تبلیغات
اولیای مدارس تهران -امت - مطالب خرداد 1393

اولیای مدارس تهران -امت

مدادالعلما افضل من دماء الشهداء

صادق زیباکلام: وضعیت حجاب هولناک شده


"بسم الله الرحمن الرحیم"
صادق زیباکلام: وضعیت حجاب هولناک شده

به گزارش جهان، صادق زیبا کلام طی یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: من برخلاف خیلی‌ها که به تظاهرات علیه بدحجابی و برخی سخنرانی‌ها علیه برنامه‌های فرهنگی دولت یازدهم با دیدی تردیدآمیز می‌نگرند و معتقدند همه ماجرای تظاهرات حجاب و در سطحی گسترده‌تر علیه وزارت ارشاد و برنامه‌های فرهنگی دولت، یک حرکت سیاسی است، با دیدی خوشبینانه نگاه می‌کنم. تلاش می‌کنم باور کنم معترضان مشکل سیاسی نداشته و همه انگیزه و هدفشان «خدایی» و «با قصد قربت» است. من خوشبینانه نگریسته و می‌گویم آنها که نگران بازگشت وضعیت فرهنگی به دوران اصلاحات هستند و به دولت زنهار می‌دهند مبادا خدای ناکرده برگردیم به وضعیت اجتماعی و فرهنگی دوران اصلاحات، واقعا نیتشان خیر است.

اگرچه بنده هرچه به ذهنم فشار آوردم که در دوران اصلاحات وضعیت عفاف و حجاب و فرهنگ در جامعه چگونه شده بوده و سپس در دوران آقای احمدی‌نژاد و اصولگرایان چه تغییر و تحولی پیدا کرد، چیزی به ذهنم نرسید! نمی‌دانم اگر مشاهده‌گری در دوران اصلاحات یکی، دوسالی در ایران اقامت داشت و سپس از کشور رفته و چندسال بعد در دوران مدیریت اصولگرایان به ایران بازمی‌گشت کدام تفاوت‌های چشمگیر را در عرصه حجاب، فرهنگ، سینما و تئاتر و سایر جنبه‌های فرهنگ جامعه ایرانی مشاهده می‌کرد؟ اما میلیون‌ها ایرانی که هم دوران اصلاحات را دیده‌اند و هم دوران احمدی‌نژاد را واقعا متحیرند که مگر در دوران اصلاحات وضع فرهنگ و حجاب چگونه شده بود که برخی امروز به دولت روحانی زنهار می‌دهند مبادا خدای‌ناکرده یک وقت بازگردیم به آن دوران؟ من همه این نکته‌ها را می‌پذیرم.

می‌پذیرم که آقایان درست می‌گویند که وضع حجاب و عفاف، اخلاق و فرهنگ در دوران اصلاحات خراب شده بوده و آقایان واقعا نگران این هستند که مبادا مجددا به آن دوران بازگردیم. من این را هم می‌پذیرم که وضع حجاب در کشور به نسبت ۱۰ماه پیش که اصولگرایان قدرت را در دست داشتند، خیلی خراب و هولناک شده است. من همه اینها را می‌پذیرم. اما مشکلم اینجاست که با پذیرش همه اینها باز هم مشکلم حل نمی‌شود. بنا را بر این می‌گذارم که این یکی یا آن یکی واقعا نگران وضعیت فرهنگی جامعه هستند و اعتراضشان به دولت از سر انگیزه‌های سیاسی نبوده. مشکلم با این سروران آن است که مگر متولی حجاب، وزارت کشور است؟ مگر متولی فرهنگ در این مملکت فقط قوه مجریه است؟ یا مگر وزارت کشور درباره حجاب قرار بوده چه کند که حالا نکرده؟ اگر بگوییم وزارت کشور باید کار فرهنگی می‌کرده تا حجاب از دید معترضان به این روز نیفتد، این پرسش مطرح می‌شود که مگر وزارت کشور مسوولیت فرهنگی هم بر عهده‌اش بوده؟ ممکن است معترضان بگویند ما خواهان برخورد فیزیکی با بدحجابان در خیابان‌ها هستیم.

این هم از وظایف وزارت کشور نیست. مگر نیروی انتظامی، گشت ارشاد و سایر دستگاه‌ها که قرار است با بدحجابی برخورد کنند، تحت امر وزارت کشور و آقای رحمانی‌فضلی هستند؟ می‌ماند اصلی‌ترین نکته درباره حجاب، عفاف و فرهنگ. ما در کشور یک، دو جین -و خیلی بیشتر- نهاد، شورا، بنیاد و سازمان داریم که کارشان تبلیغات فرهنگی و اشاعه فرهنگ دینی از جمله حجاب است. سازمان تبلیغات اسلامی، صداوسیما، شورای انقلاب فرهنگی و یک، دو جین نهاد متولی فرهنگ میلیاردها تومان بودجه هم دارند و برخی از آنها دارای هتل، بانک و کارخانجاتی هستند که درآمدهای آن موسسات را هم مستقیما خرج امور فرهنگی و تبلیغاتی می‌کنند. به عبارت دیگر به ازای هر یک تومان که وزارت ارشاد بودجه دارد، ده‌ها برابر آن در اختیار این ۲۶ نهاد فرهنگی و تبلیغاتی دیگر است، با این تفاوت که وزارت ارشاد همه کارها و هزینه‌هایش علنی است و طبق قانون به مجلس پاسخگو، درحالی‌که هیچ‌یک از این ۲۵ نهاد دیگر نه به مجلس و نهاد دیگری هم درخصوص آنچه هزینه می‌کنند پاسخگو نیستند.

اگر معترضان به حجاب، پس از آنکه مقابل وزارت کشور اجتماع کردند جلو سازمان تبلیغات اسلامی، صداوسیما و برخی دیگر از آن ۲۶ نهاد هم مکث می‌کردند، من می‌توانستم با خودم کنار بیایم و با خودم بگویم دغدغه و دلواپسی آنها واقعا حجاب و عفاف است. اما وقتی دستگاه‌هایی که علت وجود آنها به همراه میلیارد‌ها تومان بودجه‌ای که می‌گیرند مستقیما مسایل فرهنگی است، به‌هیچ‌وجه مورد اعتراض معترضان قرار نمی‌گیرند و همه اعتراضات متوجه وزارت کشور می‌شود که درخصوص مسایل فرهنگی و حجاب مدخلیتی ندارد، خیلی نمی‌توانم به خوشبینی و حمل بر صحت کردن خود ادامه بدهم.



  • نظرات() 
  • آزمایش موشکی در روسیه، شگفتی در ارومیه


    تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۵۶
    رویت شیء نورانی در آسمان ارومیه بار دیگر معمای اشیای مرموز را مطرح کرد اما مشخص شد نور مشاهده‌شده نتیجه آزمایش موشکی در روسیه بود. ساعت ۲۱:۴۰ دقیقه سه‌شنبه اهالی ارومیه تماس‌های متعددی با مراکز امدادی گرفتند و خبر دادند شیء نورانی در اطراف شهر سقوط کرده است.

    ابتدا تصور شد این شی‌ء هواپیماست به همین دلیل عده زیادی از مردم به سمت محل سقوط در حوالی روستای انگنه در جاده ارومیه- سلماس حرکت کردند حتی اهالی سلماس نیز سعی کردند خودشان را به آنجا برسانند. در این میان پلیس و نیروهای امدادی نیز در محل حضور یافتند اما مشخص شد هیچ هواپیمایی سقوط نکرده است. مدیرکل فرودگاه‌های آذربایجان غربی به‌سرعت خبر سقوط هواپیما را تکذیب کرد و پس از آن سرهنگ خسرو گل‌محمدی رییس پلیس پیشگیری فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی در ساعت ۲۲ دقیقه بامداد امروز از مردم خواست تا از دامن‌زدن به شایعه سقوط هواپیما بپرهیزند. با این وجود بحث بر سر سقوط شی‌ء نورانی ادامه یافت.

    امیرعباس جعفری مدیرکل بحران مدیریت آذربایجان غربی دیروز در این‌باره گفت: بر اساس گزارش‌های مردم چیزی با صدای هولناک و به‌صورت روشنایی در منطقه‌ای از حاشیه شهر سقوط کرد. بلافاصله از اورژانس، جمعیت هلال احمر و آتش نشانی اکیپ‌هایی در محل موردنظر مستقر شدند اما هیچ شیء و اثری از مورد گزارش‌شده یافت نشد.

    جعفری بیان کرد: برخی‌ گمانه‌ها از شهاب سنگ یا بالن‌بودن این شیء سقوط‌کرده حکایت داشت ولی هیچ نوع اثری از این موارد نیز پیدا نشد. گزارش‌های مردمی از این حکایت داشت که شیء نورانی در تمام نقاط ارومیه مشاهده شده و حتی «عصرایران» در گزارشی نوشت هموطنانی از زنجان، تبریز و میانه اطلاع داده‌اند شیء نورانی را در آسمان شهرهای خود دیده‌اند. در نهایت کارشناسان ماهنامه نجوم ظهر دیروز تشخیص دادند نور مشاهده‌شده نتیجه آزمایش موشکی در روسیه بود.

    شهرام یزدان‌پناه، کارشناس علوم فضایی در این‌باره به ایسنا گفت: «ساعت مشاهده در مقایسه با زمان غروب خورشید در منطقه، شکل و ظاهر پدیده رویت‌شده و بزرگی منطقه رصد، شکی باقی نمی‌گذارد که با پدیده مداری روبه‌رو بوده‌ایم. پدیده‌ای که با توجه به تجربیات و مشاهدات قبلی حدس زده می‌شود به مخزن سوخت مراحل پایانی یک پرتاب‌کننده فضایی یا موشک بالستیک دوربرد تعلق داشته باشد. محل وقوع آن به احتمال زیاد در ارتفاع خیلی زیادی رخ داده که در آن ساعت از شب هنوز نور خورشید به آنجا می‌رسید و بنابراین بازتاب آفتاب از گازهای رهاشده از مخزن سوخت، منظره رعب‌آور یا شاید زیبای شامگاه سه‌شنبه در غرب ایران را پدید آورده است.»

    موشک‌های بالستیک از لحاظ ساختار بسیار به موشک‌های فضایی نزدیک هستند و از طبقات فوقانی جو عبور می‌کنند. یزدان‌پناه در پاسخ به سرمنشا این پدیده گفت: «‫با توجه به موقعیت مکانی سکوهای پرتاب فضایی، به نظر نمی‌رسد پدیده مورد مشاهده حاصل پرتاب فضایی بوده و بیشترین احتمال ممکن به آزمایش موشک‌های بالستیک روسی مربوط می‌شود.»

    محمدحسین جهان‌پناه -روزنامه‌نگار تخصصی هوا و فضا-نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ما توضیح داد: «طبق اعلام رسمی روسیه، شامگاه سه‌شنبه در این کشور آزمایش موشک قاره‌پیما انجام شده است. در زمان رویت نور در آسمان ارومیه بخشی از سوخت موشک در حال پراکنده‌شدن در جو بوده و آنچه که دیده شده احتمالا بازتاب نور ناشی از آن روی قسمتی از موشک بوده است.»

    وی افزود: «قرار است روسیه امسال ۷۰ آزمایش موشکی انجام بدهد بنابراین دیده‌شدن چنین نورهایی از این به‌بعد عجیب نیست.»موشک بالستیک آزمایش‌شده توسط روسیه با نام RS-۱۲M Topol ICBM در ساعت ۲۱:۳۸ دقیقه از پایگاهی در شمال غربی دریای خزر پرتاب شد و در قزاقستان هدف موشک ضدبالستیک «ساری شاگان» قرار گرفت. معمای اشیای نورانی هرازگاهی مطرح می‌شود. پیش از این در خرداد ۱۳۸۶، خرداد و شهریور ۱۳۹۱ رویت اشیای نورانی در آسمان ایران گزارش شده بود که تمامی این پدیده‌ها منشأ فضایی داشتند.
    منبع: شرق



  • نظرات() 
  • ۵۵ درصد معوقات در اختیار ۲۰۰ نفر


    تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۱۱
    معاون نظارتی بانک مرکزی با بیان اینکه ۵۰ گروه یا شرکت مرتبط به هم، ۳۳ درصد مطالبات معوق را به خود اختصاص داده اند، گفت: ۲۰۰ بدهکار بزرگ ۵۵ درصد مطالبات و ۳ نفر نیز بالای یک هزار میلیارد تومان به بانک ها بدهی دارند.

    به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی، حمید تهرانفر دو عامل بیرونی و درونی را عامل ایجاد شکل گیری معوقات بانکی دانست و افزود: رکود تورمی، تحریم های بین المللی و جهش نرخ ارز از عوامل بیرونی و عدم اعتبارسنجی دقیق در بانک ها و نبود نظم و قاعده مشخص در برخی از بانکها از عوامل داخلی هستند.

    وی درخصوص جدیت بانک ها در وصول مطالبات، اظهار داشت: اینکه گفته می شود بانکها دنبال مطالبات معوق نیستند اساساً اشتباه است چون وجود مطالبات معوق در دفاتر بانک ها، نشان دهنده ضعف مدیران آن است، ضمن آنکه تاثیر مطالبات معوق بر کاهش توان تسهیلات دهی شبکه بانکی بسیار چشمگیر است. به گفته وی کل نقدینگی کشور ۵۸۰ هزار میلیارد ریال بوده که با این حساب ۱۴ درصد سپرده های بانکی از گردونه کمک به تولید خارج شده که این رقم نسبت به سال های گذشته رشد دو برابری داشته است.

    وی در خصوص مطالبات شرکت های زیرمجموعه بانک ها نیز گفت: مشکل در ثبت و طبقه بندی مطالبات غیر جاری شرکت های متعلق به بانک ها می باشد. به عبارت دیگر برخی بانک ها به جهت حمایت از شرکت های زیرمجموعه خود این قبیل مطالبات را با ترفندهای مختلف در طبقه جاری حفظ می کنند لذا این مطلب که عنوان می شود مطالبات از شرکت های زیرمجموعه بانک ها پیگیری نمی شود اصولا دارای شکل دیگری است و نحوه برخورد دیگری را می طلبد.

    معاون نظارتی بانک مرکزی در خصوص بدهکاران بزرگ بانکی هم اظهار داشت: ۱۰ بدهکار بزرگ بانکی ۱۲۴ هزار میلیارد ریال بدهی به بانکها دارند و ۱۵ درصد کل مطالبات بانکی در اختیار این ۱۰ نفر است.

    وی با بیان اینکه ۵۰ گروه یا شرکت مرتبط به هم، ۳۳ درصد مطالبات معوق را به خود اختصاص داده اند، افزود: ۲۰۰ بدهکار بزرگ ۵۵ درصد را به خود اختصاص داده اند و ۳ نفر نیز بالای یک هزار میلیارد تومان به بانک ها بدهی دارند. ۴۸ درصد بدهکاران نیز معادل ۱۳۱ مشتری بالای هزار میلیارد ریال به نظام بانکی بدهکارند. این مقام مسئول در بانک مرکزی درخصوص میزان مطالبات معوق بانک های دولتی، خصوصی و نیمه خصوصی، گفت: ۳۲۳ هزار میلیارد ریال از منابع بانک های دولتی معوق شده که این میزان، معادل ۱۳ درصد کل تسهیلات است.

    تهرانفر میزان مطالبات بانک های خصوصی را ۲۵۰ هزار میلیارد ریال (معادل ۱۷ درصد کل تسهیلات) و میزان مطالبات بانک های نیمه خصوصی را ۲۳۴ هزار میلیارد ریال (برابر با۱۲ درصد تسهیلات) عنوان کرد.

    معاون نظارتی بانک مرکزی درخصوص کل مطالبات معوق، تولیدکنندگان نیز تصریح کرد که ۶۱ درصد از مبلغ متعلق به ۵۰۰ نفر بدهکار بزرگ بانکی، مربوط به افرادی است که فعالیت اصلی شان صنعت و معدن است این رقم معادل ۳۰ درصد کل مطالبات معوق شبکه بانکی کشور می باشند.

    وی درخصوص رشد مطالبات معوقات گفت: سال ۸۸ رقم این معوقات ۴۱۱ میلیارد ریال بوده است و هرساله ۲۰ درصد رشد داشته، از طرفی هر سال ۲۵ درصد رشد نقدینگی نیز داشته ایم.



  • نظرات() 
  • وضوی واقعی پیامبر (ص) چگونه بود؟


    بخش فرهنگی الف، 1 خرداد
    وضوی پیامبر (ص) بحث تاریخی
    نویسنده: علی شهرستانی
    ترجمه: سیدهادی حسینی
    انتشارات دلیل ما، چاپ اول
    ۶۴۰ صفحه

    ****

    شاید از اولین آموخته های هر یک از ما در بحث احکام عملی اسلامی، چگونگی گرفتن وضوست. آنچه ما در محیط خانه از پدر و مادر خود می آموزیم و یکی از بدیهیات در امور دینی برایمان جلوه می کند، یکی از امور اختلافی میان مسلمانان نیز هست. کافی ست در میان دوستان و آشنایان یا همسایگان خانواده ای اهل سنت وجود داشته باشد که ما از دیدن وضو گرفتن آنها و تفاوت هایی که با ما دارد متعجب شویم.

    اما پرسشی که شاید به ذهن همه ما خطور کرده باشد این است که چطور مسئله ای تا این اندازه ساده که جزو امور هر روزه مسلمانان از آغاز تا امروز بوده و در واقع باید جزو بدیهیاتی باشد که همه مسلمانان روی آن توافق دارند اما محل چنین اختلافاتی شده است؟

    کتاب حاضر می تواند منبع بسیار خوبی برای یافتن پاسخ چنین سوالاتی باشد، آن هم به شکلی جامع و با رویکردی کاملا پژوهشی که ابتدا به سابقه تاریخی این ماجرا پرداخته شده و سپس سراغ تبیین فقهی و ... رفته است.

    نویسنده این کتاب مسئله وضو را از جمله مسائل اختلافی كلامی می داند كه در جریان حكومت خلفا با دگرگونی روبه رو شده و کیفیت انجام وضو نسبت به نص پیامبر(ص)، از تغییر مصون نمانده به طوری که هم اكنون چند وضوی متفاوت در جوامع اسلامی مشاهده می شود.

    نویسنده در كتاب حاضر پژوهش خود در این زمینه را در چهار بُعد تاریخی ، روایی ، قرآنی و لغوی ، فقهی و لغوی به تفصیل بیان داشته است. با توجه به چنین رویکردی به شکلی تفضیلی به جنبة تاریخی این موضوع پرداخته و در این بُعد با وارسی تاریخ اختلاف مسلمانان در وضو از عهد پیامبر (ص) تا پایان دوره عباسی اول (۲۳۲هـ ق) زمان اختلاف و انگیزه های آن را مشخص کرده است و در بیان مطالب ، حتی به مسائل پشت پردة آن نیز پرداخته و آن ها را از نظر دور نداشته است

    . بخش اول كتاب با موضوع وضو در عهد پیامبر (ص) و خلفا آغاز می شود و سپس پیدا شدن اختلاف در وضو از عصر عثمان و بدعت های دورة عثمان پیگیری می شود . در پایان این بخش، موضوع دوران خلافت امام علی (ع) و موضع آن حضرت در مورد وضو مطرح شده است .

    دستمایه بخش دوم كتاب مبحث وضو در دوران امویان و عباسیان است كه نویسنده به شکلی تفضیلی بدین موضوعات پرداخته است: توجه امویان به فقه عثمانی ، اختلاف مردم با دولت در وضو ، نظریه سازی ، نظرات صحابه در وضو های مختلف ، وضوی بعضی از تابعان و اهل بیت (ع)، وحدت فقهی علویان. این بخش با پژوهشی در تاریخ دوران عباسی اول در موضوعات زیر ادامه می یابد : نقش حاكمان در فقه و تغییر مفاهیم روایی و دیدگاه حاكمان ، عباسیان و پایه گذاری مذاهب اربعه، وضوی ثُلاثی غَسْلی و ثُنایی مَسْحی در دوره عباسیان ، و بیان مسائل اختلافی در دورة اموی و عباسی .

    روش نویسنده بیان باورها و دلیل های مكتب اهل بیت (ع) است و این كه دیگران نیز بتوانند نظرات مختلف در وضو را در كتاب به شیوه ای واقع گرایانه وارسی كنند، زیرا كتاب حاضر جستاری علمی با روشی نو و قابل عرضه در مراكز علمی است و نتیجة آن رسیدن به حقیقت فقه اسلامی خواهد بود



  • نظرات() 
  • ماجراهای دو زیباكلام؛ صادق از سعید می گوید

    اختلافات و جداسری‌های سیاسی در خانواده‌های مشهور، یكی از سوژه‌های خبری جذاب و گاه غم‌انگیز در جای‌‌جای جهان است. در ایران قبل و بعد از انقلاب نیز، مواردی از این دست به وفور دیده شده است. به بهانه انتقادات تند و تیز اخیر سعید زیباكلام استاد فلسفه علم در دانشگاه تهران از دولت روحانی و توافقنامه ژنو ، به سراغ برادر مشهورتر او، دكتر صادق زیباكلام رفتیم تا قصه «اختلاف برادران زیباكلام» را از زبان برادر بزرگ‌تر و سرشناس‌تر، بشنویم. گفتنی است كه سعید زیباكلام، در آخرین روزهای سال قبل، در نشست خبری «بایدها و نباید‌های مذاكرات گام نهایی توافقنامه ژنو»، دولت روحانی را به رفتار «قیم‌مآبانه و پدرسالارانه» با مردم و «مخفی‌كاری‌های خلاف منافع ملی»، متهم كرد. این سخنان در حالی بیان شد كه صادق زیباكلام یكی از بی‌پرواترین حامیان دولت روحانی است.

    شما در انتخابات ریاست‌جمهوری، یكی از حامیان كوشا و موثر حسن روحانی بودید. اما دكتر سعید زیباكلام، برادر جنابعالی، اخیرا انتقادات تندی به دولت روحانی و توافقنامه ژنو كرده‌اند. چرا صادق و سعید زیباكلام، با اینكه از یك خانواده برخاسته‌اند، این همه تفاوت ایدئولوژیك دارند؟

    به نظر من، ما تنها خانواده‌یی نیستیم كه دارای دیدگاه‌های كاملا متضادی هستیم. این هم یكی از ویژگی‌های جامعه ما به خصوص در دوران پس از انقلاب بوده است. پس از انقلاب، بعضا تفاوت‌های بسیار عمیقی بین اعضای برخی خانواده‌ها ایجاد شده است. یعنی خواهر با برادر، برادر با برادر، دختر و پسر با پدر یا مادرشان تفاوت‌های سیاسی و عقیدتی عمیقی داشته‌اند.

    می‌خواهم بگویم كه خانواده زیباكلام تنها خانواده‌یی نیست كه دچار این وضع شده. البته این وضع، پدیده بسیار نامطلوبی است. من ترجیح می‌دادم كه من هم مثل برادرم یا او هم مثل من فكر می‌كرد؛ برای اینكه این اختلافات، چه بخواهیم چه نخواهیم، بر روی روابط عاطفی انسان‌ها تاثیر می‌گذارد. نه فقط دو برادر، بلكه پدر و پسر هم در اثر چنین اختلافاتی از هم دور می‌شوند. البته این را هم بگویم كه من، چون آدم لیبرال‌تر و متساهل‌تری هستم، خیلی سعی كرده‌ام كه این اختلافات را نادیده بگیرم و در اكثریت قریب به اتفاق موارد، من مثل برادر كوچك‌تر رفتار كرده‌ام و احترام نگه داشته‌ام. مثلا در اعیاد با برادرم تماس گرفته‌ام و به دیدن او رفته‌ام.

    یعنی سال نو كه از راه می‌رسد، شما با اینكه برادر بزرگ‌تر هستید با برادر كوچك‌ترتان تماس می‌گیرید و عید را تبریك می‌گویید؟
    نه‌تنها در سال تحویل، بلكه در اعیاد مذهبی و موارد دیگر هم، من به دیدن ایشان می‌روم و تبریك یا تسلیت می‌گویم.

    اگر شما این كار را نكنید، برادرتان به دلیل اختلافات سیاسی با شما تماس نمی‌گیرند؟
    نه. اگر من تماس نگیرم، دیگر هیچ ارتباطی بین ما نخواهد بود. من البته این كار را به دو دلیل انجام می‌دهم، یكی به احترام روح پدرم، چون معتقدم كه مرده زنده است و پدر مرحومم از قطع رابطه فرزندانش رنج می‌برد. من قویا معتقدم پدرم از رابطه من و برادرم آگاه است. دلیل دوم و مهم‌تر من برای حفظ این ارتباط، مادرم است. اگر روزی‌روزگاری، خدای نكرده، مادرم در این دنیا نباشد، دیگر خیلی خودم را موظف نمی‌دانم كه در برابر برادر كوچك‌ترم اظهار كوچكی بكنم. من می‌دانم مادرم از اینكه بین دو پسر بزرگ‌ترش - پسرانی كه هر دو هم تحصیلكرده و استاد دانشگاه هستند – به دلیل مسائل سیاسی رابطه‌یی نباشد، رنج می‌برد. برای اینكه مادرم چنین رنجی نبرد، من همیشه پیشقدم می‌شوم و با برادرم تماس می‌گیرم.

    دكتر سعید زیباكلام چند سال از شما كوچك‌ترند؟
    هشت سال از من كوچك‌ترند.

    پس اگر همت شما نباشد، رابطه برادری‌تان به دلیل اختلافات ایدئولوژیك از دست می‌رود.
    دقیقا همین‌طور است. البته برادرم سعید فقط با من این طور نیست. او در مواجهه با هر كسی كه از نظر عقیدتی مقبولش نباشد، اصرار چندانی به حفظ رابطه ندارد. این حكم كلی حتی شامل فرزندان ایشان یعنی برادرزاده‌های من هم می‌شود. ما هم دیگر قبول كرده‌ایم كه عقیده برای ایشان خیلی مهم‌تر از مناسبات و امور انسانی و عاطفی است. خواهرها و برادر سوم من هم این وضع را پذیرفته‌اند.

    ولی من شخصا راستگرایانی را دیده‌ام كه با دیگران در عین اختلاف نظر سیاسی رابطه دوستانه‌یی دارند اما دكتر سعید زیباكلام، با اینكه استاد فلسفه علم هم هستند، ظاهرا تندتر از بسیاری از هم‌مسلكان سیاسی‌شان هستند.
    بله، ایشان در اعتقادات و افكار و عقایدش خیلی جدی است و اصلا اهل مسامحه و مصالحه نیست.

    پدر شما، ظاهرا ملی‌گرا بودند. یعنی انسان مذهبی تند و تیزی نبودند. انگار شما بیشتر شبیه پدرتان شده‌اید.
    بله، پدر ما به‌شدت مصدقی بود. عاشق مصدق بود و در تشكیلات حزب زحمتكشان، كه وابسته به جبهه ملی بود، فعالیت می‌كرد. تقریبا می‌توانم بگویم كه پدر ما، همه زندگی‌اش را صرف دكتر مصدق كرد.

    بعد از كودتای ۲۸ مرداد، طرفداران شاه به مغازه پدرم حمله و آنجا را غارت كردند. خودش هم مدتی فراری بود. یكی از نخستین خاطرات دوران كودكی من این است كه پدرم را در زیرزمینی كه نمی‌دانستم كجاست، پنهانی ملاقات می‌كردیم. انگار همین دیروز بود كه مادرم به من می‌گفت «به هیچ كس نگو رفتیم بابا را دیدیم.» پدرم تا ماه‌ها پس از كودتای ۲۸ مرداد مخفی بود و به تدریج زندگی را از سر گرفت. من بعدها متوجه شدم كه پدرمان بعد از كودتای ۲۸ مرداد، تا حد زیادی از سیاست فاصله گرفت و به مولوی و حافظ گرایش پیدا كرد.

    در عین حال، پدر ما چون در زمینه كسب و كار فوق‌العاده آدم بااستعدادی بود، به سرعت توانست از شرایط بد سال‌های آغازین پس از كودتا، فاصله بگیرد و از نظر مالی شرایط خوبی پیدا كرد. او با اینكه از صفر شروع كرده بود، در اواخر عمرش یكی از واردكنندگان اصلی لوازم یدكی كامیون‌های ساخت آلمان و انگلستان شد. خانواده پدری من، برعكس خانواده مادری‌ام، خیلی متمول نبودند. به هر حال، پدر ما در دهه ۱۳۴۰، یكی از تجار اصلی واردكننده لوازم یدكی كامیون در ایران بود و در صنف خودش بسیار محترم و شناخته شده بود.

    پدر شما در چه سالی فوت شدند؟
    متاسفانه عمر زیادی نكردند. در سال ۱۳۵۲، در سن پنجاه و چند سالگی فوت شدند.

    راه شما و دكتر سعید زیباكلام از چه زمانی جدا شد؟
    اساسا برادر من، فوق‌العاده مذهبی است و این مذهبی‌بودن، چیزی نیست كه بعد از انقلاب در فكر و عمل او ایجاد شده باشد. ایشان قبل از انقلاب هم، حتی زمانی كه ۱۲-۱۰ ساله بود، به‌شدت مذهبی بود. من دو تا خواهر دارم و خوب یادم هست كه وقتی دخترهای همسایه ما، می‌خواستند با خواهرهایم به خانه ما بیایند، هر وقت كه برادرم سعید در خانه بود، به خانه ما نمی‌آمدند. این داستان برای اواسط دهه ۱۳۴۰ است. برادرم واقعا دوست نداشت دخترهای بی‌حجاب، ولو كه دوستان خواهرهای ما باشند، وارد خانه ما شوند. سعید هر چه بزرگ‌تر شد، مذهبی‌تر هم شد. او تقریبا از همان سن ۱۶ سالگی، یعنی در اوایل دهه ۱۳۵۰، با آن بخش از فامیل ما كه بی‌حجاب بودند، اصلا رفت و آمد نمی‌كرد. با كسی هم تعارف و شوخی نداشت! وقتی هم آن اقوام ما به خانه‌مان می‌آمدند، سعید اصلا جلو نمی‌آمد كه با آنها سلام و علیك بكند. برادرم در همان دوران قبل از انقلاب هم كه برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت، با بچه‌های ایرانی و عرب بسیار متدین آشنا شد و مذهبی بودن در وجودش منظما بیشتر و بیشتر شد. من فكر می‌كنم همه موضع‌گیری‌ها و جهت‌گیری‌های برادرم، ملهم و متاثر از اعتقادات مذهبی اوست.

    مذهبی بودن كه فی‌النفسه اشكالی ندارد. شما ظاهرا با سبك و سیاق مذهبی بودن دكتر سعید زیباكلام مشكل دارید.
    به هر حال، من هیچ‌وقت به خودم اجازه نمی‌دهم با آن دسته از بستگانم كه بی‌حجاب هستند، رفت و آمد نداشته باشم. اما برادرم با بی‌حجاب‌های فامیل، رفت و آمدی ندارد. او فقط با آن بخش از فامیل ما رفت و آمد دارد و در عروسی‌ها و عزاداری‌های آنها شركت می‌كند كه چادری و مقید هستند.

    من همان قدر كه با بستگان نمازخوان و مقیدم رفت و آمد می‌كنم، با بستگان بی‌حجاب و بی‌نمازم هم رفت و آمد دارم. مذهب باعث نمی‌شود كه من در قبال بستگان و دوستان و آشنایانم خط‌كشی بكنم. ولی برادرم این‌طور نیست. برادرم اول به اعتقادات دینی افراد نگاه می‌كند، بعد به خود آنها.

    به نظر خودتان مشكل از كیست؟ دینداری شما می‌لنگد یا دینداری برادرتان قشری است؟
    دینداری من می‌لنگد! فكر می‌كنم رفتار درست متعلق به برادرم باشد. بالاخره، شما یا به چیزی اعتقاد داری یا نداری. به هر حال من این‌گونه نیستم. من نمی‌توانم با كسانی كه بی‌دین هستند، به صرف بی‌دین بودن، قطع رابطه بكنم. ولی برادرم خیلی راحت با نزدیك‌ترین افراد هم، اگر عامل به احكام اسلام نباشند، قطع رابطه می‌كند. یعنی حتی اگر كسی نماز هم نخواند، برادرم خیلی به او نزدیك نمی‌شود.

    دكتر سعید زیباكلام در انگلستان در رشته فلسفه علم تحصیل كرده‌اند؟
    ایشان درسش خیلی خوب بود. ابتدا در دانشگاه منچستر، برق و الكترونیك خواند. او هم مثل من به علوم انسانی علاقه داشت ولی مطالعات مذهبی‌اش بسیار زیاد بود. یعنی چندین برابر دانشجویان دیگر، مطالعه مذهبی داشت. بعد از انقلاب، برادرم به ایران بازگشت و مدتی در كردستان رییس رادیو و تلویزیون بود. بعدا با حكم دكتر قطب‌زاده، كه وزیر خارجه بود، سفیر ایران در فیلیپین شد. او چند سالی در فیلیپین بود و سپس مدتی هم مدیركل یكی از قسمت‌های وزارت خارجه شد (اگر اشتباه نكنم، مدیركل سازمان‌های بین‌المللی وزارت خارجه) . اما با دكتر ولایتی و دیگران مشكلات و اختلافات نسبتا شدیدی پیدا كرد و از وزارت خارجه بیرون آمد. دوباره به انگلستان برگشت و چون به فلسفه علاقه داشت، تغییر رشته داد و در دانشگاه لیدز، در مقطع دكترا، فلسفه علم خواند.

    ظاهرا دكتر سروش هم در روی آوردن برادرتان به فلسفه علم نقش داشته است.

    برادرم در دوران قبل از انقلاب، به دكتر سروش خیلی نزدیك بود. او مسوول انجمن اسلامی دانشجویان در انگلستان بود و به دكتر سروش و برادران خرازی و دكتر ابراهیم یزدی و دكتر صادق طباطبایی و قطب‌زاده و بنی‌صدر نزدیك بود و با آنها همكاری داشت.

    بعد از انقلاب، البته مدتی هم در ستاد انقلاب فرهنگی با آقای دكتر پورجوادی همكاری می‌كرد. نهایتا در اواسط دهه ۱۳۶۰، چنان‌كه گفتم، به انگلستان برگشت و دكترای فلسفه علم گرفت. اوایل دهه ۷۰ به ایران برگشت و مدتی در دانشگاه امام صادق تدریس كرد. سپس به دانشگاه تهران آمد و الان هم استاد فلسفه علم در دانشگاه تهران است.

    به هر حال، برادرم قبل از انقلاب، در انگلستان، خیلی به دكتر سروش نزدیك بود و اساسا دكتر سروش یكی از كسانی بود كه باعث گرایش برادرم به فلسفه علم شد. ولی وقتی كه سعید دكترایش را گرفت و از انگلستان به ایران برگشت، به تدریج با سروش زاویه پیدا كرد و هر چه جلوتر آمدیم، اختلافات او هم با سروش بیشتر شد و در سال‌ ۷۳ یا ۷۴، دیگر اصلا نتوانست با سروش كار كند و به كلی از او جدا شد. برادرم تا قبل از آن تاریخ، مدتی در دپارتمان فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف با دكتر سروش كار می‌كرد. پس از قطع همكاری با سروش، به دانشگاه امام صادق رفت و بعد هم، به دانشگاه تهران.

    برگردیم به اول مصاحبه! شما حامی پر و پا قرص دولت روحانی هستید ولی دكتر سعید زیباكلام، در آخرین انتقاداتش از دولت روحانی، دولت را به رفتار قیم‌مآبانه و پدرسالارانه با مردم و نیز مخفی‌كاری علیه منافع ملی و انقلاب اسلامی متهم كرده است. نظر شما درباره این انتقادها چیست؟
    من فكر می‌كنم به جای اینكه بنده وارد جزییات شوم و به این مساله بپردازم كه تا چه حد با نظرات ایشان موافقم یا مخالفم، بهتر است بگویم ایشان با آن سابقه ارتدوكسی مذهبی‌شان، طبیعتا با دولتی مثل دولت روحانی یا هاشمی و به خصوص با دولتی همچون دولت خاتمی، به هیچ‌وجه سازگاری ندارد و در حقیقت این افراد و دولت‌هایشان را تا مرز خیانت كردن به انقلاب و آرمان‌های انقلاب، پیش می‌برد و متهم می‌كند. برعكس، برادرم به‌شدت از احمدی‌نژاد طرفداری می‌كرد كه این هم طبیعی بود. رمز و راز درك نگاه ایشان از یك جهت خیلی ساده است. برادر من با هر چیزی كه ملهم و متاثر از غرب باشد، با تمام وجود مخالف است. او اساسا غرب را، از حیث اندیشه و فلسفه و اقتصاد و مناسبات اجتماعی و سیاسی اقتصادی، پست و ناپاك و پلید می‌داند. او من حیث‌المجموع، غرب را جرثومه فساد و تباهی می‌داند.

    پس اساسا چرا برای تحصیلات دانشگاهی، از لیسانس تا دكترا، به غرب رفتند؟
    به هر حال ایشان قبول دارد كه غرب از نظر علمی پیشرفته‌تر از ما است و به همین دلیل در غرب تحصیل كرده است. اسامه بن‌لادن هم در غرب تحصیل كرده بود. آن ۲۳ نفری هم كه آن دو هواپیما را به برج‌های دوقلوی نیویورك كوبیدند و حادثه یازده سپتامبر را رقم زدند، در غرب تحصیل كرده بودند. بسیاری از كسانی هم كه امروز در سوریه علیه بشار اسد و به نفع سلفی‌ها می‌جنگند، اروپایی و امریكایی هستند. یعنی مسلمانانی هستند كه از اروپا و امریكا به سوریه رفته‌اند تا در تنور سلفی‌گری بدمند.

    شما می‌توانید در غرب متولد شوید و در همان جا به دبستان و دبیرستان و دانشگاه بروید ولی در نهایت آن قدر از غرب متنفر شوید كه بمب به خودت ببندی و متروی لندن یا فرودگاه پاریس را منفجر كنی. بنابراین نفس اینكه كسی مثل سعید زیباكلام در غرب تحصیل كرده، مانع از این نمی‌شود كه او غرب را مظهر خباثت و پلیدی و جرثومه فساد بداند. وقتی ملاك و معیار برادر من این می‌شود كه همه‌چیز غرب خراب و فاسد است، او طبیعتا نمی‌تواند سیاست‌های دولت روحانی را بپذیرد. این مخالفت با سیاست‌های دولت، ناشی از این نیست كه دولت روحانی در ژنو چه چیزی را امضا كرده یا نكرده. اساسا هر دولتی كه بخواهد تا حدودی با امریكا و اروپا تنش‌زدایی كند، از دید برادر من محكوم است. جزییات امر برای او مهم نیست. چرا دكتر سعید زیباكلام از احمدی‌نژاد طرفداری می‌كرد؟ برای اینكه معتقد بود احمدی‌نژاد با تمام توان در برابر غرب ایستاده است. چرا برادر من از هاشمی با تمام وجود متنفر است؟ برای اینكه او معتقد است هاشمی می‌خواست ایران را مثل ژاپن و برزیل بكند. چرا برادرم با تمام وجود از خاتمی و اصلاح‌طلبان بیزار است؟ چون او معتقد است كه خاتمی و اصلاح‌طلبان می‌خواستند دموكراسی غربی را در ایران پیاده كنند.

    دو سال آخری كه احمدی‌نژاد با نظام مشكل پیدا كرده بود، دكتر سعید زیباكلام چه موضعی نسبت به احمدی‌نژاد داشت؟
    در آن دو سال، كه احمدی‌نژاد با نظام و رهبری زاویه پیدا كرده بود، تا جایی كه من در جریان هستم، برادرم دیگر مثل گذشته از احمدی‌نژاد حمایت نمی‌كرد؛ ولی تا قبل از آن، با تمام وجود از احمدی‌نژاد حمایت می‌كرد.

    شما در دید و بازدیدهای خانوادگی، تا به حال كارتان به بحث سیاسی هم كشیده است؟
    نه. چون مواضع همدیگر را می‌دانیم، با هم بحث نمی‌كنیم. البته برادرم به كسانی كه من به آنها احترام می‌گذارم، مثل هاشمی و خاتمی، اعتراض‌‌هایی می‌كند ولی من وانمود می‌كنم كه این اعتراض‌ها را نشنیده‌ام!

    از نظر خودتان، «قصه برادران زیباكلام» چه پایانی خواهد داشت؟
    آخر قصه برادران زیباكلام از نظر من این است: تا وقتی كه مادر ما در قید حیات باشند (حالا اگر من خودم زودتر از مادرم فوت نشوم)، من به احترام مادرم خودم را موظف می‌دانم كه ارتباطم با برادرم قطع نشود. ولی اگر- زبانم لال- مادرمان از دنیا بروند، فكر می‌كنم آن تار مویی هم كه ما را به هم متصل می‌كند، متاسفانه از بین خواهد رفت.
    منبع: اعتماد



  • نظرات() 
  • در پشت پرده زندگی فیدل کاسترو چه گذشت



    فیدل کاسترو یکی از معروف ترین چهره های سیاسی قرن بیستم بود، همدوش چه گوآرا در انقلاب کوبا جنگید، اما پس از پیروزی ترجیح داد به کار سیاست بپردازد، در حای که چه گوآرا ادامه مبارزه را در گوشه ای دیگر از امریکای لاتین پی گرفت. چه گوآرا کشته شد و به اسطوره ای در میان مبارزان چپگرای جهان بدل شد، اما فیدل ساهای سال عمر کرد هرچند محبوبیتش به پای چه گوآرا نرسید اما اغلب با نویسندگان امریکای لاتین و حتی برخی از روشنفکران اروپایی رابطه ای نزدیک داشت هرچند نحوه حکومتش محل انتقاد بود.

    با این اوصاف زندگی او همواره منشا کنجکاوی های بسیار بوده، به خصوص اگر کتابی به گوشه های پنهان آن پرداخته باشد و توسط کسی هم نوشته شده باشد که مشاهداتش در این زمینه دست اول بوده باشد.

    به گزارش ایبنا «زندگی پنهان فیدل کاسترو» (In La Vie Cachée de Fidel Castro) نوشته سانچز، یکی از بادیگارد های ویژه رهبر کوبا به مدت ۱۷ سال است که در آن تصریح کرده زندگی کاسترو شبیه زندگی لوئی پانزدهم (پادشاه فرانسه ۱۷۱۰-۱۷۷۴) است.

    در این کتاب که چهارشنبه دیروز منتشر شد آمده است کاسترو قایق تفریحی گراقیمتی داشته و یک جزیره اختصاصی با تمامی امکانات (مزرعه کروکودیل و دلفین و ...) دارد و همیشه دو نفر فدایی آماده به خون دادن در مواقع ضروری وی را همراهی می کنند.

    به نوشته محافظ مخصوص، کاسترو فئودالی است که شبیه لوئی پانزدهم زندگی می کند و مانند یک پادشاه واقعی زندگی سرخوشی را در بهشت عدن می گذراند.

    شخصیت کاریزماتیک و هوش و ذکاوت بالا در کنار خونسرد بودن، خود محور بودن، کج خلقی و دمدمی مزاج بودن از خصوصیات اخلاقی وی است که زنان می توانند سریع نظراتش را عوض کنند.

    سانچز می گوید بسیاری از مردم نمی دانند فیدل کاسترو چگونه زندگی می کند و در واقع نوع زندگی کاسترو فراتر از آرزوهای کوبایی هاست.

    بر خلاف گفته های فیدل کاسترویی برای مردم، وی هرگز سرمایه داری را به نفع ریاضت کشی کنار نگذاشته است و وی و نوه هایش در زندگی راحتی به سر برده اند.

    سانچز بعد از ۱۷ سال خدمت به کاسترو، اسیر بی رحمی وی شد و بعد از شکنجه شدن در سلول پر از سوسک درخواست بازنشستگی می کند. بعد از آزادی از زندان مانند سایر تبعیدی های کوبایی در سال ۲۰۰۸ به امریکا پناهنده شد.

    کتاب «زندگی پنهان فیدل کاسترو» به کمک «اکسل گیلدن» خبرنگار ارشد مجله اکسپرس فرانسه به رشته تحریر درآمده است.

    گیلدن به گاردین گفت این اولین باراست که شاهد دست اولی از درون سیستم وقایع را تعریف می کند و شیوه زندگی متناقض کاسترو و روانکاوی انگیزه های وی را می توانیم مورد کنکاش قرار دهیم.

    این اولین بار نیست که در مورد ثروت هنگفت کاسترو صحبت به میان می آید. در سال ۲۰۰۶ فیدل کاسترو که گفته شد با دستکاری سود شرکتهای دولتی کوبا، جزو ۱۰ نفر اول ثروتمندان جهان قرار گرفت که بلافاصله این گزارش از سوی حکومت کوبا تکذیب شد.

    سلطنت طولانی کاسترو در سال ۲۰۰۶ و بدنبال بیماری روده پایان یافت و وی قدرت را به برادر کوچک اش رائول که همزمان وزیر دفاع هم بود داد و سپس در سال ۲۰۰۸ رسما قدرت را واگذار کرد. فیدل کاسترو بعد از آن برای روزنامه گرانما قلم می زد اما در انظار کمتر حاضر می شد.

    ایگناسیو رامونت روزنامه نگار فرانسوی که با کاسترو اخیرا مصاحبه کرده، وضع زندگی وی را ساده توصیف کرده و وعده های غذایی وی را ساده ، در کنار ورزش و خواندن بیان کرده است و اما سانچز ۶۵ ساله که اینک در امریکا زندگی می کند صحبت از جزیره خصوصی کاسترو بنام Cayo piedra در جنوب خلیج خوکها کرده و آنرا شبیه بهشت عدن وصف می کند که مهمانانی مانند خوزه گارسیا مارکز پیش کاسترو رفته و در آنجابا هم ماهیگیری کردند.

    قاقی تفریحی موسوم به Aquarama II ساخته شده از چوب آنگولایی با چهار موتور است که هدیه برژنف رئیس جمهور درگذشته شوروی سابق به کاسترو است.

    عمارت immense فیدل کاسترو در هاوانا جای دیگری از محل زندگی فیدل کاسترو است که سانچز وصف آن را در کتاب خود آورده است.

    سانچز می گوید فیدل کاسترو گفته انقلاب اجازه نداده تا وی به استراحت بپردازد اما جملات کاسترو کاملا دروغ است و اگر استراحت نمی کرد و واقعا دلش به حال ملت خود سوخته بود، باید دق می کرد و می مرد.

    البته به گفته «آن لوئیس بارداچ» وقایع نگار کوبا، کاسترو بهترین غذا ها و بهترین مراقبتهای پزشکی را با خود دارد اما اسراف در زندگی نمی کند چرا که وی غرق در پول بدنیا آمد و به دنیای سیاست برای قدرت وارد شد نه پول و حالا جزیره ای دارد بنام جزیره کوبا مانند اربابان قدیمی!

    سانچز از فروپاشی شوروی در حالی که کوبا ۸۰ درصد از تجارت خارجی اش با این کشور بود می نویسد که خانه های مردم مانند کارتهای بازی فروریخته شد و مردم کوبا چه مصیبت اقتصادی را متحمل شدند.

    مورد دیگری که سانچز در کتابش آورده، شهوت‌ر‌انی فیدل کاسترو است و اینکه ۹ فرزند داشته و البته رسانه ها حق نداشته اند در این باره در روزنامه های خود بنویسند. وی همیشه یک کلت در پای خود حمل کرده و هرگز جایی بدون ۱۰ بادیگارد و محافظ نرفته است و دو اهدا کننده خون همیشه در سفرها همراه وی بوده اند تا در مواقع ضروری کمک کنند. به نوشته سانچز فیلم جنگ و صلح ساخته شده از روی کتاب تولستوی را بسیار دوست دارد و صدها بار آنرا دیده است (۵ ساعت دست کم).

    بارها هوگو چاوز را احمق خطاب کرده و به بادیگاردهای خود گفته بود که آن را در دفترچه خاطرات خود برای تاریخ بنویسند. سانچز بیش از دو دهه با کاسترو بیشتر از خانواده وی نشست و برخاست کرده و می گوید کاسترو خود را خدا دانسته و کوبا را ملک طلق خود می داند.

    سانچر همچنین از شوق کاسترو برای نگهداری الماس های آنگولا در جعبه سیگارش نوشت و گفت: بعضی وقتها کاسترو مانند دزدان دریایی کارائیب جلوه می نمود



  • نظرات() 
  • آبیاری 128 هکتار کشتزار جنوب تهران با فاضلاب

    کد مطلب: 227560
    آبیاری 128 هکتار کشتزار جنوب تهران با فاضلاب
    تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۶
    آبیاری برخی زمین‌های کشاورزی جنوب تهران با آب فاضلاب مساله‌ای است که اهمیت آن کمتر از آلودگی هوا نیست، با این حال به دلیل آشکار و در معرض عموم نبودن، به نظر می‌رسد که برخوردی جدی که مانع از ورود آب‌های فاضلاب به زمین‌های کشاورزی که از شمال تهران به جنوب این شهر سرازیر می‌شود، نشده است.

    همچنین، در پی اعلام مسئولان مبنی بر آلودگی چندین هکتار زمین زراعی به آب فاضلاب انتظاری که می‌رود جلوگیری از توزیع محصولات حاصل از این مزارع است.

    دی ماه سال گذشته، محمد موسوی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی تهران با بیان اینکه ۲۱۴ هکتار از سبزی‌کاری‌های جنوب تهران که بیشتر در منطقه شهرری قرار دارد با آب‌های نامتعارف آبیاری می‌شود، گفته بود: آبیاری یک درصد از ۳/۱ میلیون تن سبزی و صیفی که در جنوب استان تهران تولید می‌شود با آب نامتعارف است.

    همچنین، معاون امور بهداشتی وزیر بهداشت نیز سال گذشته اعلام کرده بود: در تحقیقی که در میدان تره‌بار تهران صورت گرفت، مشخص شد که ۳۵ تا ۵/۴۱ درصد سبزی‌ها به فلزات سنگین نظیر سرب، کادیوم و نیترات آلوده هستند. به گفته علی‌اکبر سیاری، آلوده‌ترین سبزی، پیاز با ۵۴ و سپس خیار گلخانه‌ای با ۴۵ درصد آلودگی و بعد از آن هم گوجه فرنگی و سیب‌زمینی است.او همچنین گفته بود از نظر سموم، ۵۲ درصد سبزی‌ها بیشتر از حد مجاز آلوده است.

    وعده تخریب کشتزارهای آلوده به فاضلاب
    به تازگی، استاندار تهران با هشدار به مزارعی که در آن با آب فاضلاب صیفی‌جات را آبیاری می‌کنند، گفته است: با توجه به این که گزارش‌هایی مبنی بر آبیاری صیفی‌جات در جنوب تهران با آب فاضلاب دریافت شده و این به شدت برای سلامت شهروندان مضر است لذا براساس مصوبه شورای تامین و تایید وزارت بهداشت هر کجا زمین زراعی با فاضلاب آبیاری شود، تخریب می‌شود.

    به گفته سیدحسین هاشمی، عوارض ناشی از مصرف صیفی‌جاتی که به این نحو کشت و برداشت می‌شود، بسیار خطرناک و مضر است.همچنین، رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران از تصفیه پلکانی مخازن آب در مناطق مختلف شهر به منظور آبیاری سبزیجات در جنوب شهر تهران خبر داده است.رحمت ا... حافظی با اشاره به اینکه پس از جاری شدن آب از قسمت‌های شمال شهر به سمت پایین در طول مسیر با آلودگی آب مواجه هستیم، گفته است: این آب پس از جاری شدن از شمال شهر حالت غیرقابل استفاده پیدا کرده و صرف آبیاری می‌شود.

    البته گفته می‌شود علاوه بر جاری شدن آب فاضلاب از شمال به جنوب تهران، برخی از کشاورزان جنوب تهران نیز بالا بودن هزینه آب یا در دسترس نبودن آن را علت استفاده از فاضلاب عنوان می‌کنند. مساله دیگری که در این رابطه وجود دارد این است که برخی می‌گویند این آلودگی‌ها با پختن سبزیجات یا ضد عفونی کردن از بین می‌رود، اما عده‌ای دیگر می‌گویند این قضیه در رابطه با سبزیجات آلوده به آب فاضلاب صدق نمی‌کند.

    ۱۲۸ هکتار کشتزار آلوده به فاضلاب
    در این زمینه رئیس اداره بهداشت آب و فاضلاب وزارت بهداشت در گفت‌وگو با آرمان با بیان اینکه وسعت زمین‌های زراعی که با آب فاضلاب آبیاری می‌شود در سال ۹۱، سه هزار هکتار بود، می‌گوید: تا انتهای سال ۹۲ با کاهش مزارع این چنینی مواجه بودیم، به طوری که طبق آخرین‌ آمار، ۱۲۸ هکتار زمین زراعی در سال گذشته با آب فاضلاب آبیاری شدند.

    غلامرضا شقاقی با اشاره به اینکه به دلیل اقدامات استانداری و دانشگاه علوم پزشکی شاهد کاهش این کشتزارها بوده‌ایم، می‌افزاید: بیشتر این مناطق مربوط به جنوب تهران، شهرری و اسلامشهر است.او ادامه می‌دهد: در سایر مناطق مانند پیشوا و پاکدشت که تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی است نیز این مشکل به میزان کمتری وجود دارد، وسعت این کشتزارها در این مناطق ۱۸ هکتار است. به گفته شقاقی، آموزش کشاورزان که از برنامه‌های وزارت بهداشت است در کاهش این معضل موثر است. همچنین، در این زمینه حمایت‌های بین بخشی میان استانداری و وزارت کشاورزی لازم است.

    رئیس اداره بهداشت آب و فاضلاب وزارت بهداشت با بیان اینکه طبق آخرین مصوبه، استانداری موظف به هماهنگی برای جلوگیری از آبیاری مزارع با فاضلاب است، ادامه می‌دهد: سال ۹۲، در جنوب تهران مانند اسلامشهر، ۴۵ اخطار داده شد و ۴۶ مورد نیز به مراجع قضایی معرفی شدند.به گفته شقاقی، اولین اقدام در این زمینه اطلاع رسانی، سپس اخطار دادن و در آخرین مرحله نیز ارجاع دادن به مراجع قضایی است.او بیان می‌کند: استفاده از آب فاضلاب هم برای سلامت کشاورزان و هم برای سلامت مردم تهدید محسوب‌می‌شود، به‌ویژه در مواردی که این سبزیجات به صورت خام استفاده می‌شود.

    شقاقی با اشاره به اینکه برخی محصولات خطر کمتری دارد، می‌افزاید: سبزیجاتی که به صورت خام مصرف نمی‌شود یا باغ‌های میوه به اندازه دیگر محصولات به آن وسعت تهدید ندارد.رئیس اداره بهداشت آب و فاضلاب وزارت بهداشت بیان می‌کند: نگرانی‌ها بیشتر مربوط به انواع آلودگی‌های میکروبی، ویروسی و انگلی است. همچنین عدم شست و شوی این سبزیجات در خانه نیز از دیگر نگرانی‌ها در این زمینه است.

    از آلودگی‌های انگلی تا سرطان معده

    در این زمینه، یک فوق تخصص گوارش و کبد در گفت‌وگو با آرمان می‌گوید: اگر سبزیجات با فاضلاب آبیاری می‌شود، به هیچ وجه نباید از آن استفاده کرد.حسین خدمت ادامه می‌دهد: در فاضلاب‌های شهری و انسانی نیترات وجود دارد که می‌تواند سرطان زا باشد.

    این استاد دانشگاه عنوان می‌کند: شست و شوی سبزیجات آلوده و از بین رفتن آلودگی با پختن در رابطه با سبزیجاتی که با آب فاضلاب آبیاری می‌شود، نمی‌تواند تاثیر گذار باشد. خدمت با بیان اینکه پخت سبزیجات سبب از بین رفتن ویتامین موجود در آنها می‌شود، می‌افزاید: نیترات و نیتریت در کودهای حیوانی و انسانی باعث سرطان می‌شود، سرطان معده شایع ترین سرطانی است که ناشی از آبیاری مزارع با آب فاضلاب است.



  • نظرات() 



  • با سلام
    این وب از طرف حمعی از اولیای مدارس تهران جهت تبادل افکار ،اعم از مربیان ،دانش آموزان و اولیا بویژه اولیای محترم راه اندازی شده است

    ورود شما را به این سایت خوش آمد عرض می كنم . امیدوارم مطالب این سایت مورد استفاده ی شما عزیزان قرار گیرد . برای پیدا كردن مطلب مورد نیاز خود از قسمت موضوعات وبلاگ استفاده كنید . لطفا نقطه نظرات خود را برای بهبود سایت مطرح نمایید
    امید که موفقیت وب موفقیت همه مجموعه باشد!



    محمد بهرنگ


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :