورد به طلاق می انجامد که این آمار در مناطقی مانند شمال تهران به یک طلاق از هر دو یا سه ازدواج می رسد و بیشتر آنها نیز در پنج سال اول زندگی مشترک است.

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یادآور شد:در حوزه های مذهبی و سیاسی و اجتماعی نیز معضل نپذیرفتن یکدیگر دیده می شود و باید برای بالا بردن ظرفیت تحمل و مدارا فرهنگ سازی کنیم .

    جنتی خاطرنشان کرد:در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تلاش برای بالا بردن ظرفیت نقدپذیری آغاز شده و روزانه یک بولتن که انتقادها و ایرادهای وارد شده از سوی جامعه دانشگاهی ،امامان جمعه و جماعت ،هنرمندان و رسانه ها به این وزارتخانه است مورد مطالعه دقیق قرار می گیرد و حتی برای پیگیری برخی موارد مطرح شده در آنها دستور صادر می شود.

    وی با اشاره به فعالیت دو هزار سایت خبری بدون مجوز در کشور گفت:موارد متعددی وجود دارد که افرادی آگاهانه یا ناآگاهانه در موضع گیری های خود از دایره انصاف خارج می شوند و به عنوان مثال یک امام جمعه از منطقه ای که حتی اسم آن کمتر شنیده شده انتقاد ناحقی را تنها بر اساس شنیده های غیرمستند و نادرست بیان می کند اما شرط کشورداری داشتن سعه صدر و تحمل تمام این انتقادهاست.

    وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی، کمک به آزادی فکر و اندیشه را یکی از اهداف اصلی رئیس جمهوری و دولت دانست و اضافه کرد:هرکسی باید بتواند در محدوده قانون افکار و ایده های خود را منتشر کند و این نگاه شامل همه حوزه ها از جمله رسانه و هنرمندان رشته های مختلف می شود.

    جنتی یادآور شد:دو نوع نگاه به قانون می توان داشت که یکی مانع تراشی و محدود کردن جامعه است و در نگاه دیگر حُسن استفاده از قانون برای انتشار عقاید مختلف است و باید بدانیم فرهنگ در محیط باز و تضارب آرا رشد می کند.

    وی انتشار 72هزار عنوان کتاب در سال 93و یا صدور مجوز برای چهار هزار نشریه در دولت یازدهم را بخشی از کارهایی دانست که ایده آزادی اندیشه را عملیاتی و اجرایی کرده است.

    به گفته وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اطلاع از این موضوع که مجموع مجوزهای صادر شده برای نشریه ها هفت هزار مورد بوده ،اهمیت صدور چهار هزار مجوز در مدت 30ماه را بیشتر نشان می دهد.

    وی تصریح کرد:برخورد یکسان با رسانه های موافق و مخالف یکی از رویکردهای اساسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که این موضوع در برخورد با تخلف ها ،پرداخت یارانه و صدور مجوز خود را نشان داده است.

    وی شفاف سازی و سرعت بخشی به فرآیندهای اداری و صدور مجوزها را یکی دیگر از دستاوردهای این وزارتخانه دانست و گفت:زمان انتظار برای صدور مجوز نشریه از پنج سال به پنج ماه و موسسه های فرهنگی به دو ماه کاهش یافته و دیگر نیازی به مراجعه حضوری متقاضیان نیست و همه مراحل با استفاده از سامانه الکترونیکی انجام می شود.

    جنتی 40مورد تفویض اختیار به استان ها و واسپاری امور به بخش خصوصی را یکی دیگر از رویکردهای دنبال شده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد.

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد:در حوزه فعالیت های فرهنگی و هنری تلاش می کنیم برگزاری جشنواره ها را به تشکل ها و انجمن ها واگذار کنیم ودرباره واگذاری فرهنگسراها نیز اولین شرط ،تغییر نکردن کاربری است.

    وی در پاسخ به نگرانی تعدادی از فعالان فرهنگی درباره واگذاری تنها فرهنگسرای بندرعباس تصریح کرد:این واگذاری نباید خللی در خدمت رسانی به اهل فرهنگ وارد کند و اگر قرار است پولی هم بابت اجرای برنامه ها در فرهنگسرا گرفته شود تنها از دستگاه های دولتی گرفته می شود و خدمات به هنرمندان همچون گذشته ادامه خواهد داشت و قطع نمی شود.

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تایید وجود مشکلات جدی در حوزه نشر و چاپ ،پیگیری و رایزنی برای معافیت مالیاتی کتابفروشی ها و خرید تعدادی از کتاب های مفید برای کتابخانه های عمومی را بخشی از تلاش دولت برای کاهش این مشکلات دانست.

    وی همچنین خواسته فعالان فرهنگی برای راه اندازی مرکز هرمزگان شناسی را درخواستی درست و ضروری توصیف کرد که می توان ظرفیت بنیاد خلیج فارس را نیز به آن اضافه کرد.

    به گفته وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی، استان هرمزگان با توجه به پیشینه و غنای فرهنگی به محلی به عنوان فرهنگستان نیاز دارد تا روی شاخص های فرهنگی آن مانند گویش ها به عنوان یک میراث ناملموس پژوهش و تحقیق کرده و آنها را گردآوری و ماندگار کند.

    وی ادامه داد:کمبودهای فرهنگی را می دانیم اما دولت با تنگناهای مالی شدید روبرو شده و می توان گفت از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون وبعد از سال پایانی جنگ ،هیچگاه مانند امسال دولت مشکل مالی نداشته است.

    وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد:پرداخت حقوق کارکنان دولت و ماهانه 35هزارمیلیارد ریال یارانه مهمترین اولویت های دولت است.

    جنتی همچنین با اشاره به مشکلات کلان اقتصادی و اداری کشور اظهار داشت:با وجود شعار کوچک سازی ،در دولت های نهم و دهم 890هزار نفر به کارکنان دولت اضافه شد که 490 هزار نفر از این افراد شرایط قانونی استخدام پیمانی و رسمی را نداشتند.

    وی در عین حال بر ضرورت حمایت از انجمن ها و فعالیت های فرهنگی و هنری و سینمای جوان تاکید و اضافه کرد:اعزام گروه های فرهنگی و هنری از استان ها برای اجرای برنامه در خارج از کشور و اختصاص 20درصد اعتبارات به شهرستانها از کارهای صورت گرفته در دولت تدبیر و امید است.

    جنتی اضافه کرد:برای افزایش فضایل اخلاقی و فاصله گرفتن از انحطاط و سقوط اخلاقی جامعه ،تقویت فرهنگ کارساز خواهد بود.

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد:آسیب های اجتماعی فراوانی در جامعه وجود دارد و حدود 11میلیون نفر جمعیت حاشیه نشین به یکی از خاستگاه های جرائمی مانند سرقت و آسیب هایی مانند اعتیاد و فساد اخلاقی تبدیل شده است.

    جنتی ادامه داد:در حوزه های دیگر نیز دچار انحطاط اخلاقی شده ایم و دروغگویی ،خیانت در امانت ،نداشتن تعهد اخلاقی از مشکلاتی است که باید با گسترش سبک زندگی ایرانی و اسلامی حل شود.

    وی نوشته های برخی رسانه ها و جعل و تحریف ودروغ و توهین در آنها را از دیگر مصداق های انحطاط اخلاقی جامعه معرفی و اضافه کرد:همه افراد و جریان های تاثیرگذار مانند دانشگاهیان ،حوزویان و ائمه جمعه و جماعت باید برای مقابله با سقوط اخلاقی جامعه کمک کنند.

    وی در آخرین بخش از سخنان خود از مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان دفاع کرد و علیرضا درویش نژاد را از جانبازان دوران دفاع مقدس و خانواده شهدا و مقید به مبانی نظام و بهترین گزینه برای این مسئولیت معرفی کرد.

    در دیدار وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان با هنرمندان و چهره های فرهنگی و هنری استان که حدود چهارساعت طول کشید ،نمایندگان انجمن ها و طیف های مختلف فرهنگی ،مذهبی ،اجتماعی و سیاسی به بیان خواسته ها و دیدگاه های خود پرداختند.

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین از آمادگی این وزارتخانه برای رفع ایرادهای احتمالی اساسنامه خانه مطبوعات و بازنگری در آن خبر داد.
    منبع: ایرنا



  • نظرات() 
  • حدادعادل سرلیست ائتلاف اصولگرایان شد؟


    حداد عادل در دوره هشتم و نهم انتخابات مجلس شورای اسلامی هم سرلیست اصولگرایان در تهران شد.
    علی یوسف پور خبرهای تازه ای از روند وحدت اصولگرایان در آستانه انتخابات دارد.

    به گزارش پایگاه خبری «تیک»، علی یوسف پور عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با توجه به پایان یافتن ثبت نام نامزدهای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و روشن شدن تعداد نامزدهای اصولگرا به گفتگو نشست.

    به نظر نمی رسد آقای حدادعادل در حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر رقیبی برای قرار گرفتن در سرلیست ائتلاف اصولگرایان داشته باشد آیا همین طور است؟

    آقای حداد عادل در دوره هشتم و نهم انتخابات مجلس شورای اسلامی هم سرلیست اصولگرایان در تهران شد.

    اما در دوره گذشته آقایان حدادعادل و ابوترابی فرد مشترکا سرلیست قرار گرفتند یعنی لیست در دو ستون منتشر شد و هر کدام از آنها در صدر یک ستون قرار گرفتند آیا این دوره نیز همین مدل دنبال می شود یا یک نفر سرلیست خواهد بود؟

    تمام تلاش ها بر این تمرکز است که یک نفر سرلیست باشد.

    که آن یک نفر هم آقای حدادعادل است که در سرلیست ائتلاف اصولگرایان خواهد بود؟

    بله، آقای حدادعادل سرلیست ائتلاف اصولگرایان در حوزه انتخابیه تهران، ری، اسلامشهر و شمیرانات می شود.

    تعداد زیادی نامزد اصولگرا در انتخابات ثبت نام کردند چگونه از میان آنها قرار است ۳۰ نفر انتخاب شود؟

    خود من هم از حوزه انتخابیه تهران ثبت نام کردم قرار شد ما تعهد کردیم هر کس در فهرست نهایی قرار نگرفت انصراف دهد.

    آیا گروه ها نامزدهای پیشنهادی خود را به شورای ائتلاف اصولگرایان معرفی کردند؟

    قرار است در جلسه هفته جاری شورای ائتلاف این کار انجام شود. 
    *مثلث



  • نظرات() 
  • هاشمی و قم


    چتر آیت‌ا... هاشمی بر سر کاندیداهای میانه‌رو باز شده است البته این چتر تنها در این زمان و مقطع باز نشده بلکه هموار باز بوده و به تناسب موضوع افرادی را بیش از دیگران در زیر سایه خود جای می‌داده است. این روزها یک چشم بزرگان و روحانیونی که برای مجلس خبرگان ثبت‌نام کرده‌اند به آقای هاشمی است و می‌خوهند بر اساس تدبیری که او در نظر می‌گیرد و اجرا می‌کند حرکت کنند. شنیده‌ها از قم هم حکایت از آن دارد که رایزنی‌ها و دیدارهایی در این راستا صورت گرفته است و بسیاری از کاندیداها حمایت خود را از حضور آیت‌ا... هاشمی در انتخابات پیش رو اعلام کرده‌اند.
    قرار است در 7 اسفند ماه حماسه‌ای دیگر در کشور رخ دهد که نام آن را باید حماسه بزرگان نامید. شاید کمتر کسی بود که تصور می‌کرد برای این دروه از انتخابات مجلس خبرگان حجم ثبت‌نام‌ها اینقدر بالا باشد و روحانیون و علمایی برای حضور در این انتخابات ثبت‌نام کنند که تا پیش از این ترجیح داده بودند حضوری در عرصه علنی نداشته باشند اما برخی هم آمدند چراکه افکار عمومی به‌جد خواستار این حضور بودند که از این میان می‌توان به آیات هاشمی و سیدحسن خمینی اشاره کرد. آیت‌ا... هاشمی بسیار زودتر از آیت‌ا... سید حسن خمینی حضور خود را اعلام کرد چرا که او آنچنان نیاز به بررسی موضوع نداشت و از آنجا که بارها عنوان کرده تنها هدفش تحقق خواست ملت است در همین راستا اقدام به ثبت‌نام کرد اما آیت‌ا... سیدحسن خمینی تا سال جاری همواره از پذیرش پیشنهاداتی که در این باره به او می‌شد اجتناب می‌کرد اما در سال جاری با مشورتی که با بزرگان داشت به این نتیجه رسید برای حفظ آرمان‌های امام راحل(ره) باید در شرایطی که عطر اعتدال بیش از گذشته در فضا وجود دارد، در عرصه حضور یابد.

    چتر اعتدال هاشمی بر سر کاندیداهای میانه‌رو

    چتر آیت‌ا... هاشمی بر سر کاندیداهای میانه‌رو باز شده است البته این چتر تنها در این زمان و مقطع باز نشده بلکه هموار باز بوده و به تناسب موضوع افرادی را بیش از دیگران در زیر سایه خود جای می‌داده است. این روزها یک چشم بزرگان و روحانیونی که برای مجلس خبرگان ثبت‌نام کرده‌اند به آقای هاشمی است و می‌خوهند بر اساس تدبیری که او در نظر می‌گیرد و اجرا می‌کند حرکت کنند. شنیده‌ها از قم هم حکایت از آن دارد که رایزنی‌ها و دیدارهایی در این راستا صورت گرفته است و بسیاری از کاندیداها حمایت خود را از حضور آیت‌ا... هاشمی در انتخابات پیش رو اعلام کرده‌اند.

    لیست خیالی با هدف شکاف‌افکنی

    اما بدیهی است که تندروها در مقابل این حمایت‌ها آرام نخواهند ماند چنان که دراین راستا لیستی روز دوشنبه در شبکه‌های اجتماعی منتشر و منتشرکنندگان آن مدعی شدند هاشمی لیستی برای این انتخابات ارائه خواهد داد که نام این 17نفر در آن قرار خواهد گرفت؛ در این لیست نام کاندیداهایی از جمله حسن روحانی، علوی، موسوی بجنوردی، مجید انصاری به چشم می‌خورد.تهیه‌کنندگان این لیست از حداقل الزامات مجلس خبرگان بی‌خبر بودند چرا که اولا اطلاع ندارند که لیست پس از مشخص شدن وضعیت تاییدصلاحیت‌ها ارائه می‌شود و در ثانی، تصور می‌کردند ارائه این لیست سبب شکاف میان کاندیداها خواهد شد و آنها به مقصود خود خواهند رسید. البته به جایگاه مجلس خبرگان فکر نکرده بودند که افرادی خود را دارای صلاحیت برای حضور در این مجلس می‌دانند که از تفکرات جناحی به دور هستند و منافع ملی برایشان در اولویت است.

    هاشمی نیاز به حمایت جامعه مدرسین ندارد

    دوم دی ماه بود که خبرآنلاین نوشت؛ ۶۲ نامزد مورد حمایت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در انتخابات خبرگان مشخص شدند. از چند هفته قبل جلسات متعددی برای بررسی ویژگی نامزدهای خبرگان برگزار شده و اسامی مختلفی در کمیته انتخابات این تشکل سیاسی مذهبی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته است. یک منبع نزدیک به این تشکل گفت که در اکثر حوزه‌های انتخابیه نامزدهای جامعه مدرسین انتخاب شده‌اند و رایزنی‌ها برای انتخاب ۲۷ نامزد باقیمانده همچنان ادامه دارد. به گفته وی، در کمیته انتخابات جامعه مدرسین، درباره آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی رای‌گیری شده و اکثریت اعضا رای منفی داده‌اند. قرار است تصمیم گیری نهایی درباره اعلام حمایت از آقای هاشمی در جلسه اصلی جامعه مدرسین انجام شود.

    تکذیب مخالفت جامعه مدرسین

    آرمان برای اطلاع از این موضوع با تعدادی از اعضای جامعه مدرسین تماس گرفت که یکی از آنها به خبرنگار ما گفت که موضوع حمایت از آیت‌ا... هاشمی در آخرین جلسه این تشکل مطرح نشد که مخالفتی با آن شده باشد.آیت‌ا... هاشمی در همه ادوار گذشته انتخابات حائز بیشترین آرا در انتخابات خبرگان بوده و گمان می‌رود در این دوره از انتخابات نیز برای پیروزی در انتخابات مشکل چندانی نداشته باشد. با اینکه آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی در هر چهار دوره گذشته انتخابات از ارکان فهرست انتخاباتی جوامع روحانیتی بوده است. جمهوری اسلامی پیش تر نوشته بود: « بعضی از اعضای جامعه مدرسین تلاش می‌کنند نام آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی در فهرست این جامعه نباشد و با اینکه هنوز رای‌گیری رسمی در این زمینه صورت نگرفته این افراد، رای منفی خود درباره ایشان را تبلیغ می‌کنند درحالی که آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی از ارکان انقلاب است و نه تنها نیازی به وجود نام خود در فهرست جامعه مدرسین ندارد بلکه این قبیل تشکل‌ها به نام ایشان نیاز دارند.»

    جامعه روحانیت مردد است !

    وضعیت جامعه روحانیت اما متفاوت است و به نظر می‌رسد حمایت از هاشمی هنوز قطعی نشده است چنانکه ابتدا خبرآنلاین نوشت؛ در ادامه بررسی نامزدهای خبرگان برای ارائه فهرست انتخاباتی جامعه روحانیت، در تازه‌ترین جلسه شورای مرکزی این تشکل، درباره آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی رای‌گیری به عمل آمد و اکثریت اعضای شورای مرکزی از حضور وی در فهرست انتخاباتی جامعه روحانیت اعلام حمایت کردند اما پس از آن، یک عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز گفت: حمایت جامعه روحانیت مبارز از هاشمی رفسنجانی هنوز قطعی نشده است و هیچ رأی‌گیری‌ای دراین‌باره انجام نشده است. حجت‌الاسلام محسن کازرونی درباره برخی اخبار منتشر شده مبنی بر حمایت جامعه روحانیت مبارز از آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس خبرگان، اظهار کرد: مراوده‌ای بین جامعتین در این زمینه وجود دارد، اما هنوز نمی‌شود به‌طور قطعی اعلام کرد. وی افزود: درباره حمایت جامعه روحانیت مبارز از آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان رهبری صحبت‌هایی شده، اما هنوز چنین چیزی قطعی نشده است. عضو جامعه روحانیت مبارز با بیان اینکه افرادی برای حمایت جامعه روحانیت مبارز در انتخابات خبرگان رهبری مطرح شده‌اند و نظرات مثبتی هم بوده است اما به‌طور رسمی رأی‌گیری در این زمینه نشده است، اظهار کرد: بررسی حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی در جامعتین در حال انجام است. هنوز جامعتین درباره حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی مشغول بحث و تبادل نظر هستند و بنا شده نظر جامعه مدرسین هم اخذ شود و فکر می‌کنم زمان زیادی برای نهایی شدن لازم داشته باشد. وی درباره حمایت جامعتین از حجت‌الاسلام روحانی در انتخابات خبرگان رهبری هم خاطرنشان کرد: درباره آقای روحانی بحثی نیست و وی مورد اتفاق جامعتین است. آیت‌ا... هاشمی عضو هیات موسس تشکل سیاسی «حزب جامعه روحانیت مبارز» است اما از سال 1384 تاکنون در جلسات جامعه شرکت نمی‌کند. جامعه روحانیت مبارز یکی از تشکل‌های سیاسی جناح محافظه‌کار ایران است که در سال1356 تاسیس شد. هم اکنون آیت‌ا... موحدی کرمانی دبیرکل این جامعه است. همچنین آیت‌ا... مهدوی‌کنی (رئیس سابق دانشگاه امام صادق تهران) دبیرکل سابق این مجموعه بود. حسن روحانی (رئیس جمهوری) و علی اکبر ناطق نوری (رئیس اسبق مجلس) نیز از اعضای جامعه هستند اما در چند سال اخیر در جلسات آن حاضر نمی‌شوند.

    فایده ندارد

    از سوی دیگر برخی در تلاش هستند تا با سخنرانی‌ها و اظهارات نادرست خود از آرای سبد رای هاشمی بکاهند که اینان باید توجه کنند ثبت‌نام هاشمی به درخواست مردم و برای رضایت آنها بوده است پس از تلاشهایشان محلی از اعراب ندارد و تنها بر خستگی تندروها می‌افزاید.
    ارمان



  • نظرات() 

  • سخنگوی شورای نگهبان درباره ردصلاحیت افراد در انتخابات مجلس خبرگان رهبری گفت: هر گونه پیشگویی بی‌اثر و بی‌فایده است و ما مواضع خود را در مورد صلاحیت‌ها در زمان قانونی رسما اعلا می‌کنیم.
    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
    نجات‌الله ابراهیمیان سخنگوی شورای نگهبان درباره برخی خبرسازی‌ها مبنی بر ردصلاحیت آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس خبرگان رهبری اظهار کرد: هنوز بررسی شرایط کاندیداها توسط فقها شروع نشده است.

    وی افزود: همچنین هنوز آزمون و ارزیابی‌های علمی برای بررسی صلاحیت داوطلبان پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری انجام نشده است و در آخر ما نتایج را اعلام می‌کنیم.

    ابراهیمیان در مورد رد یا تأیید صلاحیت داوطلبان تأکید کرد: هیچ چیزی هنوز معلوم نیست و هنوز هیچ چیزی اعلام نشده است.

    وی همچنین در گفت‌وگو با آنا در واکنش به اخبار منتشر شده در مورد ردصلاحیت‌ها گفت: من نمی‌دانم اینها از کجاست و من این اخبار را نشنیدم و ما به این امواج خبری جواب نمی‌دهیم.

    سخنگوی شورای نگهبان تصریح کرد: شورای نگهبان برای اعلام رسمی صلاحیت داوطلبان یک ماه فرصت دارد که تازه چند روز آن گذشته است.

    ابراهیمیان درباره صلاحیت برخی داوطلبان انتخابات مجلس خبرگان که در آزمون کتبی شرکت نکرده‌اند، تصریح کرد: تشخیص با فقهای شورای نگهبان است. قاعده این است که همه باید در امتحان کتبی شرکت کنند و به طور استثنا اگر آقایان تشخیص دادند که شرایط اجتهاد در فردی مسلم است و به هر طریقی از جمله اینکه از قبل او را می‌شناختند یا اینکه این قدر فرد اقتدار علمی دارد که اجتهادش برای همه ثابت شده باشد، وقت ممکن است که فردی را از شرکت در آزمون کتبی مستثنی کنند و او در امتحان کتبی شرکت نکند.

    وی همچنین گفت: داوطلبانی که قبلا در امتحان علمی شرکت نکردند می‌توانند در آزمونی که 15 دی برگزار می‌شود، شرکت کنند.

    سخنگوی شورای نگهبان همچنین اظهار کرد: داوطلبانی که تحصیلات حوزوی دارند از آنها امتحان کتبی به عمل می‌آید، جزئیات امتحان کتبی و زمان و چگونگی آن متعاقبا طی اطلاعیه‌ای اعلام می‌شود.

    سخنگوی شورای نگهبان درباره نگرانی از فضاسازی علیه افراد برای ردصلاحیت‌ها گفت: هرگونه پیشگویی بی‌اثر و بی‌فایده است و ما مواضع خود را در مورد صلاحیت‌ها در زمان قانونی رسما اعلام می‌کنیم و نسبت به همه گمانی‌زنی‌ها بی‌اعتنا هستیم.
    منبع:آنا



  • نظرات() 

  • یش از یکسال است که سری جدید مسابقه «بفرمائید شام» از شبکه ماهواره‏‎ای “من‎وتو” (manoto) پخش نشده است.

    توقف این برنامه پس از تعطیلی «آکادمی گوگوش» بسیار عجیب بود، چرا که بفرمائید شام پس از برنامه یادشده جزو مهمترین پروژه‎های این تلویزیون لندنی به حساب می‌آمد.

    اما اخبار واصله از کانادا، دلیل توقف یکباره سری جدید بفرمائید شام را -که گفته می‎شود قرار است در کانادا فیلمبرداری شود- بیشتر روشن می‌کنند.

    پایگاه خبری ایرانیان مقیم کانادا با سر تیتر «جنجال بر سر یک پرونده در تورنتو» از جنایتی هولناک که دامنگیر تیم فیلمبرداری شبکه من و تو شده است پرده برمی‌دارد؛ جنایتی که به‎نوشته این سایت کانادایی، به ماجرای شکایت یک خانواده ایرانی در تورنتو و رسوایی جنسی «تیام» مجری شبکه من و تو و همکارانش برمی‎گردد که البته سروصدای زیادی هم به‎پا کرده است.

    ۱۶۵۷۷۰_۳۲۹

     

    سایت ایرانیان مقیم کانادا طی گزارشی در این باره نوشت: «سارا نام قربانی این پرونده است که با شکایت از کارکنان من و تو، مستقر در کانادا، خواهان اجرای عدالت است. او که از داوطلبان شرکت در مسابقه بفرمائید شام بوده است، با اصرار فراوان و بر خلاف میلش حاضر به گفتگو با سایت ایرانیان مقیم کانادا شد تا واقعیت و اصل ماجرا را برای مردم شرح دهد.»

    منبع یادشده در ادامه با اشاره به موافقت تیم من و تو برای شرکت «سارا» در این مسابقه در تاریخ ۲۶ اکتبر ۲۰۱۴ و شروع فیلمبرداری در منزل وی در همان روز، با قربانی این حادثه گفتگو کرد.

    سارا در مصاحبه با این پایگاه گفت: «مثل همیشه صبح زود با شوهرم صبحانه خوردم و او رفت سر کار… اوائل صبح ساعت ۸ تیم فیلمبرداری که می‎خواستند اپیزود اول را بگیرند به همراه تیام به خانه ما آمدند تا فیلمبرداری را شروع کنند. تا بعدازظهر همه چیز خوب پیش می‎رفت و من همه نقش‎ها را خوب بازی کردم تا اینکه غروب شد و کار متوقف شد و قرار شد که چند نفر بیرون از خانه از آمدن مهمان‎ها فیلم بگیرند.

    آقای تیام به همراه دو نفر دیگر داخل خانه ماندند که ادامه فیلمبرداری را زمان ورود مهمان ها ادامه بدهند. در همین زمان وقتی من برای تم آن روز رفتم تا لباس مخصوص آن تم را بپوشم و گروه فیلمبرداری دوباره کارش را شروع کند، یکدفعه دیدم آقای تیام و آن دو نفر بدون اجازه آمدند داخل اتاق؛ شوکه شدم ولی فکر کردم چیزی احتیاج دارند که اینطوری وارد اتاق شدند!»

    قربانی این جنایت هولناک ادامه داد: «تیام دوربین دستش بود و آن دو نفر آمدند طرفم و به من ابراز علاقه کردند. من به آن‎ها گفتم که شوهر دارم و کلی جیغ و داد و فریاد زدم ولی آن آدم‎های […] وقتی دیدند من دارم مقاومت می‎کنم کتکم زدند و دو نفری به من تعرض کردند.

    بعدش هم من را تهدید کردند که اگر حرفی بزنم از من فیلم گرفته‎اند و اول آن را نشان شوهرم می‎دهند و بعد هم پخشش می‎کنند. وقتی که این مسأله را شوهرم فهمید بدجوری به هم ریخت…

    با اینکه من از ترس آبرو نمی‌خواستم این قضیه را کسی بفهمد، شوهرم نمی‌توانست بی‌خیال شود و مدام اصرار داشت که باید شکایت کنیم و دمار از روزگارشان دربیاوریم.»
    ۱۶۵۷۶۹_۱۵۵

    سارا همچنین در این گفتگو از پیگیری شکایت خود و ممنوع الخروج شدن تیم سازنده بفرمائید شام از کانادا خبر داد و علت به تأخیر افتادن پخش سری جدید بفرمائید شام از تلویزیون من و تو را این پرونده بیان کرد.

    البته به تازگی دادگاه کانادا حکم ممنوع الخروج بودن آن دو نفر متجاوز را صادر و بقیه عوامل مستقر در کانادا را رها کرده است.

    سارا در پایان مصاحبه خود با پایگاه ایرانیان مقیم کانادا گفت: «واقعا دوست نداشتم این گفتگو را با شما انجام بدهم چون اصلا دلم نمی‎خواست که این موضوع اینقدر پخش بشود و ادامه پیدا کند. ولی اصرار شما و اینکه دیدم این قضیه بین ایرانی‎های کانادا خیلی پیچیده، مجبورم کرد تا این گفتگو را داشته باشم.»

    خاطرنشان می‎شود برنامه بفرمائید شام پس از تعطیلی و ناکامی آکادمی گوگوش، بیشتر سرمایه‏‎گذاری‎های شبکه من و تو را به خود اختصاص داد.

    امتیاز برنامه بفرمائید شام از شرکت انگلیسی «ITVGLOBAL» خریداری شده است و هدف از تولید آن، تغییر سبک زندگی ایرانی-اسلامی مردم کشورمان با ترویج شراب‎خواری، بی‎بندوباری، تخریب آموزه‎های دینی، توهین به قومیت‎های ایرانی و… می‎باشد.

    با توجه به افشاگری پایگاه ایرانیان مقیم کانادا، باید گفت معلوم نیست چند نفر دیگر از شرکت‎کنندگان برنامه بفرمائید شام قربانی هوس‎بازی عوامل آن شده‎اند و از ترس آبرو و برای جلوگیری از انتشار فیلمشان، لب فروبسته‎اند!؟

    حلقه مفقوده این ماجرا وقتی پیدا می‌شود که چندی پیش مدیر یکی از تلویزیون‎های لس‎آنجلسی از قاچاق دختران توسط “کیوان عباسی” مدیر شبکه من و تو پرده برداشت و فاش کرد که او یک شبکه پورنو به‎نام “هاستلر تی‎وی” را نیز در کانادا اداره می‎کند.

    مجددا یادآور می‎شویم، پخش سری جدید برنامه بفرمائید شام که از یک‎سال پیش قرار بود در کشور کانادا تولید شود، متوقف شده است.

    البته مدیران شبکه من و تو به تازگی وعده داده‌اند که با حل و فصل پرونده مذکور در محاکم قضائی کانادا، طی ماه‎های آینده سری جدید برنامه بفرمائید شام را روی آنتن خواهند فرستاد

     

    نشان کردن این مطلب




  • نظرات() 
  • پسران مانکن پسند دختران ثروت دوست

    ماشین شیک و شاسی بلند، ویلای دوبلکس در شمال، آپارتمان مجهز به سونا و جکوزی، شغل پر درآمد، مسافرت خارج، … یک پسر ایده آل! اندامی زیبا، قدی بلند، کمری باریک، موهای فشن، بینی عمل کرده، آرایشی غلیظ، لباسی چسبان، خالکوبی روی بدن، سیگار، … یک دختر ایده آل!

    اینها معیارهای امروزی برای آشنایی جوانان با یکدیگر است چرا که در جایی که اخلاقیات حرفی برای گفتن نداشته باشند معیار انتخاب مادی و ظاهری خواهد بود ،معیارهایی که جز بی هویتی چیزی برای نسل جوان ایرانی به همراه ندارد چرا که در فرهنگ اصیل اسلامی – ایرانی جایی ندارد.

    شایداین نوع انتخاب از تبعات جامعه مدرن باشد و یا تغییر الگویی متاثر از تغییر نسل و یا به دلیل هویتی گم شده. مبارزه ای تنگاتنگ بین دختران و پسرانی که رگ خواب همدیگر را پیدا کرده اند و در جدالی جنسیتی سعی در حذف رقبای خود دارندغرقند در هیجانات دوران جوانی که البته باید تخلیه شود. زمانی که پیروز می شوند حس میکنند به حاشیه ای امن رسیده اند. توهمی سرشار از بی سرانجامی ها.

    خوشبینانه ترین حالت آشنایی با این معیار های ظاهری ازدواجی است که معمولا به طلاقی زود هنگام منجر خواهد شد و تجربه ای سخت در اول جوانی که تاثیر بدی در روحیه جوانان دارد.

    عکس دختر ایرانی،تصاویر دختران ایرانی،دختر ایرانی،دختر تهرانی،تصاویر دختر ایرانی،


     

    در جایی که صداقت و وفاداری نشانه ضعف است و دروغ و ریا مظهر ذکاوت،ارزش انسانها با ماشین زیر پایشان تعیین می شود و پول جیبشان ،نمی توان توقع استحکام روابط بر پایه عشق و محبت را داشت و نمی توان به دوام رابطه ها امیدوار بود چرا که همیشه کسی پولدارتر ویا زیباتر وجود خواهد داشت.

    بدیهی است زمانی که پسری نگاه های حسرت آلود دخترانی را می بیند که بسوی اتومبیلی گرانقیمت خیره شده اند و درحال تعریف و تمجید از آن هستند، تصور میکند که قدرت و برگ برنده اش برای جذب دختر مورد علاقه خود، مسائل مادی است و در مقابل وقتی دختری نظاره گرٍ توجه بیش از حد پسران دیگر به دختری است که خود را شبیه مانکن ها درآورده، ناخودآگاه ترقیب میشود تا برای جذب پسر مورد علاقه اش، متوسل به ظاهرسازی به گونه ای نامتعارف گردد.

    تحلیلی دقیق تر از علل پیدایش و نتایج اینگونه الگوهای رفتاری میتواند دلیل وقوع این ناهنجاریهای اجتماعی را مشخص کند.

    به گفته بسیاری از کارشناسان ،تقلید کورکورانه از اطرافیان، مهیا نبودن بسترهای فرهنگی مناسب، حس رقابت ناسالم و عدم وجود شرایط مناسب برای تخلیه هیجانات به افزایش اینگونه ناهنجاری های اجتماعی می انجامد.

    بستر سازی و الگو سازی فرهنگی می تواند راهکار مناسبی برای تغییر الگوی رفتاری جوانان باشد و در این بین صدا و سیما هم می تواند با ساخت برنامه های مناسب به این مهم کمک کند اما آیا تا به حال برنامه هایی که بتواند بر جوانان تاثیر بگذارد ساخته شده است؟

    دکتر مجید ابهری متخصص علوم رفتاری و آسیب شناس اجتماعی درگفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تهیه برنامه‌هایی مانند شوک، مکس، آژیر که براساس کالبد شکافی آسیبهای اجتماعی در جامعه تهیه و اجرا می شود،می گوید: از آنجاکه بیان ناهنجاریها نیاز به کارشناسی رفتاری دارد و در بسیاری از اوقات تخریب، تمسخر و تهاجم به الگوهای منفی جامعه آثار معکوسی دارد بنابراین به تهیه کنندگان این برنامه ها توصیه می شود از موضع گیری تمسخر آمیز و تهاجمی خودداری کرده و با بیان علل گرایش جوانان به این گونه رفتارهای اجتماعی، از نوجوانان و جوانان بخواهند براساس روابط عقلی – اجتماعی از گرایش به این گونه ظواهر خودداری کنند.

    به گفته وی، زیبایی خواهی و مدگرایی در نهاد بشر به ویژه جوانان به یک رفتار نهادینه تبدیل شده است و در جوانان برتری جویی نیز به این رفتار اضافه می شود.

    این استاد دانشگاه معتقد است : در حقیقت قصور ما و نهادهای فرهنگی باعث پیدایش اینگونه ظواهر در جامعه شده چرا که وقتی ما الگوی رفتاری مطلوب ارائه ندهیم فرزندانمان خود بدنبال جستجو و انتخاب می روند و آن وقت بدون توجه به فلسفه رفتارهای غربی و رپرها ، ظواهر خود را با آرایش آنچنانی و تزئینات به قول خودشان جیغ آرایه می بندند.

    خط کشی سر و ابرو و استفاده از لوازم آرایش ویژه پسران از رفتارهای جوانان وندال و همجنس باز و منحرف اروپایی است و استفاده از گردنبندهایی مانند سنجاق ، قفل ، کلید و واشر و…از رفتارهای جوانان کارتن خواب که با این علایم بی خانمانی را به تماشاچی اعلام می کنند، بر می خیزد و 95 درصد از جوانان ما ریشه و علل استفاده از اینگونه آرایشها و پوشش را نمی دانند.

    عکس دختر ایرانی،تصاویر دختران ایرانی،دختر ایرانی،دختر تهرانی،تصاویر دختر ایرانی،

    وی با اشاره به اینکه متاسفانه علی رغم وجود طراحان توانا درکشور ما هیچ نهاد و سازمانی وجود ندارد که طرحهای پوشاک ایرانی را در جوامع دیگر معرفی و صادر کند،می گوید: اگر لباسهای اصیل ایرانی با طراحی روز به جوامع جهانی معرفی شود آن وقت خواهیم دید که لباسهای عشایری، بلوچی و کردی در تمام دنیا طرفدار پیدا می کند.

    در هر حال آنچه مسلم است،جوان به واسطه جوانی و هیجانات ناشی از بلوغ جسمی ،تشنه زیبایی و زیبا بودن است و دوست دارد به شیوه ای جلب توجه کند و شیک پوش باشد.تجربه نشان داده است که با زور و نصیحت به خصوص در عصر ارتباطات نمی توان جوانان را مجبور به کاری کرد و بنا براین باید از مسیر عقلانیت و فرهنگ سازی پیش رفت و جوانان را متوجه این امر ساخت که داشتن زندگی راحت و برخورداری از امکانات رفاهی و انتخاب فردی دارای ظاهری مناسب، مورد پسند همگان است بد نیست ، ولی غرق شدن در مادیات و معیارهای ظاهری هرگز سرانجامی نخواهد داشت. انسانیت، همدلی و عشق شرط خوشبختی و تداوم رابطه است. تشکیل خانواده ای گرم و صمیمی که محبت پایه و اساس آن باشد می تواند آرامشی بی پایان به ارمغان آورد و این مهم با ظاهر بینی و ثروت به تنهایی ،میسر نخواهد بود و باید این موضوع را نهادینه کرد که هر کشور و جامعه ای فرهنگی مخصوص به خود دارد که نزد افراد آن جامعه پسندیده است ،اما این دلیل موجهی برای پسندیده بودن آن در دیگر جوامع نیست و باید برای حفظ هویت ها،به ارزشها پایبند بود.

     

    نشان کردن این مطلب



  • نظرات() 
  • تعطیلی کلیه مقاطع مدارس خرد دوشنبه دوم آذر

    ا

    Blog image

    کلیه مقاطع

    اولیای محترم مدارس خرد

    با توجه به محدودیت تردد در منطقه۱ می‌توانید امروز از ساعت ۱۲:۳۰ برای بردن فرزندتان به منزل اقدام کنید.

    تلاش می‌کنیم ضمن تماس با رانندگان، سرویس دانش‌آموزان دبیرستان، هنرستان و متوسطه۱ در زمانی زودتر از ساعت مقرر، حرکت کنند.

    سرویس  دانش‌آموزان دبستان به‌دلیل نگرانی از نبودن اولیا در منزل ساعت ۱۴:۳۰ از محل مدرسه حرکت خواهد کرد. البته اولیای محترم شخصا می‌توانند برای بردن فرزندشان به‌منزل اقدام کنند.

    سرویس‌های پیش‌دانشگاهی مطابق هر روز ساعت ۱۴:۳۰ حرکت خواهند کرد.

    بر اساس بخشنامه آموزش و پرورش، مدارس خرد روز دوشنبه ۹۴/۹/۲ تعطیل خواهند بود.

    کلوپهای ورزشی مجموعه ورزشی و کلاسهای خانه هنر،یکشنبه و دوشنبه اول و دوم آذر تعطیل است.



  • نظرات() 
  • موفقیت دانش‌آموز خرد در مسابقات شنا

    Blog image

    دبیرستان

    دانش‌آموز عزیز، مائده حضوری

    موفقیت شما در کسب مقام سوم و دریافت مدال برنز در مسابقات قهرمانی کشوری شنا در بخش‌های سرعتی و استقامتی را صمیمانه تبریک می‌گوییم. آرزوی توفیق روزافزون شما را از خداوند منان خواهانیم.

     مدیران، معاونان، کادر آموزشی و اداری موسسه منظومه خرد



  • نظرات() 
  • امکان استفاده از اتوماسیون خرد (آپدیت)

    homeslider2
     

    اولیای گرامی

    بسیار خوشحالیم که امکان استفاده از اتوماسیون خرد (آپدیت) و در نتیجه سرعت در انتقال اطلاعات برای اولیای مدارس خرد ایجاد شده است. دستورالعمل استفاده از این سیستم، حضورتان تقدیم می‌شود. لطفاً این دستورالعمل را مطالعه بفرمایید (کلیک کنید)، به‌آن عمل کنید و در صورتی که با هر گونه اشکالی مواجه شدید، از طریق همین سیستم،‌ با «پشتیبانی آپدیت» مکاتبه کنید و یا با مسئول کامپیوتر مقطع فرزندتان تماس بگیرید. 

    لطفاً ازآخرین نسخه‌ی مرورگر firefox یا google chrome استفاده کنید و مرورگر خودرا به‌روز نگه‌دارید.

    برای استفاده از طریق موبایل و تبلت، فقط از مرورگر به‌روز google chrome استفاده کنید.

    امیدواریم مربیان، اولیا و دانش‌آموزان با استفاده‌ی مؤثر از اتوماسیون، مشوق ما در استفاده‌ی هر چه بهتر از تکنولوژی ارتباطات و آسان سازی ارتباط بین خانه و مدرسه باشند.

    برای ورود به سیستم آپدیت، روی لوگوی سمت چپ کلیک کنید.

    با سپاس

    معاونت فناوری اطلاعات



  • نظرات() 
  • حقوق معلمان در سایر كشورها


    (به بهانه 5 اکتبر روز جهانی معلم)

    در میان سخنان و شعارهای اعتراضی معلمان مقایسه حقوق معلمان ایران باسایر كشورها نیز شنیده می‌شود؛ مقایسه‌ای كه حتی با نام بردن از كشورهای همسایه قابل تامل به نظر می‌رسد یا به كشورهای توسعه یافته پیام خاصی دارد.

    معلمی در كشورهای دیگر اگر یكی از پول سازترین شغل‌ها نباشد، اما دست‌كم درآمد قابل توجهی را نصیب فعالان حوزه آموزش و پرورش می‌كند. 

    در حال حاضر در كشور ایران بر اساس آمار رسمی میانگین حقوق معلمان كمتر از ۳۵ دلار است؛ یعنی حدود یك میلیون تومان در ماه برآورد می‌شود. علاوه بر این سهم ناچیز آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی كمتر از ۳ درصد است. در حالی كه قاعدتا طبق شاخص‌های معمول جهانی باید ۵/۵ درصد از تولید ناخالص ملی را شامل شود.

    وضعیت معیشت و میزان حقوق معلمان ایرانی با همتایان خود دركشورهای دیگر نیز اختلاف فاحشی دارد؛ به طور مثال كشورهایی از جمله ایالات متحده، آلمان، انگلیس، استرالیا، ژاپن، كره و حتی قطر در آسیا به معلم‌های خود، حقوق‌های چشمگیری می‌پردازند. به طور كلی آمارهای جهانی نشان می‌دهد كشورهای ایالات متحده, ژاپن، آلمان، كره جنوبی و سوییس جزو كشورهایی هستند كه بیشترین حقوق را به معلمان خود می‌دهند.

    برای نمونه میانگین درآمد یك معلم در سوییس طی یك سال معادل ۵۸ هزارو۵۲۰ دلار است، یعنی معادل ۱۷۵ میلیون و ۵۶۰ هزار تومان برای یك سال؛ یعنی هر ماه ۱۴ میلیون و ۶۳۰ هزار تومان. و این یعنی ۱۴ برابر یك معلم ایرانی !

    درآمد سالانه معلمان درآلمان نیز ۴۸ هزار و ۸۰۰ دلار و در ژاپن ۴۵۵ هزار و ۱۵ دلار اعلام می‌شود. درآمد یك معلم در كره جنوبی نیز ۲۴۲درصد سرانه تولید ناخالص ملی، در آلمان ۱۸۰ درصد و در ژاپن ۱۶۰ درصد سرانه تولید ناخالص ملی است. با این اوصاف معلم‌ها در كشورهای به نسبت پیشرفته از جایگاه و درآمد مناسبی نیز به نسبت مشاغل دیگر بهره‌مند هستند.

    به طور مثال درآمد یك معلم در انگلستان۱۱۴ درصد درآمد یك فعال صنعتی است. همین مقایسه در هلند رقمی معادل ۱۷۷ درصد، در كانادا۱۶۳ درصد و در ژاپن۱۸۵ درصد است. آن‌طور كه گزارش‌های مختلف اشاره دارند، نظام آموزشی این كشورها با پرداخت حقوق‌های بالا به معلمان سعی در حفظ كیفیت آموزش خود دارد. در امریكا حقوق معلمان ابتدایی یعنی مقطع پایه از سایر معلم‌ها در مقاطع دیگر بیشتر است.

    (نقل از سایت سخن معلم)



  • نظرات() 
  • معلم و شاگرد همکار!


    «اقا معلم سلام !» 

    هر شب بعد ازمدرسه، مجبورم تا دیر وقت دست فروشی کنم. چون وضع مالیمان خراب است و باید خرج خانه را در بیارم. 

    آن شب هم مثل همیشه، کنار خیابان مشغول دست فروشی بودم. اواخر شب، ماشینی جلوی بساطم ایستاد و از من قیمت اجناسم را پرسید. با تعجب دیدم «معلم ادبیاتم» است. خیلی خجالت کشیدم. نمی‌خواستم معلمم من را در این حالت ببیند. اما آقا معلم با لبخند گفت: 

    «جوون، خسته نباشی، یادت نره انشای فردا رو بنویسی». 

    عنوان انشایمان این بود: «بهترین آرزوی شما چیست؟» گفتم: «آقا یادم نمیره». 

    صبح در کلاس این انشا‌ء را خواندم: 

    «بهترین آرزویم این است که هیچ دانش‌آموزی مجبور نباشد به‌ خاطر فقر، شب ها در خیابان دست فروشی کند و مادرش هم رخت های مردم را بشوید؛ 

    ای‌کاش پدر هیچ بچه‌ای بیمار نباشد و شب ها گرسنه نخوابد، و موضوعاتی از این قبیل. 

    بعد از تمام شدن انشایم، آقا معلم، دفترم را گرفت تا نمره‌ام را بدهد. دیدم نمره 20 داده و زیر آن نوشته: «من‌هم آرزو دارم که هیچ معلمی به‌خاطر عقب افتادن کرایه خانه، سه شیفته کار نکند و تا نیمه‌های شب مجبور به مسافرکشی در خیابان ها نباشد و دائم از این نترسد که در این وضعیت با شاگردهایش روبه‌رو شود. ای‌کاش، هیچ معلمی آخر شب با جیب خالی به خانه نرود و شرمنده چشمان فرزندانش نباشد» و از این قبیل. بعد از دیدن دفترم، تازه فهمیدم که درد من و آقا معلم یکی است. تازه فهمیدم آقا معلم، آن وقت شب در خیابان چه کار می‌کرد. تازه فهمیدم این‌که بعضی وقت ها معلم هایمان سر کلاس نمی‌آیند و بچه‌ها می‌گویند معلم‌ها..... یعنی چه!



  • نظرات() 


  • با سلام
    این وب از طرف حمعی از اولیای مدارس تهران جهت تبادل افکار ،اعم از مربیان ،دانش آموزان و اولیا بویژه اولیای محترم راه اندازی شده است

    ورود شما را به این سایت خوش آمد عرض می كنم . امیدوارم مطالب این سایت مورد استفاده ی شما عزیزان قرار گیرد . برای پیدا كردن مطلب مورد نیاز خود از قسمت موضوعات وبلاگ استفاده كنید . لطفا نقطه نظرات خود را برای بهبود سایت مطرح نمایید
    امید که موفقیت وب موفقیت همه مجموعه باشد!



    محمد بهرنگ


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :