تبلیغات
اولیای مدارس تهران -امت - مطالب مهر 1392

اولیای مدارس تهران -امت

مدادالعلما افضل من دماء الشهداء


شیرخوردن مردان بزرگ از پستان زنان
باعث محرمیت می شود ؟
در منابع معتبر اهل سنت آمده که ام المومنین عایشه قائل بود که اگر مردی نا حرم از پستان زن شیر بخورد ، باعث محرمیت می شود .

و موقعی که عده ای می آمدند تا از عایشه حدیثی بشنوند ، چون با عایشه نامحرم بودند ، می گفت بروید و از دختران خواهرم شیر بخورید تا به من محرم بشوید و سپس پیش من بیایید و سوالاتتان را از من بپرسید .


عزیزان اهل سنت میگن که مردم اجماع کردند بر خلافت ابابکر ، حال می پرسم که :

در موردکلام ابن حزم که از بزرگان شماست چه می گوئید که فرموده :

خدا لعنت کند هر اجماعی را علی ابن ابیطالب در آن نباشد ؟

(کتاب المحلّى – ابن حزم – ج ۵ – ص ۱۲۷- دارالفکر)



شیعه وسنی علیه جهل و تصب
این روزها همه دم از وحدت می زنند ، میگن ساکت باش و حرف نزن تا توی سوریه کسی رو نکشن ، میگن این حرفها مربوط به 1400 سال پیشه پس لطفا سکوت ؟ میگن امریکا علم روزو داره برای همین همیشه پیروزه و از هیچ چیز نمی ترسه ؟     ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟             
آخه نمی دونم بحث علمی من در این وب که بر پایه اسناد و مدارک هستش و کاملا مودبانه بحث میشه ، چه ضرری به وحدت می زنه ؟ کی گفته برای وحدت باید سکوت کرد ؟؟
ادامه مطلبو فراموش نکنید . . . . . . . . .


باید از راهش  تبیین حقیقت کرد . حضرت علی در این25سال در برابر خلفا ارایش جنگی نگرفت زیرا که به صلاح اسلام نبود ولی ساکت هم نبود و در هر زمان و مکانی مردم را متوجه حقیقت و انحراف خلفا می کرد . نمی گذاشت مسلمین به جان هم بیفتند ولی حق را هم هیچگاه به خلفا نمی داد . برای اینکه آنان در ظاهر ، خلیفه مسلمین بودند ، به ایشان مشورت هم می داد چون همه می دانستند که فقط حضرت علی راه درست را می داند ولی همیشه به مردم می گفت که در  حقش ستم کردند و بر راه غیر درست رفتند.
بعدش هم کی گفته اینها مربوط به 1400سال پیشه ؟ اینها مربوط به لحظه لحظه زندگی الان و اینده اسلام است . وقتی ریشه اختلاف مربوطه به 1400سال پیشه . پس باید با روشن سازی فضای آن زمان و موقعیت و شخصیت افرادش  حقیقت را یافت که دیگه این دیوار کج ادامه پیدا نکنه .
ودر مورد امریکاهم که علم روزو داره باید بگم هیچکس موافق با علم اندوزی و پیشرفت نیست ولی وقتی دشمن کمر بسته به ریشه کن کردن اسلام عزیز ما . ما بریم یه گوشه فقط درس بخونیم ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
امریکاهیچ غلطی نمی تونه بکنه .
 علم روز رو داره ولی خدا رو نداره .  شاید مسلمین مظلوم خیلی مجهز به سلاح های روز نباشند ولی خدایی دارند که جبران کننده همه اینهاست . از جمله انقلاب و جنگ تحمیلی ایران که مردم ما هیچ اموزشی ندیده بودند ودشمن سرتا نوک پایش مسلح بود ولی با ایمان و اطاعت پذیری ای که ایرانیان از ولی فقیهشان که نائب عام امام زمان است داشتند ، پیروز شدند ، همانگونه که جنگهای اکنون و آینده مسلمین با کفار نیز اینگونه خواهد شد ان شاء الله.
ولا حول و لاقوه الا لله


چراحضرت علی نام پسرش را عمرگذاشته است؟


برخی از برادران اهل سنت معتقدند که خلفای راشدین به هیچ وجه حق خلافت حضرت علی علیه السلام را غصب نکرده اند و وقتی از ایشان دلیل میخواهیم میگویند که خود حضرت علی رابطه خوبی با خلفا داشته و حتی نام فرزندانشان را به نام عمر ابوبکر و عثمان نام گذاری میکردند پس معلوم میشود حضرت علی علیه السلام ایشان را به خلافت قبول داشته وگرنه بانام گذاری فرزندانشان به نام خلفا مخالفت میکردند.


و ما در جواب از کتب معتبر اهل سنت استدلال مینماییم زیرا که:

                         خوش تر آن باشد که  سرّ  دلبران

                         گفته   آید    بر    زبان   دیگران

خلاصه جواب :

1. عمر خودش اینکار را کرده است


2. 21  نفر از صحابه نامشان عمر بوده از کجا معلوم که حضرت علی علیه السلام  به خاطر علاقه به عمر اینکار را کرده باشد؟

3 : این اسم ها اسم های متداول ان زمان بوده


4 . اصلا در آن زمان نام گذاری فرزندان از روی علاقه به شخصیت ها نبوده 



به اعتراف کتب سنی ، درقیامت ازولایت حضرت علی میپرسند

 

روایت اول :


حاكم حسكانی از علمای حدیث اهل سنت،‌ روایت معتبری را از ابو سعید خدری صحابه جلیل القدر رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل كرده است كه در قیامت از ولایت امیرمؤمنان علیه السلام سؤال می‌شود


چرا حضرت علی نام فرزنش را ابابکر گذاشته ؟

برخی از برادران اهل سنت معتقدند که خلفای راشدین به هیچ وجه حق خلافت حضرت علی علیه السلام را غصب نکرده اند و وقتی از ایشان دلیل میخواهیم میگویند که خود حضرت علی رابطه خوبی با خلفا داشته و حتی نام یکی از فرزندانشان را به نام ابابکر نام گذاری کرده اند .

 پس معلوم میشود حضرت علی علیه السلام ایشان را به خلافت قبول داشته وگرنه بانام گذاری فرزندانشان به نام خلفا مخالفت میکردند.

 

و من در جواب ، 7 دلیل از کتب معتبر اهل سنت بیان می کنم  :

 

1 : اگر قرار بود كه امیر مؤمنان علیه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلى او (عبد الكعبه، عتیق، عبد الله و... با اختلافى كه وجود دارد) انتخاب مى‌كرد نه از كنیه او؛


6 جواب دیگر را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید. . . . .


 



ادامه مطلب
[

چرا حضرت علی نام فرزندش را عثمان گذاشته ؟


علاوه بر جوابهایی که در دو پست دیگر درباره نامگذاری به نام عمر و ابابکر  آمده ، باید به دو نکته توجه داشت :


 اولاً: نام گذارى به عثمان، نه به جهت همنامى با خلیفه سوم و یا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام علیه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون این نام را انتخاب كرده است.


فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون نامیدم. ((مقاتل الطالبیین، ج 1، ص 23.))


ثانیاً: ابن حجر عسقلانى بیست و شش نفر از صحابه را ذكر مى‌كند كه نامشان عثمان بوده است، آیا مى‌شود گفت: همه این نام گذاری‌ها چه پیش و چه پس از خلیفه سوم به خاطر او بوده است و اصلا از کجا معلوم که بخاطر علاقه به یکی از این 26 صحابه نباشد ؟

(( الإصابة فی تمییز الصحابة، ج 4، ص 447 ))



  • نظرات() 


  •  

    مقدمه:
    تغییرات و تحولات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در درون جوامع استعمارگر و مهاجم اروپایی در دوران رشد و توسعه كلنیالیسم و امپریالیسم سرمایه‌داری،‌ زمینه و بستر اصلی تولد، رشد و توسعه فرضیه‌های نژادی «آریا» و «سامی» و تحولات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در درون جامعه درحال فرو ریختن عثمانی كه به گونه‌ای فزاینده تحت نفوذ و سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی محافل استعمارگر اروپایی قرار می‌گرفت زمینه اصلی رشد تئوریهای نژادی «پان تورانیسم» و «پان توركیسم» بود.
    فرضیه‌های نژادی و به دنبال آن فرضیه‌های نژادی «آریا» و «سامی» نخست در جوامع استعمارگر اروپا متولد شد و سپس به صورت پایه و زمینه اصلی فرهنگ استعماری در جوامع شرقی تبلیغ گردید تا از طرفی نفوذ و سلطه اقتصادی و سیاسی امپریالیسم سرمایه‌داری بر این جوامع تثبیت شود و از طرف دیگر با ایجاد خصومت «نژادی» میان اقوام شرقی و تجزیه آنها مانع همبستگی این اقوام بر اساس تاریخ، فرهنگ و قومیت مشترك چند هزار ساله گردند. فرضیه‌های نژادی «پان تورانیسم» و «پان تركیسم» نیز به دنبال فرضیه‌های نژادی ساخت جوامع استعمارگر اروپایی با ابتكار، پیش‌سازی و دخالت عوامل فرهنگی و سیاسی استعماری برای وصول به هدف‌هایی كه بدانها اشاره شد به یك جامعه استعمارزده القا گردید.
    به نظر ضیا‌ء گوك آلپ (Ziagokalp) شاعر و نویسنده ترك، واژه توران نام مشترك تمام اقوام ترك است. «... لذا باید توران را به سرزمین بزرگ تركها محدود كنیم كه تمام شاخه‌های ترك را دربرمی‌گیرد. اگر قبول كنیم كه تاتارها، ازبك‌ها و قرقیزها كه فرهنگ خاص خودشان را دارند، یك ملت خاص را تشكیل می‌دهند كه تحت نام خودشان شناخته می‌شود، این ضرورت و نیاز پیش می‌آید كه تمام خویشاوندان قدیمی را مانند... یك جامعه به هم پیوند دهیم و این واژه (پیوند دهند) توران خواهد بود.. و ما می‌توانیم توركیسم (Turkgilik) را از نظر عظمت ایده‌آل به سه مرحله تقسیم كنیم:
    1-
    تركیه‌ای بودن (Turkijagylyg)
    2-
    اوغوزی بودن(Oghusgylyg)
    3-
    تورانی بودن(Turangylyg) ...»1
    این تقسیم‌بندی نشان می‌دهد كه پان تورانیسم و پان توركیسم از نظر اجتماعی و تاریخی به هم آمیخته و مراحل مختلف یك نظریه‌اند به گونه‌ای كه توضیح یكی بدون بررسی و توضیح دیگری ممكن نیست.
    الف- پان تورانیسم
    در قصیده معروف «توران» ضیاء گوك آلپ مبلّغ نظریه‌ پان تورانیسم آمده: «... سرزمین‌ پدری برای تركها نه تركیه است و نه تركستان بلكه سرزمین پدری بزرگ و جاویدان توران است...»2 و در قصیده دیگری می‌گوید: «... فرزندان اوغوزخان هرگز وطن‌شان را كه توران نام دارد فراموش نمی‌كنند.»3 با توجه به اشعار و مقالات گوك آلپ و دیگر نظریه‌پردازان و مبلّغان پان تورانیسم و پان توركیسم می‌توان گفت كه «توران» چه از نظر جغرافیایی و چه از نظر تركیب قومی ساكنان آن سنگ بنای اصیل نظریات «پان» محسوب می‌شود.
    برخلاف آنچه تبلیغ می‌شود،‌ ضیاء گوك آلپ مبتكر و پدر نظریه‌ پان تورانیسم و پان توركیسم نیست بلكه تنها مبلّغ محلی آن می‌باشد. ضیاء گوك آلپ می‌نویسد: «... وقتی من در سال 1896 به استانبول رسیدم اولین كتابی كه خریدم كتاب لئون كاهون بود كه تهییج كننده و مشوق نظریه پان توركیسم بود.»4 و «... بعداً من با حسین علی بیگ ملاقات كردم و با نظریات او درباره پان تورانیسم آشنا شدم.»5 شعر حسین‌زاده درباره توران «اولین تظاهر و بیان پان تورانیسم (در ادبیات ترك) بود.»6 در حالی كه از حدود سال 1832 واژه توران از طرف دانشمندان بلغاری برای نامگذاری سرزمینهای ترك آسیای مركزی و جنوب شرقی به كار می‌فت.7 و از سال 1839 در بلغارستان تبلیغات فراوانی در باب توران به منظور اتحاد اقوام تورانی صورت می‌گرفت.8 آرمینیوس وامبری استاد زبان در بوداپست و جاسوس معروف انگلستان9 نیز در سال 1868، یعنی سالها پیش از شروع فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی علی بیك و ضیاء گوك آلپ، از نژاد تورانی در مقابل نژاد ایرانی سخن می‌گفت.10 در سال 1911 (دو سال پیش از درگذشت وامبری در سال 1913) «... در بوداپست سازمانی به نام جامعه (سازمان) تورانی (Turanische Ge sellschaft) كه حداقل تا سال 1941 فعالیت داشت پایه‌گذاری شد.11 مبلّغ دیگر پان تورانیسم مویس كوهن با نام مستعار تیكن آلپ بود كه در آثار خود از سرزمین توران بعنوان «گهواره خلق‌ها و مبدأ نژاد و ... سرزمین ایدآل پدری» تركها یاد می‌كرد12 بدون آنكه بتواند دلیل و مدرك روشنی درباره اقوام تورانی و سرزمین توران و این تعلق تاریخی ارائه كند.
    توران «این وطن اولیه» كجا و تركیب قومی ساكنان آن چه بوده است؟
    درباره تركیب قومی تورانیان نظریات بسیار متفاوت و متناقضی وجود دارد كه هیچ یك از نظر علمی قابل اثبات نیست. به نظر ضیاء گوك آلپ: «توران ... تركیب و تجمع ترك‌ها، مغول‌ها،‌ تونگوزها (قومی از مغول‌ها) است كه به نامهای مختلف نامیده می‌شوند و فنلاندیها و مجارها كه از نظر زبان‌شناسی گروه اورال – آلتایی (Ural altaic) شناخته شده‌اند...»13 در حالی كه به عقیده برخی از مورخان ایرانی، تورانیان و ایرانیان از یك «نژاد»اند14 و این امكان نیز از نظر دور نمی‌ماند كه تورانیان تركیبی از اقوام مختلف بوده‌اند: «... اقوام صحرا‌گرد ایرانی استپ‌های شمال و شمال شرقی كه ما آنها را اغلب تورانی می‌خوانیم هرگز از لحاظ نژاد یكدست نبوده‌ بلكه گاه با عناصر دیگر نژادها آمیزش داشته‌اند. با توجه به رویدادهای تاریخی چنین به نظر می‌رسد كه لسان تركی از سده‌های قبل از میلاد در میان تورانیان آریائی نژاد آشنا بوده است.»15 در شاهنامه فردوسی حضور اقوام ترك در توران به دوران فریدون می‌سرد كه مانند قومی در كنار اقوام دیگر زندگی می‌كرده‌اند. تور فرزند فریدون به فرمان پدرش شاه «تركان و چینیان» شد و سرزمینی كه تور شاه آن شد توران نام گرفت. در شاهنامه از افراسیاب (فرزند پشنگ شاه توران) كه نوه تور بود و به خونخواهی پدربزرگش (تور) كه به دست منوچهر نوه ایرج (فرزند فریدون) كشته شده بود به جنگ با ایرانیان پرداخت، بعنوان پهلوان و سردار لشكر توران (تورانیان) به تفصیل سخن گفته شده است. با توجه به اینكه تور مانند سلم و ایرج فرزند فریدون شاه بود نسبت خویشاوندی نوه‌اش افراسیاب نیز به همین خاندان سلطنتیِ (ایرانی) فریدون می‌رسد. درباره تركیب قومی لشگر تورانیان (افراسیاب) هیچ اطلاعی در دست نیست اما به نظر می‌رسد كه تركان و ایرانیان در آن شركت داشته‌اند. اگر قبول كنیم تور كه شاه (تركان و چینیان) شده بود با قشون و همراهان خود بدان دیار رفته، می‌توان پذیرفت كه تركان و چینیان قبل از آمدن تور در آنجا سكونت داشته‌اند و می‌توان احتمال داد كه تورانیان از اقوام متعددی تشكیل می‌شده‌‌اند كه حداقل تركان، چینیان و بخشی از ایرانیان در آن بوده‌اند. بدین ترتیب، واژه توران نمی‌تواند نام مشترك فقط اقوام ترك باشد زیرا حداقل افراسیاب كه عضوی از خاندان سلطنتی فریدون ایرانی محسوب می‌شود «تورانی» بوده است. ایرانی دانستنِ همه تورانیان نیز كنار گذاشتن تركان و چینیان و انكار اطلاعی است كه شاهنامه به ما می‌دهد.




  • نظرات() 
  • عمربن خطاب و خشونت با زنان




    بعداز اسلام آوردنش ودر زمان پیامبر، عمر، زنان سوگوار را كتك زد:

    زینب دختر رسول خدا  از دنیا رفت، فرمود: خداوند او را به سلف صالح عثمان بن مظعون ملحق نمود. زنان با شنیدن این سخن پیامبر گریستند، عمر با تازیانه اى که در دستش بود در حضور رسول خدا آغاز به كتك زدن زنان نمود که با برخورد تند پیامبر رحمت مواجه شد، حضرت تازیانه را از او گرفت و فرمود: آرام باش، تورا با این زن ها چکار؛ بگذار گریه کنند، سپس به زن ها فرمود: گریه كنید؛ ولى از ناله هاى شیطانى ( ناله هایى که با گناه و اعتراض به خداوند همراه است ) بر حذر باشید....    (مسند أحمد بن حنبل، ج 1، ص 237)
    عمر حرمت خانه عایشه راشکست و خواهرابابکررابه جرم عزاداری برای ابابکر کتک زد :

    هنگامى كه ابوبكر مُرد، عائشه مجلس عزادارى برپا كرد، عمر این خبر را شنید و زنان را از گریه و عزادارى نهى كرد؛ اما آنان توجهى نكردند، به هشام بن ولید گفت: دختر ابوقحافه (خواهر ابوبكر) را نزد من بیاور، هنگامى كه آمد، چندین ضربه بر بدنش زد، زنانى كه عزادارى مى كردند، با شنیدن این خبر متفرق شدند.

    ((الطبقات الكبرى، ج 3، ص 208 )) 


             عمر صورت خواهرش را به جرم اسلام آوردن خونی کرد :


    عمر نزد آن دو (خواهر و همسر خواهرش) رفت؛ خباب نیز آنجا بود و هنگامی که احساس کرد عمر به آن جا مى آید، در خانه پنهان شد؛ عمر گفت: این سر و صداها چیست؟ ـ آنان سوره طه را تلاوت مى کردند ـ پاسخ دادند: چیزى جز سخنانى که به هم مى گفتیم نبود؛ عمر گفت: شاید شما از دین بیرون رفته اید؟ شوهر خواهرش پاسخ داد: اى عمر؛ اگر حق در غیر دین تو باشد چه خواهى کرد؟ عمر به او حمله كرد و او را لگد کوب نمود، خواهرش آمد تا از شوهرش دفاع کند؛ اما عمر با دست بر صورت او کوبید که صورتش خونین شد.                       

    (تاریخ المدینة المنورة، ج 1، ص 348)


      عمر به زور با عروس ابابکر ازدواج کرد :


    عاتكه دختر زید، همسر عبد الله بن ابوبكر بود(عروس ابوبکر)، و عبد الله با او شرط كرده بود كه اگر او مُرد، شوهر نكند. عاتكه پس از مرگ عبد الله بدون شوهر مانده بود و هر كس از وى خواستگارى مى كرد، نمى پذیرفت، عمر به كسى كه ولایت بر عاتكه داشت گفت كه براى من از او خواستگارى كن، آن زن عمر را نیز قبول نكرد. عمر سرپرست او را مجبور کرد وگفت: تو او را به همسرى من دربیاور. مراسم ازدواج انجام شد، عمر بر او وارد و با وى درگیر شد تا سرانجام با زور با وى همبستر شد. هنگامى كه كارش تمام شد، عاتكه با اظهار نفرت چندین مرتبه گفت: اُف اُف...

    ((الطبقات الكبرى، ج 8، ص 265))



  • نظرات() 
  • عکس های هوایی از مناظر زیبای استان گیلان




     
    1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  [20]  21  22  23  24  25  26  27  28  29  30  
     
    عکس های هوایی از مناظر زیبای استان گیلان



  • نظرات() 
  • "جهاد نکاح"تروریست‌ها را به جان هم انداخت


    شمشادی خبرنگار واحد مرکزی خبر در سوریه، مطلب جدیدی از اتفاقات خاص سوریه، در صفحه فیس‌بوکش منتشر کرده است.
    تسنیم: حسن شمشادی خبرنگار واحد مرکزی خبر در سوریه در صفحه فیس‌بوکش مطلبی تحت عنوان "وقتی گرگها همدیگر را می درند ..." گذاشته است:" ابی صارم فرمانده یکی از گروهک های تروریستی وابسته به جبهه النصره در دیر الزور 3 تن از تروریست‌های تونسی وابسته به این گروهک را در این شهر و در ملاعام سربرید.

    ابی صارم مالکیت یکی از دختران چچنی را که برای جهاد نکاح به سوریه آمده اند را به دست گرفته و اجازه جهاد با دیگران را به وی نمی‌داد، تا اینکه این تروریست برای سرکشی به خانواده خود به مسافرت می‌رود و پس از بازگشت متوجه می‌شود که این زن چچنی اقدام به جهاد نکاح با سه تروریست تونسی کرده است، این امر خشم وی را برانگیخت و موجب می شود تا او هر سه آنان را محکوم به اعدام کرده و در شهر دیر الزور، در ملا عام بوسیله شمشیر گردن آنان را بزند."




  • نظرات() 
  • درحین خرید خمیردندان به این نكات توجه نمائید


    زمانیکه شما خمیر دندان میخرید، اگر متوجه قوطی یا لوله خمیر شوید، در پائین آن به یکی از چهار رنگ زیر علامت ...گذاری شده است:

    اگر علامت رنگ سبز باشد: خمیر دندان از مواد طبیعی ساخته شده است.

    اگر علامت رنگ آبی باشد: خمیر دندان از مخلوطی از مواد طبیعی و ادویه جات ساخته شده است.

    اگر علامت رنگ سرخ قرمز باشد: خمیر دندان از مواد طبیعی و مواد کیمیاوی (شیمیایی) ساخته شده است.

    اگر علامت رنگ سیاه باشد: خمیر دندان کاملاً از مواد کیمیاوی (شیمیایی) ساخته شده است.

    شما فقط آن خمیر دندان را خریداری کنید که رنگ سبز یا آبی علامت گذاری شده است.

    لطفا این مطلب رو به اشتراک بذارید تا بقیه دوستان هم در جریان این موضوع قرار بگیرند...
     



  • نظرات() 
  • رقصهاى تالشى در مناطق مختلف تالش


     رقصهاى تالشى در مناطق مختلف تالش اشکال گوناگونى دارند. این اشکال بیشتر توسط زنان حفظ شده است

    این رقصها در مراحل مختلف عروسى متفاوتند بطور مثال:

    «کَترا وشتن» رقص با نوعى قاشق چوبىست؛ زمانى که عروس را سوار بر اسب به منزل داماد مىآورند، قبل از اینکه پیاده ش
    ود، یک نفر با دو کترا درحالى که کتراها را به هم مىزند مىرقصد تا کتراهاى چوبى شکسته شود و آن را بالاى سر عروس پرت مىکند.

    “خنه دوش” (حینا وشتن) رقص با حنا را در شب حنابندان با ظرف حاوى حنا انجام مىدهند.

    ” مجمَه دوش”رقص با مجمه (سینى بزرگ حاوى میوه، سبزه، شیرینى، پارچه و غیره) را با گذاشتن مجمَه بر سر و در هنگام آوردن عروس به منزل داماد و در مراحل مختلف عروسى انجام مىدهند.

    “چرا وشتَن” این رقص بیشتر در تالش جنوبى رواج دارد و با گذاشتن چراغ روشن (چراغ نفتى) بر سر مىرقصند. حفظ تعادل در این رقص و در مجمه وشتَن، رقص با مجمه، بسیار هنرمندانه و جالب است.

    ” رقص جمعى” رقصهاى تالشى به صورت تکى و دو به دو انجام مىشوند. البته تعداد رقصکنندگان زیاد است، ولى نگارنده با رقص گروهى همانند رقصهاى کردى در تالش جنوبى و مرکزى برخورد نکرده است؛ تنها در تالش شمالى (آستارا و لنکران) نوعى رقص گروهى را در روستاى سپاردى لنکران دیده است که پنج زن همراه نواختن دایره و خواندن دسته جمعى مى رقصند.



  • نظرات() 
  • نا برابری ارث زن و مرد در بهائیت




    آموزه ها از جمله تعالیم بهائیان که بسیار برآن تبلیغ می کنند" تساوی حقوق زنان و مردان "است.
    آنها چنین جلوه می دهند که دیگر ادیان مساوات بین زن و مرد را در نظر نگرفته اند ولی بهائیت تساوی را بطور کامل بر قرار کرده است.
    منتقدین با بررسی مختصر ،خلاف این ادعا را در نظامات بهایی مشاهده می کنندازجمله در عضویت زنان در نظام مدیریت اصلی و تقنینی بهایی که زنان اجازه ورود ندارندو در بحث تفاوت ارث زن و مرد و در بحث مهریه زن شهری و تفاوتش با زن روستایی و...
    لذا مورد سوال واقع می شوند که:
    اگر زن ومرد در بهائیت برابرند چرا زنان نمی توانندبه عضویت بیت العدل در آیند واین

    پست که مقامش به اعتقاد بهائیان "مصونیت از خطا"ست در انحصار آقایان است؟!

    این توهین به زنان نیست که آنان را نا مساوی با مردان شمرده از تصدی یک پست

    معنوی محروم کرده به بیت العدل راه نداده اند و تلویحا آنها رابر خلاف مردان ناکارامد

    وخطا پذیر و نا توان از اداره بهائیت در اسرائیل قلمداد کرده اند؟!
    و نیز سوال می شود چرادر بهائیت نه تنها زنان حق شرکت و عضویت در بیت العدل را ندارند، بلکه در سهم الإرث نیز از مردان عقب ترند. به علاوه نه تنها میان زنان و مردان

    تساوی حقوق وجود ندارد، حتی میان زن روستایی و شهری هم تفاوت وجود دارد:
    مهریه ی زن روستایی برابر با نوزده مثقال نقره است و مهریه ی زن شهری نوزده مثقال طلا!

    ممکن است در این مورد هم توجیه کنند که چون مخارج زن شهری بیشتر از زن

    روستایی است، مهریه اش هم سنگین تر است. مانعی ندارد هر توجیهی دوست

    دارند بکنند، مهم آن است که دست از ادعای تساوی حقوق نسا ءو رجال بردارند.

    بهائیان کتابی دارند به نام « گنجینه ی حدود و احکام» .این کتاب که احکام بهایی در آن درج شده است ازصفحه ی 167 تا صفحه ی 171 بحث مهریه را آورده است :
    " از مهریه سئوال نموده بودی. این از احکام حضرت اعلی( یعنی سید باب) است به کتاب اقدس تجدید شده است و آن این است که اهل مدن باید طلا بدهند و اهل قری فضه و این بسته باقتدار زوج است اگر فقیر است یکواحد می دهد و اگر اندک سرمایه دارد دو واحد می دهد و .... "

    توجیهات غیر قابل قبول
    __________________

    این تناقض فاحش خون بهائیان متعصب را به جوش آورده به دنبال راه فرار گشته می گویند:

    "ملاک تعیین مهریه سکونت مرد است نه زن. یعنی با توجه به توانایی مرد شهری یا روستایی مهر انتخاب می شود نه زن روستایی یا شهری: "اهل مدن باید طلا بدهند و اهل قری فضه و این بسته باقتدار زوج است " .حداقل و حداکثری برای مهریه انتخاب کرده اند. که حداقل آن برابر 19 مثقال نقره می باشد که فکر کنم در حدود 15000 تومان می باشد. مردی که در روستا زندگی می کند به علت در نظر گرفتن مسائل اقتصادی، با توافق با همسر خود مهریه ی خود را بین 19 مثقال نقره (1واحد نقره) تا 95 مثقال نقره (5واحد نقره) تعیین می کنند. مردانی نیز که در شهر سکونت دارند نیز از یک تا پنج واحد طلا را انتخاب می کنند.
    اما این توجیه نا مربوط است زیرا به صراحت مهریه ی زن روستایی برابر با نوزده مثقال نقره و مهریه ی زن شهری نوزده مثقال تعیین شده و دینی که گفته " ممکن ‏نیست سعادت عالم انسانی کامل گردد مگر به مساوات کامله ی زنان و مردان"( به نقل از نظر ‏اجمالی در دیانت بهایی نوشته ی احمد یزدانی ص 47از بهاءاله.در ضمن این کتاب مورد تأیید جناب ‏شوقی ربانی است) اگر قرار است مساوات کامله میان زنان و مردان برقرار باشد چرا میان ‏مهریه ی زن شهری و روستایی و نیز سهم الإرث میان زن و مرد متفاوت است؟
    در همان ‏گنجینه ی حدود و احکام مثلا سهم پدر 420 سهم از 2520 سهم است و سهم مادر 360 سهم ‏و نیز سهم برادر 300 و سهم خواهر 240 و به علاوه خانه مسکونی و لباس های مخصوص ‏میت هم متعلق به فرزند ارشد پسر است. (گنجینه ی حدود و احکام ص 118 تا 125 )
    اینک ‏بفرمایید این مساوات کامله چگونه حا کم شده است ؟!
    چرا حقوق نسا و رجال به طور مساوات کامل به فرموده ی حضرت بهاء الله در سهم الارث و نیز تفاوت مهریه ی زن روستایی و شهری ( با توجه به اقتدار زوج و سکونت او) رعایت نشده است؟!
    بحث بر سر این نیست که حداقل و حداکثر مهریه چقدر باشد. ممکن است زن و مرد در مورد مهریه به یک شاخه نبات توافق کنند. بحث بر سر آن است که چرا زن روستایی مبنای مهریه اش نقره است و زن شهری طلا! این را روشن بفرمایند. مجددا عین عبارت گنجینه ی حدود و احکام را نقل نموده و مجددا یاد آوری می کنم که سخن در آن نیست که حداقل و حداکثر مهریه چقدر باشد، سخن در آن است که چرا میزان و معیار مهریه ی زن روستایی و زن شهری تفاوت دارد. ممکن است یک روستایی بسیار ثروتمندتر از یک کارمند جزء شهری باشد و بخواهد نوزده مثقال طلا مهریه ی زنش بکند. مانعی دارد یا ندارد. عرض نمی کنم بیش از نوزده مثقال چون معیار را نوزده مثقال قرار داده اند بسیار خوب من در آن حرفی ندارم چون هر آئینی چنان که عرض کردم برای خودش مقرراتی دارد. عرض بنده در آن است که چرا معیار مهریه ی زن روستایی نقره است و زن شهری طلا. همین. حالا به عبارت گنجینه توجه و قضاوت فرمایید:
    در کتاب اقدس نازل قوله تعالی: لا یحقق الصهار إلا بالأمهار. قد قدّر للمدن تسعة عشر مثقالا من الذهب الأبریز و للقری من الفضة. و من اراد الزیادة حرّم علیه أن یتجاوز عن خمسة و تسعین مثقالا. کذالک کان الأمر مسطورا. دامادی تحقق نمی یابد مگر به مهر( یعنی دادن مهریه واجب است) برای شهرها نوزده مثقال طلا و برای روستاها نقره قرار داده شده است. و هر کس که بخواهد بیشتر بدهد حرام است که از نود و پنج مثقال تجاوز کند. این چنین است که امر ( مهریه) نوشته شده است. جناب عبدالبهاء هم در توضیح این حکم اقدس چنین گفته است: از مهریه سئوال نموده بودی. این از احکام حضرت اعلی است، به کتاب اقدس تجدید شده است. و آن این است که اهل مدن باید طلا بدهند و اهل قری فضه. و این بسته باقدار زوج است. اگر فقیر است یک واحد می دهد و اگر اندک سرمایه دارد، دو واحد می دهد، اگر با سر و سامان است، سه واحد می دهد؛ اگر از اهل غناست، چهار واحد می دهد و اگر در نهایت ثروت است، پنج واحد می دهد. فی الحقیقه بسته به اتفاق میان زوج و زوجه و ابوین است. هر نوع در میان اتفاق حاصل شود مجری است... انتهی.
    اگر دنباله ی مسائل و احکام این باب را ملاحظه بفرمایید تماما همین گونه توضیحات است و در هیچ یک از آن ها از این مسأله عدول نشده است که شهری طلا و روستایی نقره باید بدهد. بله در اندازه یک یا دو و ... مثقال سخن به میان آمده است ولی در باره ی نقره و طلا هیچ اذنی داده نشده است. سئوال این است چرا مهریه ی زن روستایی یک یا دو یا سه و ... یا حداکثر نود و پنج مثقال نقره است و زن شهری یک و یا حداکثر نود و پنج مثقال طلا؟ این را پاسخ بفرمایند. به هر حال سوال این است :
    چرا مهریه زنان روستایی نقره و مهریه ی زنان شهری طلاست؟ حداقل یک و حداکثر نود و پنج مثقال آن مهم نیست مهم نقره و طلا بودنش است ؟!
    هر چقدر هم که سعی کنند مهریه را به شهر و روستا حمل کنند نه زن و مرد تا تبعیض را بپوشانند فایده ای ندارد و راه گشا نیست. درست است که گفته اند: قناعت به درجه ی اولی (یعنی نوزده مثقال نقره )احسن و اولی، لذا محدود نمودن مهر به ذهب در مدن جائز نه( گنجینه ی حدود و احکام صفحه ی 171 ) اما باز این سئوال هنوز برجاست:
    چرا ( و لو به دلخواه) مهریه زن روستایی نقره و مهریه زن شهری طلاست؟
    نکته ی پایانی هم آن است که به هر حال بهائیان این دین را پذیرفته اند و احکامش را هم اجرا می کنند. بحث تناقض برخی احکام با برخی از اصول و تعالیم بهائیت است چرا: « حداقل برای روستائیان و شهریان یک واحد نقره ( هر واحدبرابر19 واحد نقره است) و حداکثر برای روستائیان پنج واحد نقره یعنی 95 مثقال نقره و حداکثر برای شهریان پنج واحد طلا یعنی 95 مثقال طلا می باشد. » چرا برای شهریان طلا و یا نقره است ولی برای روستائیان فقط نقره؟ چرا میان مهریه ی زن روستایی با زن شهری تفاوت وجود دارد؟ صریحا بفرمایند:

    آیا زن روستایی می تواند به عنوان مهریه نود و پنج مثقال طلا تقاضا کند یا خیر ؟(مسلما پاسخش در بهائیت خیراست)
    حال با توجه به کلمه و معنای «مساوات» و « کامل » بفرمایند:
    1- چرا میان مهریه ی زن و روستایی و زن شهری فرق است؟
    2- چرا سهم الارث زن و مرد فرق دارد؟
    3- چرا زنان حق ندارند عضو بیت العدل باشند؟



  • نظرات() 
  • فتوای آیت الله سیستانی درباره ختنه زنان




    به گزارش شفقنا، حضرت آیت الله العظمی سیستانی به پرسشی جدید درباره ختنه زنان پاسخ داده اند. متن مشروح و دقیق فتوای ایشان به این شرح است.

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیستانی مد ظله

    سلام علیكم و رحمة الله و بركاته

    بعضی می گویند ختنه دختر سنت اسلامی است و شایسته می باشد والدین آن را اجرا نمایند ، و برخی دیگر می گویند این کار به دختر آسیب می رساند و باید از آن اجتناب نمود ، نظر شما چیست ؟  .

     

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اگر منظور از ختنه دختر بریدن پوسته عضو جنسی زن(خروسه) باشد، صحیح آنست که این کار سنت شرعی نیست، بلکه در صورتی که به دختر آسیب برساند حرام می باشد . و اما قطع خود عضو جنسی زن و یا قطع قسمتی از آن به یقین جنایتی در حق دختر محسوب می شود و برای والدین هیچگونه مجوّزی در اقدام به آن وجود ندارد . و الله العالم .




  • نظرات() 
  • اخبار دبیرستان خرد




  • نظرات() 
  • دولت آمریکا تعطیل شد!

    سرانجام با به پایان رسیدن فرصت تصویب لایحه بودجه در کنگره آمریکا، دولت فدرال این کشور برای اولین بار در 17 سال اخیر، تعطیل شد.
    به گزارش  روزنامه دیلی‌تلگراف، با پایان زمان قانونی تصویب بودجه و ناتوانی نمایندگان کنگره در دستیابی به توافق، دولت فدرال آمریکا تعطیل شد.

    کاخ سفید با صدور بخشنامه‌ای به مراکز زیرمجموعه خود دستور توقف فعالیت تعداد زیادی از نهادهای دولتی را صادر کرده است. با اجرای این دستور، بیش از 700 هزار کارمند بخش دولتی تا زمانی که نمایندگان کنگره بتوانند در مورد بودجه به توافق برسند، از کار بیکار می‌شوند.

    آخرین بار که یک دولت فدرال در آمریکا تعطیل شده به 17 سال قبل و زمانی که «بیل کلینتون» نتوانست لایحه بودجه را در کنگره به تصویب برساند باز می‌گردد.

    مجلس نمایندگان آمریکا که اکثریتی جمهوری‌خواه دارد، روز گذشته لایحه بودجه‌ای را به تصویب رساند که طرح «خدمات درمانی» مورد حمایت «باراک اوباما» رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا را یک سال به تعویق می‌انداخت. این لایحه با مخالفت اوباما مواجه شد و مجلس سنا نیز با اکثریت دموکرات، به این لایحه رأی منفی داد.

    رئیس‌جمهور آمریکا روز گذشته تنها چند ساعت مانده به پایان مهلت قانونی، با صدور بیانیه‌ای از کنگره به خصوص نمایندگان جمهوری‌خواه خواست «مسئولیت‌پذیر» بوده و بودجه را به تصویب برسانند. با این حال دو طرف بر سر موضع خود باقی ماندند و با پایان مهلت قانونی دولت فدرال عملا وارد وضعیت تعطیلی شد.




  • نظرات() 

  • در سال 24 ابوموسا اشعری روانه پارس شد .ولی مقاومتی گروهی از مردم بر ضد آنان آغاز شده بود . در سال 28 او از ریاست بصره خلع شد و جوانی به نام عبدالله جایگزین وی شد . او بی درنگ راهی خوزستان شد . زیرا خوزستانی چندین بار شوریده بود و او برای آرام کردن آنان روانه آنجا شده بود . در همین زمان او فردی به نام عبیدالله ابن معمر را مامور لشگری کشی به استخر و گور کرد. نیروهای ایرانی مبارزه در مقابل آنان ایستادگی کردند و سپاه عرب را در رامگرد شکست داد و عبیدالله را به قتل رساند . بعد از وی خود عبدالله عامر با سپاهی راهی استخر شد . از آنجا که نیروهای نظامی شهر با یکدیگر متحد شده بودند عامر نتوانست آنان را شکست دهد . و مجبور به عقب نشینی به گور کند . مردمان گور درصدد مبارزه بر آمدن و بیش از یکسال به طور مداوم استخر و گور در حال جنگ و جدل پراکنده بود . ولی عربهای میدانستند که استخر شهر سلطنتی ایران بوده و زمانی مقدس و دارای اشیای ارزشمندی است به همین دلیل دست از آن برنداشتند و ادامه دادند . سرانجام در سال 29 ابتدا گور از پای در آمد و به کلی منهدم گشت و بعد از آن استخر و سکنه آن به کشتار شدند . بلاذری مینویسد : پس از فتح استخر همه مردمان شهر از لب تیغ گذشتند . کسی جان سالم بدر نبرد . بلاذری میگوید : عامر سوگند یادکرده بود بعد از اینهمه مدت مقابله ایرانیان استخر در برابر لشگر اعراب پس از فتح آنان - آنقدر از مردم آنجا خواهم کشت که جوی خون سرازیر شود . بلاذری کشته شدگان ایرانی را در گور حدود 40 هزار تن تخمین زد . او خبر از قتل عام بیش از 100 هزار تن ایرانی در استخر توسط عبدالله عامر خبر میدهد . او انتقامی دهشتناک و بیسابقه گرفته بود . عامر بعد از پارس راهی کرمان شد . زیرا خبر از مکان یزذگرد یافته بود . او لشگری به فرماندهی مجاشع را راهی آنجا کرد بلاذری مینویسد : پس از کشتار مردم کرمان و جیرفت و سیرجان که دربرابر عربها ایستادگی کرده بودند عده ای کثیر از ایرانیان از منطقه نقل مکان کردند و راهی سیستان شدند .

    در سال 30 ربیع ابن زیاد حارثی با لشگری راهی سیستان شد . دهها و روستاهای سیستان یکی پس از دیگری با مقاومت مردم از پای در آمد و آمار کشتگان بسیار گشت . در جاهایی از سیستان شهر ها محاصره شدند و مردمان از گرسنگی از پای در آمدند و تسلیم شدند . بلاذری از کشتار سیستان چنین حکایت میکند .

    ربیع ابن زیاد که مردی بلند قامت و سیاه چهره و خشک و چروکیده بود بعد از فتح سیستان قبل از آنکه مرزبان آن شهر را به حضور بپذیرد دیواری قطور از اجساد ایرانی بنا نهاد که صف عظیمی را تشکیل داده بود . وی در بالای این دیوار بر روی اجساد ایرانیان نشست و بعد از آن مرزبان سیستان را فراخواند و قراردادی را در آن حالت منعقد ساخت که مرزبان باید هزار جوان ایرانی را به همراه خراج سالیانه تحویل عربها دهد . بعد از آن ایرانیان از قرارداد سرباز زدند و دوباره لشگری راهی سیستان شد و اینبار 2000 هزار جوان اسیر و مبلغ 2 میلیون درهم اهدایی از ایرانیان گرفتند . بعد از آن خراسان و نیشابور فتح سد و خراجهای بسیار سنگینی منعقد گشت . در سال 32 شخصی از خاندان کارن در خراسان پرچم مبارزه و طغیان بر ضد اسلام را بلند کرد . او با سپاهی که بالغ بر 40 هزار تن بود و متشکل بود از مردمان طبیس - بادغیس - هرات - کهستان و گرگان . بلاذری مینویسد : خاندان کارن با اسلام بنای جنگ نهاند و در شبیخونی از طرف عبدالله خازم فرمانده آنان به قتل رسید و مردمانش به کلی کشتار شدند .

    کشتار گرگان توسط سپاهیان عمر

    طبری می نویسد :" سعید ابن عاص" لشگری راهی گرگان نمود . مردم آنجا از راه صلح آمدند . سپس 100 هزار درهم خراج و گاه 200 هزار درهم خراج به اعراب میدادند . لیکن قرارداد از طرف ایرانیان برهم خورد و آنان از دادن خراج به مدینه سرباز زدند و کافر شدند . یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر "تمیشه" بود که به سختی با سپاه اعراب نبرد کرد . "سعید عاص" شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار ( امان ) خواستند . به آن شرط که سپاه "سعید ابن عاص" مردمان شهر را نکشد . لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند . در این کشتار عبدالله پسر عمر - عبدالله پسر عباس - عبدالله پسر زیبر - . ( تاریخ طبری )

    کشته شدن عثمان و تاخیر 6 ساله فتوحات اسلام در ایران

    عثمان در روز 18 ذوالجه سال 35 هجری به دست یک گروه 2000 نفری از ناراضیان جهادگر اسلامی که بر ضد او شوریده بودند به هلاکت رسید . که به گفته تاریخ نویسان عرب جسدش 3 روز در کوچه ها رها شده بود و کسی حق برداشتن جسدش را نداشته است . ولی در نهایت با پادرمیانی امام علی شبانه جسد را برداشتند - ولی شورشیان جنازه اش را سنگباران نمودند و اجازه دفن او را در گورستان مسلمانان ندادند و او را در گورستان "حش کوکب" یهودیان دفن کردند . بعد از وی امام علی به خلافت رسید . با روی کار آمدن وی شورش "طلحه و زبیر" بر ضد او صورت گرفت که در سال 36 هجری به جنگهای خونین "جمل" انجامید . سپس معاویه بر ضد علی شورید و به جنگ کشتارگرانه "صفین" و "حکمیت" انجامید . بعد از او خوارج علیه علی شوریدند .

    بلاذری مینوسید

    "اشعث ابن قیس" آذربایجان را فتح کرد و درب آن شهر را به روی سپاه اعراب گشود . در زمان عثمان وی والی آذربایجان شد و در زمان امام علی هم در سمت خود ابقا شد . او شماری زیادی از خانواده های عرب را روانه آذربایجان کرد تا در آنجا سکنی گزینند . عشایر عرب از بصره و کوفه و شام راهی آذربایجان شدند . به گفته وی عده معدودی از عربان زمینهای عجمان را خریدند . لیکن اکثر عربان برای مصادره کردن زمینهای مجوسان با یکدیگر مسابقه نمودند - یعنی هر گروهی هرچه میتوانست مصادره میکرد . بدین صورت اموال و زمینهای ایرانیان یکی پس از دیگری به تاراج گذاشته شد 




  • نظرات() 
  • کفش آمد ... کفن هم می‌آید!



     22بهمن سال پیش وقتی علی لاریجانی به قم رفت‌، برادران غیور اغتشاشگری که وظیفه هماهنگی و جذب نیرو برای برهم زدن جلسه سخنرانی وی را برعهده گرفته بودند از یکی از برادران اغتشاشگر بخش عملیات خواستند که کفش خود را به سمت رئیس مجلس پرتاب کند اما برادر غیور مزبور اعلام کرد که کفشش 50 هزار تومان قیمت دارد و حاضر نیست که آن را پرت کند ولی با مهر نماز به لاریجانی حمله خواهد کرد! این مطلب در گزارشی که هیات تحقیق و تفحص مجلس از آن ماجرا تهیه کرده بود و در مجلس خوانده شد‌، آمده بود . احتمالا در آن زمان‌، بودجه برادران برای تامین کفش‌های پرتابی به اندازه کافی نبود اما خوشبختانه‌، گویی به تازگی این مشکل رفع شده‌، به نحوی که روز گذشته از جمع چهل – پنجاه نفری که راضی شده بودند که به فرودگاه بروند و شلوغ کنند‌،یک نفر از همان دورها کفش خود را بدون نشانه‌گیری به سمت خودرو حامل مسافران نیویورک پرتاب کرد! این موضوع را می‌توان از زوایای مختلف بررسی کرد:

    1- اقتصاد در همین یکی دو ماهه وضعیت بهتری پیدا کرده و این موضوع حتی در زندگی برادران اغتشاشگر هم نمایان است‌، به نحوی که دیگر کفش خود را دو دستی نچسبیده اند و حاضرند برای اغتشاش‌، حتی کفش را پرتاب کنند.

    2- پرتاب کفش همچنین نشان می‌دهد که دوران استراحت غیورمردان تمام شده و دیگر دوران احمدی‌نژاد نیست که وی هر کاری کند صدای هیچ‌کس در نیاید و چه بسا چند روز دیگر کفن‌پوشان هم کفن‌های دوران اصلاحات را از بقچه‌هایی که 8 سال خاک خورده دربیاورند و بپوشند و...!

    3- ناراحتی بعضی‌ها در آن سوی مرزها از مذاکرات موفق هیات ایرانی آنقدر بعضی‌ها را متاثر کرده که دیگر به کفششان هم رحم نمی‌کنند . آخر چرا ایرانی‌ها این جوری بعضی‌ها را در خارج ناراحت کردند تا بعضی‌ها در داخل این طور واکنش نشان دهند؟!



  • نظرات() 
  • ساخت ماهواره خانگی /عکس



    download ابتکار در ساخت ماهواره خانگی



  • نظرات() 
  • بیایید کمی‌درکشان کنیم!



       نوشته شده توسط:(ف.م)    


     فرض کنید که شما خودتان را آماده کرده بودید برای رسیدن به یک صندلی خیلی مهم پشت یک میز مهمتر؛ ولی قضای آسمان این نبود و همچنین متاسفانه ابرو‌باد و مه‌و‌خورشید و فلک و بقیه دست اندرکاران هم در کار نشدند تا این اتفاق بیفتد.

    با این وجود شما چه حسی داشتید درباره کسی که جای شما روی آن صندلی مهم و پشت آن میز مهمتر نشسته است؟!

    فرض کنید که شما چندین سال وقت ارزشمند خود را برای دیدار و مذاکره با چند نفر بگذارید و این دیدارها و مذاکرات را چنان ادامه دهید که گویی قرار است تا چند قرن ادامه پیدا کند؛ یعنی در پایان هر دیدار و مذاکره، مهمترین نکته در جمع‌بندی مذاکراتتان این بود که تاریخ دیدار و مذاکره بعدی را مشخص کنید‌!‌

    حالا افراد دیگری آمده‌اند و نه تنها این کار مهم را از شما گرفته‌اند بلکه اعلام کرده‌اند که مذاکره برای مذاکره یعنی هیچ!... و مذاکرات باید ظرف یک سال به نتیجه برسد‌. یعنی مذاکراتی که شما مثل بچه تان آن را رشد داده‌اید و آرزو داشتید تا قیام قیامت ادامه پیدا کند‌، قرار است جوانمرگ شود! با این وجود شما چه حسی داشتید درباره کسانی که دست به این رفتار ناپسند زده‌اند؟!

    فرض کنید شما چند سال کاری می‌کردید که اگر چه نتیجه‌ای نداشت اما نتیجه مهمش این بود که باعث شد تصویر شما در رسانه‌های جهان نمایش داده شود، اما یکباره تصویر شما دیگر توسط هیچ دوربین ثبت نشد و توسط هیچ رسانه‌ای مخابره نشد و همه یادشان رفت که یک نفر بود که می‌آمد و می‌نشست و‌...!

    با این وجود شما چه حسی داشتید درباره کسانی که جای شما را گرفته‌اند و دوربین‌ها تصویرشان را ثبت می‌کند و رسانه‌ها درباره آنها خبر مخابره می‌کند؟!

    ... بیایید قبول کنیم که برای بعضی‌ها سخت است که سفر نیویورک و مذاکرات انجام شده در آن سفر را راحت قبول کنند. بیایید کمی‌درکشان کنیم!




  • نظرات() 


    • کل صفحات:3  
    • 1
    • 2
    • 3
    •   

    با سلام
    این وب از طرف حمعی از اولیای مدارس تهران جهت تبادل افکار ،اعم از مربیان ،دانش آموزان و اولیا بویژه اولیای محترم راه اندازی شده است

    ورود شما را به این سایت خوش آمد عرض می كنم . امیدوارم مطالب این سایت مورد استفاده ی شما عزیزان قرار گیرد . برای پیدا كردن مطلب مورد نیاز خود از قسمت موضوعات وبلاگ استفاده كنید . لطفا نقطه نظرات خود را برای بهبود سایت مطرح نمایید
    امید که موفقیت وب موفقیت همه مجموعه باشد!



    محمد بهرنگ


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :