یکی از مهم ترین نیاز بشر برای زیست امنیت است.امنیت مفهومی است که ابعاد گوناگونی دارد و شاید بتوان گفت اولویت اول هر دولتی است. پس از جنگ جهانی دوم تا اوایل قرن بیست و یکم، به خصوص در دوران جنگ سرد، مهمترین تلاش کشور ها کشورها ایجاد امنیت در برابر تهدیدات خارجی و سلاح های کشتار جمعی بوده و امنیت ملی بیشتر در حوزه  نظامی و سیاسی مورد توجه بوده است. با ورود به قرن بیست و یک و تحولات جامعه ی جهانی مفهوم امنیت نیز متحول شده و ابعاد گوناگونی یافته است.در کتاب "مردم،دولت و هراس ها"نوشته ی بوزان (از اندیشمندان مکتب کپنهاک) ابعاد امنیت ملی به پنج بخش تقسیم شده است،امنیت نظامی، امنیت سیاسی، امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی و امنیت زیست محیطی.

ابعاد امنیت ملی به گونه ای به یکدیگر پیچیده است که خلل در یک بعد موجب بر هم خوردن تعادل سایر ابعاد می شود.در جهان و به خصوص کشور ما پیرامون چهار بعد نخست یعنی امنیت نظامی، امنیت سیاسی، امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی بسیار مطالعه و پرداخت شده است،اما امنیت زیست محیطی بعدی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

ایمن کردن محیطی که انسان در آن زیست می کند وظیفه ی هر دولتی است که با یاری شهروندانش مثمر ثمر است.غذای سالم،هوای سالم،آب سالم نیاز هایی که امروزه بشر با آن گریبانگیر است.بسیارمان درباره ی امنیت ملی سخن می گوییم اما چه مقدار از بحث ها و سخنانمان در رابطه با امنیتی است که اگر مهمترین تهدید بخوانیمش گزاف نگفته ایم.

کره ی ما نیازمند ما نیست بلکه ما هستیم که به این کره نیازمندیم.امروز اگر خطرات تغییرات آب و هوا را جدی نگیریم،امنیت زیست محیطی را به مخاطره انداخته ایم.آب و هوایی گرم و خشک در غرب آسیا هر روز محسوس تر می شود و در این میان کمبود مایه ی حیات در سال های آتی یکی از مهمترین دغدغه های بشر ساکن در این منطقه خواهد بود.آب تمیز و سالم تمدن ساز است و زمینه ی دوام تمدن و زیست را فراهم می نماید.حال کمی در مورد آب سخن بگوییم وضعیت آن در کشور عزیزمان.

متنی که گری لوئیس هماهنگ کننده ی مقیم سازمان ملل در جمهوری اسلامی درآن به موضوع کم آبی در ایران پرداخته،چنین آمده است:« اکنون اجازه دهید درباره ایران صحبت کنیم. درباره ایران نیز ماجرا به همین منوال است. در سال 1956 میزان ذخایر سرانه آب در ایران 7000 متر مکعب در سال بود. امروز، این عدد کمتر از 1900 متر مکعب است. این در واقع آستانه ی کمبود آب است. بر اساس روند موجود این شرایط بدتر از قبل خواهد شد. بر اساس مدل جاری، تا سال 2020 این عدد افت بیش تری خواهد داشت و به آستانه ی "کمیابی آب" یعنی 1300 متر مکعب در سال خواهد رسید. این آمار بر اساس تحقیقات دولت بدست آمده است.


آب برای حفظ زندگی روزمره کاملا حیاتی است. ما نمی توانیم بدون آب بیش از چند روز زنده بمانیم. سلامت ما نیز به صورت مستقیم وابسته به آب است. ما به آب برای کشاورزی نیاز داریم تا بتوانیم سه بار در روز ظرف غذایمان را پر کنیم. پس اقتصاد و رفاه ما وابسته به آب است.



شاید دو مورد از مهمترین موارد مرتبط با مسئله کمبود آب در ایران دریاچه ی ارومیه در شمال غربی و تالاب هامون در جنوب شرقی ایران باشد. من افتخار دیدن هر دوی این مکان ها و بسیاری دیگر از مناطق این کشور را داشته ام.

به تصاویر ماهواره ای که به مقایسه دریاچه ارومیه در سال های 1998 و 2014 می پردازد با دقت نگاه کنیم.از اواسط دهه ی 90 میلادی دریاچه ارومیه 90 درصد آب خود را از دست داده است.



در این زمان، استفاده از زمین های حوضه آبریز دریاچه ارومیه به منظور کشاورزی دو برابر شده است. مردم نیز اقدام به کاشت گیاهانی کرده اند که به 6 برابر آب بیشتر نیاز دارد. شما نتیجه این کارها را به راحتی می توانید ببینید.

حالا به نقطه ی جنوب شرقی ایران، جایی که هامون در آنجا قرار دارد اگربه تصویر ماهواره ای از تالاب هامون در سالهای 2005 و 2013 نگاه کنیم. به آرامی و به طور پیوسته می توانید ببینید که آب رودخانه هلمند که برای تغذیه تالاب مورد استفاده قرار می‌گرفت، هم در افغانستان و ایران ناپدید شده است.


و حالا هیچ آب و ماهی برای ماهیگیران وجود ندارد. فرصت های شغلی بسیار کم است و بیش از نیمی از اهالی محلی به کمک خیریه های دولتی به امرار معاش می پردازند. آنها در روستاهای شبح مانندی که روزگاری دریاچه ای پر آب در آن جریان داشت، زندگی می کنند.


زمانی که معیشت افراد به خاطر نبود آب به خطر می افتد، آنها دچار افسردگی می شوند. همه این تغییرات جابجایی مردم را به دنبال خواهد داشت و زمانی که مردم جابجا شوند، آسیب پذیر می شوند. پناه جویان زیست محیطی به اماکنی که هنوز منابع طبیعی در آنجا وجود دارد مهاجرت می کنند. جاهایی که من یا شما آنجا زندگی می کنیم.

آنها به دنبال زندگی بهتر هستند. پناه جویان زیست محیطی فشار جدیدی را به این مناطق وارد می کنند. فشاری که در بلند مدت پایدار نخواهد بود و باعث ناامنی بیشتر می شود. این امر می تواند مردم را به بی قانونی و خشونت هدایت کند. این فشار، امنیت انسانی را تهدید می کند.


ما این الگو را در سراسر سیاره خود مشاهده می کنیم. پناه جویان زیست محیطی یکی از عوامل هدایت کننده عدم امنیت در آینده خاورمیانه خواهند شد.تنها دو نکته وجود دارد که دوست دارم بعد از خواندن این مقاله به آن فکر کنید.


اول؛ ما باید ابتدا چیزی را که خراب کرده ایم درست کنیم و دوم برای اینکه این کار را انجام دهیم باید دیدگاه و روش های صحبت خود نسبت به موضوع امنیت را تغییر دهیم. ما نیاز داریم تا روی مساله ی امنیت انسانی تمرکز کنیم. در این بین ما نیاز داریم تا امنیت زیست محیطی را اولویت بندی کنیم. من در جاهای دیگر صحبت کرده و مقاله های گوناگونی برای حل مشکلات زیست محیطی در منطقه را نوشته ام.



مساله اینجاست که همه ی ما نقشی در این موضوع داریم. دولت ها، سازمان های بین المللی مانند سازمان ملل متحد، سازمان های مردم نهاد، من و شما. برای من بسیار آسان است تا لیستی از کارهایی که می توان در این زمینه انجام داد را برای شما تهیه کنم. اما به جای این کار دوست دارم شما از خودتان بپرسید که کجا می توانید نقش موثری ایفا کنید.

آیا مهندسان، شهرسازان و معماران می توانند محیطی سرسبزتر و پایدارتر برای ما بسازند؟ آیا دولت مردان و زنان ما آماده ی اتخاذ تصمیماتی سخت، در اجلاسی که برای تغییر اقلیم در دسامبر امسال در پاریس برگزار خواهد شد، برای نجات سیاره زمین هستند؟ کدام بازرگان عملیات خود را برای بهبود اثرات زیست محیطی تغییر خواهد داد؟ آیا من و شما در مورد امنیت زیست محیطی سر میز شام با فرزندانمان گفتگو خواهیم کرد؟ و آیا ما رفتار خود را تغییر خواهیم داد؟ آیا به بازیافت زباله ها، مصرف بهینه آب، کاشت درخت و مصرف کمتر سوخت های فسیلی خواهیم پرداخت؟ همه ما نقشی در این زمینه داریم. بگذارید خیلی خلاصه به داستان دریاچه ارومیه در ایران بازگردم.



در سازمان ملل متحد ما به همراه دولت جمهوری اسلامی ایران و حامیان بین المللی و کشاورزان در سطح استانی کارهایی انجام می دهیم. جوهره ی این راه حل آموزش کشاورزان برای مصرف بهتر آب است. آبی که صرفه جویی شده دوباره به بستر دریاچه باز می گردد. ممکن است که دریاچه ارومیه به روزهای اوج خود در دهه ی 90 میلادی بازنگردد اما می توان آن را تا بخشی ترمیم کرد. ما مشکلی مشترک داریم پس باید به دنبال راه حلی مشترک نیز باشیم.ما نیاز داریم تا مثبت اندیش باشیم. این مشکل قابل حل است. برای همه نقشی در این زمینه وجود دارد.به عنوان انسان، ما هم ارباب سیاره زمین و هم عامل ترس و وحشت زیست بوم خود هستیم.و هم اکنون ما باید در اقدامی قهرمانانه از امنیت انسانی حفاظت کنیم.

در کنار یکدیگر می توانیم دریاچه ارومیه، تالاب هامون و محیط زیست خود را نجات دهیم. یادمان نرود که این تنها راه حفظ آینده است.پس بیایید این اقدام قهرمانانه را آغاز کنیم. در این اقدام از همه استقبال می شود. تمام دست ها به شمار می‌آید.»

در ادامه به ارسباران (قره داغ)می آییم.اگر دیروز پدارنمان در شیور با احداث بندی چون چووش گولو و هدایت آن با لوله هایی موسوم به گونگ به شهر اهر مصرف آب را مدیدریت می نمودند،امروز شاهد هدررفت آب در منطقه هستیم.اگر می بینیم که هنوز سیستم های آبیاری پارک شیخ شهاب و بیشتر فضای سبزمان به شیوه ی غرقآبی است جای تعجب نیست چون ما هنوز به امنیت زیست محیطی اهمیت نمی دهیم.اگر در سطح شهر هنوز با آب آشامیدنی اتومبیل هایمان را می شوییم حیرت انگیز نیست،زیرا به توسعه ی پایدار اهمیت نمی دهیم.اگر حریم رودخانه ها را ملک شخصی خویش می نماییم و نهاد های دولتی برخوردی انجام نمی دهند،خودمان را نمی بازیم چون باختن سیاره مان را با اعمالمان نظاره گر نیستیم.برداشت های غیر قانونی با موتور های آب از رودهای منطقه و منفعت جویی های غیر عقلانی را عادی می انگاریم.حفر چاه های عمیق و برداشت بی رویه از سفره آب های زیر زمینی را غیر قانونی نمی دانیم.آلودگی آب های سطحی و زیرزمینی توسط معادن برایمان مهم نیست چون حال را در می یابیم و به فکر آیندگان،حتی آینده ی سال های آتی نزدیک خودمان نیستیم،آینده ای که آب تمیز و سالم دغدغه ای مهم خواهد بود.به راستی مسئولانمان چقدر به امنیت محیطزیست توجه می کنند؟

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:35  توسط امیر یوسفیان  |  نظر بدهید